
شوکت عظیمی مدرس حوزه علمیه اهواز در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خوزستان، به نکاتی درخصوص جزء سیزدهم قرآن کریم پرداخت و گفت: این جزء از آیه 53 سوره یوسف آغاز میشود و سوره رعد و ابراهیم را تا آیه 52 دربرمیگیرد.
وی با اشاره به آیه «وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّیَ إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَّحِیمٌ» ﴿یوسف، ۵۳﴾ اظهار کرد: این کلامی است که حضرت یوسف(ع) پس از آزاد شدن از زندان بیان میکند. برای فهم این آیه باید نگاهی به آیات قبل داشته باشیم که در رابطه با جریان خواب عزیز مصر است. عزیز مصر خوابی میبیند که همه معبدان از تعبیر آن عاجز ماندند. یکی از دو نفری که در زندان همبند حضرت یوسف(ع) بود داستان آن حضرت و قدرت او را بر تعبیر خواب به یاد آورد. وقتی نزد حضرت یوسف(ع) رفت، حضرت یوسف(ع) در جواب این هم زندایی قدیمی خود گفت: تعبیر خواب عزیز مصر را میدانم، اما ابتدا زنانی که به من تهمت زده بودند باید اعتراف کنند. که در ادامه آن زنان را احضار کردند و آنها به گناه خود اعتراف کردند. در این حین بود که حضرت یوسف(ع) فرمود: خواسته من به این جهت بود که عزیز مصر بداند من در نهان به او خیانت نمیکنم.
عظیمی گفت: در این کلام حضرت یوسف(ع) احتمال این معنا که به استقلال و بدون کمک دیگری به این امر موفق شده بود، وجود دارد. از اینرو برای اینکه چنین معنایی حاصل نشود، بلافاصله فرمود: «وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّیَ إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَّحِیمٌ» من نفسم را مبرا نمیدانم چراکه نفس دائما به بدی امر میکند و من به تنهایی نمیتوانستم از نفسم خلاصی یابم مگر اینکه پرودگارم به من رحم میکرد و اگر مدد غیبی خداوند نبود نمیتوانستم برابر مکر زنان مقاومت کنم.
وی توجه به تسبیح رعد را یکی از نکات جالب توجه در سوره رعد دانست و با اشاره به آیه «وَ یُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَ الْمَلائِکَةُ مِنْ خِیفَتِهِ وَ یُرْسِلُ الصَّواعِقَ فَیُصِیبُ بِها مَنْ یَشاءُ وَ هُمْ یُجادِلُونَ فِی اللَّهِ وَ هُوَ شَدِیدُ الْمِحال»(رعد، 13) بیان کرد: آیات قبل محاجه و گفتوگویی درباره کفار بود. این آیه یکی از مصادیق «یسبح لله ما فی السماوات والارض» را بیان میکند که همه چیز تسبیح خدا را میگوید از جمله رعد که با ستایش او تسبیح خدا را میگویند.
معنای تسبیح رعد
این مدرس حوزه علمیه با اشاره به دو نظر در تبیین معنای تسبیح رعد، توضیح داد: گفته شده رعد و برق یکی از نعمات الهی است که حکمت و فایده خاصی برای آن منظور است. بنابراین تسبیح رعد به این معنا است که رعد با زیبایی و فوایدی که دارد عظمت و حکمت خدا را در آفرینش موجودات نشان میدهد و انسان درمواجهه با آن، ضعف خود را برابر جلوهای از قدرت خداوند میبیند. به گفته برخی دیگر در موجودات نوعی شعور وجود دارد که در مدار وظیفهای که برعهده دارند، تسبیح خداوند را میگویند.
عظیمی افزود: ادامه آیه میفرماید: «وَ الْمَلائِکَةُ مِنْ خِیفَتِهِ» فرشتگان از روی ترس و خشیت تسبیح خدا را میگویند. تصریح به ترس جهت آن است که فرشتگان، نسبت به عظمت و قدرت خداوند شناخت دارند از اینرو همواره ترس دارند که مبادا به وظیفه خود عمل نکرده و نارضایتی خدا را کسب کنند. ادامه آیه بیان میکند که مردم با وجود مشاهده قدرت خدا همچنان درباره او مجادله میکنند.
آرامش با یاد خدا، از نشانههای ایمان است
مدیر کانون دانشآموختگان حوزه علمیه بانوان اهواز در ادامه با شاره به آیه 28 سوره رعد گفت: بر اساس آیه «الَّذِینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوب» یکی از نشانههای ایمان این است که فرد مؤمن با یاد خداوند آرامش پیدا میکند. رسیدن به آرامش آرزو و هدف همگان است و انسان هر کاری میکند برای رسیدن به آرامش و آسایش است. خداوند در این آیه می فرماید مومنان با یاد خداند آرامش پیدا میکنند، چون دل انسانها وصل به خدا و وابسته به اوست؛ از این رو تنها با آنچه به آن وابسته است آرامش پیدا میکند.
وی با اشاره به عوامل پریشانی و نگرانی انسانها در طول دوره زندگی گفت: برخی از انسانها از آینده خود ترس دارند اما مؤمنان خود را به خداوند میسپارند و باور دارند هر کس خدا را وکیل خود قرار دهد، خداوند برای او کافی است. مؤمنان نیز خدا را وکیل خود قرار میدهند.
این مدرس حوزه علمیه اظهار کرد: ولی ما این طور نیستیم، میخواهیم خود به تنهایی کار خود را انجام دهیم و آرامش حاصل کنیم از طرف دیگر چشممان به بنده خداست برای همین کار ما همیشه لنگ است. نگرانی در رابطه با خطاهای گذشته، بیماریهای روحی همچون احساس پوچی، سوءظنها و توهمها و ... رنجهایی هستند که انسان، با ایمان به خداوند از آنها رهایی مییابد بنابراین انسان مؤمن نگران چیزی نیست.
وی اضافه کرد: آرامش یافتن انسان با یاد خدا جهت بعد روحی انسان است. ما برای خدا هستیم و فقط و فقط با یاد او آرامش مییابیم و آنان که ایمان و عمل صالح دارند عاقبتشان خیر است.
عظیمی شکرگزاری را ازموضوعات مهم آیات آغازین سوره ابراهیم دانست و گفت: برای فهم معنای آیه «وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّکُمْ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِی لَشَدِید» (ابراهیم، 7) باید بدانیم که حقیقیت شکر چیست و چگونه محقق میشود. نخستین معنا از شکر، تشکر زبانی است و ما در برابر نیکیهایی که در مورد ما صورت میگیرد، معمولاً تشکرمیکنیم. اما شکر برابر نعمتهای خداوند چگونه است؟ نعمتهایی که برخی از آنها را میبینیم و برخی را نمیبینیم، برخی نیز از قدرت درک ما خارج هستند و برخی را بی آنکه از او بخواهیم به ما داده است.
مدرس حوزه علمیه بانوان اهواز شکر زبانی را مقدمهای برای توجه قلبی انسان به نعمت و صاحب نعمت دانست و افزود: پس از این، عمل به دستورات الهی بالاترین مرحله شکر است. به این معنا که نعمتها را مراقبت کنیم و ازآنها در راه حرام استفاده نکنیم. در این صورت عمل شکرخدا را به جا آوردهایم.
عمل به دستورات الهی شکر است
وی با تأکید بر اینکه شکر کامل مستلزم رعایت قدر و قیمت نعمتها در عمل است، گفت: شکر کردن توفیق میخواهد. وقتی انسان شکرمیکند خداوند به او توفیق میدهد که بیشتر شکر کند و این حالت ظرفیت انسان را افزیش میدهد. ممکن است که در ظاهر تغییری در وضعیت وی حاصل نشود اما در اثر شکر، قدرت تحمل و ظرف وجودی او افزایش پیدا میکند و این توفیقی است که خدا به شاکران میدهد.