گروه ادب: ادبيات زمانی باارزش میشود كه بهدور از هر تعلقی و با بيشترين تعهد به كار گرفته شود كه البته اين خود به هيچوجه در نفی تكنيك و توانايیهای ادبی نيست. آوينی اعتقادی به «هنر برای هنر» ندارد و خود اين جمله را دارای جهتگيری سياسی میداند.
| سيد مرتضی آوينی |
امروز، 20 فروردينماه، سالروز شهادت سيدمرتضی آوينی است كه به بيان رهبر معظم انقلاب(مد ظله العالی)، سيد شهيدان اهل قلم ناميده شده است. هم او كه در راه ثبت دلاوریهای مردان اين سرزمين طی هشت سال دفاع مقدس، از جان خود ايثار كرد و با قلم خود دست به روشنگری زد.
سيدمرتضی آوينی در شهريور ۱۳۲۶ در شهرری به دنيا آمد. تحصيلات ابتدايی و متوسطه خود را در شهرهای زنجان، كرمان و تهران به پايان رساند. او از كودكی با هنر انس داشت. شعر میسرود، داستان و مقاله مینوشت و نقاشی میكرد.
در يكی از دستنوشتههای او میخوانيم: «ما خسته نشدهايم و اگر باز جنگی پيش بيايد كه پای انقلاب اسلامی در ميان باشد، ما حاضريم. میدانيد! زندهترين روزهای زندگی يك «مرد» آن روزهايی است كه در مبارزه میگذراند و زندگی در تقابل با مرگ است كه خودش را نشان میدهد.»
خالی از لطف نيست كه در آغاز، توضيحی درباره نام و صفت نيكوی سيد شهيدان اهل قلم بدهيم؛ زيرا كسی كه با روايت فتح به شهرت رسيده و نامش بر زبانها جاری شده است را لقب سيد شهيدان اهل قلم دادهاند. در نگاهی اجمالی به مقالات و يادداشتهايی كه او از خود به جای نهاده، میتوان تا حدودی به علت اين نامگذاری پی برد.
از سويی با بررسی حال و هوای آن روز اطرافيان سيد؛ كه چه بود و چه شد كه اين چنين مورد هجمه قرار گرفت و كنايهها و تهمتها از چپ و راست جاری شد. منحرف، متحجر و ...، و كار به آنجا رسيد كه روز قبل از شهادش در فلان روزنامه اسم و رسمدار در يادداشتی تند و گزنده، نويسنده او را به بازگشت به سوی خدا و توجه به حضور حضرت حق دعوت میكند.
مگر اين سيد چه میگفت كه اين چنين در تيررس زبان و قلم روشنفكران و دينداران ظاهری قرار گرفت. مگر نمیگفت كه حضور در جشنوارههای فيلم خارجی مطرود نيست، ولی با وادادگی و دوری از ارزشهای مسلم جامعه ايرانی ـ اسلامی در آن شركت نكنيد.
مگر نه آنكه هشدار داده بود در اين دست جشنوارهها و فستيوالها نه فقط به تكنيك، بلكه به محتوای مورد توجه خودشان جايزه میدهند و با اين شرايط هيچ گاه تكنيك همراه فكر و دغدغه غير از آنچه غرب میخواهد، توفيقی در اين دست برنامهها كسب نمیكند.
بله درست است؛ اين «سيد» گناهی به بزرگی سخن از حق گفتن دارد و الحق والانصاف تا آنجا كه میتوانستند به او تاختند تا آن روز كه در فكه به ديدار محبوب و معبود شتافت و از همان تاريخ مورد تمجيد بسياری از كسانی قرار گرفت كه به خونش تشنه بودند؛ تا آنجا كه برخی كوتولههای سياسی ضدانقلاب و اپوزسيون خارجی نيز به تمجيد از او پرداختند.
برای شناخت سيدمرتضی بايد نگاهی داشت به آثار بهجای مانده از او تا بتوانيم شناختی هر چند مختصر از سيد شهيدان اهل قلم كسب كنيم و بتوانيم غبار ناشی از شلوغیهای اطراف او را بر زمين بنشانيم. آوينی در جايی از ادبيات سخن گفته كه توجه به برخی از سرفصل گفتههای او برای فعالان امروزی اين حوزه نيز بسيار مفيد فايده و ارزشمند است.
وی در تفكيكی ضروری به بررسی موضوع «التزام و عدم التزام» در ادبيات و ساير حوزهها میپردازد. حال ما نيز بايد توجه كنيم كه شاعر و نويسنده بايد ملتزم باشد يا غير.
آوينی همچنين در جايی به مفهوم آزادی و وضعيت متقابل آن با انسان میپردازد. او میگويد: «اختيار و آزادی انسان فراتر از آنكه حقّ او باشد، تكليف اوست. ما میگوييم «تكليف در برابر خدا»؛ ماكسيم گوركی در «هدف ادبيات» میگويد «تكليف در برابر مردم».
در دوران حيات آوينی، پيش از آن و تا امروز بسيار شنيدهايم، هنر آزاد، ادبيات آزاد، سينمای آزاد، اقتصاد آزاد و در نهايت انسان آزاد. همه فعالان اين حوزهها به نوعی از كلمه آزاد برای رساندن منظور خود بهره گرفتهاند، پس افتراق و انشقاق از كجاست؟
آيا تنها نوع بيان افراد است كه باعث سوءبرداشت اختلافی شده است، همانند مثالی كه رهبر فقيد انقلاب اسلامی، حضرت امام خمينی(ره) در ابتدای پنجمين جلسه تفسير سوره حمد خود میفرمايند كه «در جمعی كه هر يك از آنها به زبانی سخن میگويد، برای خريد ميوه اختلاف میافتد و هر كس به زبان خود از جمع میخواهد كه ميوه انگور خريده شود.» آيا تفاوت در لفظ آزادی نيز به همين منوال است كه همه افراد مثال قصد خريد ميوه انگور را دارند، ولی بيان آن به زبانهای گوناگون باعث اختلاف شده يا آنكه در اصل قضيه نيز اختلاف است؟ به عبارت ديگر آيا ادبيات آزاد از منظر آوينی با يك ديدگاه خدامحور و منتقدان او با تفكری انسانمحور يكی است يا تفاوت دارد؟
در اين جا نياز است به بررسی هر دو تفكر بپردازيم؛ در انديشه انديشمندان غربی، ادبياتی آزاد است كه از هر «تقيد و تعهدی» آزاد باشد. آزادی در اين منظر «حق» تلقی میشود و «آزادی قلم» دقيقاً در رديف آزادی جنسی و آزادی اقتصادی معنا میشود.
اما آنچه سيد شهيدان اهل قلم به آن اعتقاد دارد، نه رهايی از هر تقيد و تعهد كه رهايی از هر گونه «تعلق» است و معنا و تفاوت آن برای همه واضح و روشن. آوينی نه تنها آزادی را «حقی» برای صاحب آن تصور نمیكند، بلكه آن را «تكليفی» در برابر خداوند و بر محور حقيقت و عدالت میداند.
او «انسان كامل» و «عبدالله» را مشترك معنوی میداند. دو مفهومی كه به خوبی میتواند مايه تفرق انديشه او و انديشه حاكم بر جهان غرب باشد. آزادی در نگاه آوينی به معنای «حريت» است، نه ولنگاری و افسارگسيختگی.
ادبيات زمانی باارزش میشود كه به دور از هر تعلقی و با بيشترين تعهد استفاده شود كه البته اين خود به هيچ وجه در نفی تكنيك و توانايی قلم نيست. او اعتقادی به «هنر برای هنر» ندارد و خود اين جمله را دارای جهتگيری سياسی میداند.
نكته آخر و جان كلام اينكه؛ فعالان حوزه ادبيات كشور بايد متوجه تفاوت ديدگاه اسلامی و انقلابی و تفكر ولنگار ـ غربی و شرقی هر كدام به نوعی ـ باشند. تمايل به حضور در صحنههای جهانی نبايد باعث وادادگی و بیتعصبی نسبت به ارزشهای والای فرهنگ غنی ايرانی ـ اسلامی شود.
امروز رسالت اهل قلم در ايجاد و عمقبخشی به اعتقادات مردم از جايگاه رفيع و با نفوذی برخوردار است. امروز اهل قلم وظيفه دارد با محوريت «حقيقت و عدالت» و در راستای رسيدن به «حريت» در اين آشفتهبازار افكار و انديشهها ورود كند و همچون كشتی باثبات يا ساحلی امن، به داد غريقان اين بحر آشفته برسد.
تظلمخواهی و رساندن فرياد ضعيفان به گوش مردم جهان، حمايت از مقدسات اديان الهی، تلاش برای همصدايی با آزادیخواهان سراسر جهان و ... از جمله اين اهداف عاليه است كه هر چه در اين مسير طی طريق كنيم، باز هم قلههای فتح نشده بسياری وجود خواهد داشت كه البته ما مامور به وظيفه هستيم و نه نتيجه.