صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۱۲۲۲۰۱۷
تاریخ انتشار : ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۲ - ۰۹:۱۱
نقد و ارزيابی سياست‌های هنری وزارت ارشاد در دولت دهم/ 8

يك هنرمند نقاش اظهار كرد شورای سياست‌گذاری جشنواره‌ها بايد به عنوان اهل فن و نخبگان هنری كشور مورد مشاوره قرار بگيرند و از آنان بهره‌برداری شود درحالی كه در دوره پنجم جشنواره هنرهای تجسمی فجر، هيچ جلسه‌ای با حضور اين شورا برگزار نشد.

گروه هنر: يك هنرمند نقاش اظهار كرد: شورای سياست‌گذاری جشنواره‌ها بايد به عنوان اهل فن و نخبگان هنری كشور مورد مشاوره قرار بگيرند و از آنان بهره‌برداری شود درحالی كه در دوره پنجم جشنواره هنرهای تجسمی فجر، هيچ جلسه‌ای با حضور اين شورا برگزار نشد.

غلامعلی طاهری، هنرمند نقاش و مدرس دانشگاه در بخش اول گفت‌وگوی خود با خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا) در مورد روند رشد و عملكرد دفتر هنرهای تجسمی معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت دهم اظهار كرد: علی‌رغم رشد كمی در فعاليت‌های دفتر هنرهای تجسمی در معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت دهم بايد به بررسی رشد كيفی و تاثيرگذاری فعاليت‌ها در سطح جامعه نيز پرداخت و توجه داشت كه افزايش آمار و ارقام فعاليت‌های هنری نشان‌دهنده رشد و توسعه حقيقی نيست.
بخش نخست اين گفت‌وگو را اينجا بخوانيد!

وی در بخش دوم اين گفت‌وگو در بخش انتقادات وارده به عملكرد مركز ادامه داد: در مركز هنرهای تجسمی معاونت هنری دولت دهم همكاری و تعامل با ساير سازمان‌های داخلی مثل شهرداری تهران و حوزه هنری مناسب نبوده و اين سازمان‌ها همزمان در حال انجام بسياری از فعاليت‌های موازی هستند، حتی شهرداری به بسياری از فضاهايی كه از وظايف معاونت هنری وزارت ارشاد است ورود پيدا كرده و دوسالانه و نظاير آن را برگزار می‌كند.

اين مدرس دانشگاه تصريح كرد: گويی نهادها برای ايجاد نتايج آماری با يكديگر به رقابت پرداخته اند، در اين موارد بايد جلساتی گذاشته و پيگيری شود تا هزينه‌ها در فعاليت‌های موازی صرف نشود؛ زيرا به تنها چيزی كه توجه نمی‌شود، كيفيت كار، هنرمند و مخاطب است و اين صحيح نيست و ما بايد اولويت را بر روی ارتقا كيفی و جذب مخاطب متمركز كنيم.

 طاهری:
گويی نهادها برای ايجاد نتايج آماری با يكديگر به رقابت پرداخته اند، در اين موارد بايد جلساتی گذاشته و پيگيری شود تا هزينه‌ها در فعاليت‌های موازی صرف نشود؛ زيرا به تنها چيزی كه توجه نمی‌شود، كيفيت كار، هنرمند و مخاطب است و اين صحيح نيست و ما بايد اولويت را بر روی ارتقا كيفی و جذب مخاطب متمركز كنيم.

طاهری عنوان كرد: هر دو گروه مخاطب عام و خاص در اين عرصه بايد مورد توجه قرار گيرند و ارتقا پيدا كنند. شما می‌دانيد كه بنده به عنوان برنامه‌ريز و مسئول راه‌اندازی و دبيركل اولين جشنواره فجر بودم و آئين‌نامه آن را هم خودم نوشتم كه پس از تصويب، اولين دوره آن در سال 1387 با سختی بسيار زياد برگزار شد و تقريبا از تمام جناح‌‌ها، گروه‌ها و طيف‌های مختلف هنری و نحله‌های مختلف فرهنگی در جشنواره اول استفاده شد.

وی افزود: در آن دوره با بهره‌گيری از همه اين گروه‌ها در شورای سياستگذاری و داوری و دبيری بخش‌های مختلف رشته‌های تخصصی، بزرگ‌ترين كارگاه نقاشی را در ايران برگزار كرديم و بيشترين آثار كيفی به اين جشنواره جذب شد. در آن سال خريد آثار داشتيم و تقريبا تمام اساتيد برجسته كشور در آن جشنواره حضور داشتند.

اين هنرمند نقاش مطرح كرد: به طور طبيعی انتظار می‌رود كه با گذشت زمان، نواقص و مشكلات جشنواره كمتر شود و كاستی‌های برنامه شناسايی و رفع شود و به كيفيت مطلوب برسد، اما ديديم كه پنجمين جشنواره بين‌المللی هنرهای تجسمی فجر از بسياری از جهات دارای مشكلات جدی بود، مثلا در دوره اول اين جشنواره بخش بين‌الملل هم در بخش پژوهشی، هم در بخش همايش و سخنرانی و هم در بخش حضور آثار هنرمندان خارجی بسيار فعال بود، اما در دوره پنجم با وجود اينكه انتظار می‌رفت رشد كيفی وجود داشته باشد اما اين رشد ديده نشد.

وی ادامه داد: اين مشكلات بايد آسيب‌شناسی شود، شورای سياست‌گذاری جشنواره كه بالاترين ركن جشنواره هستند بايد به عنوان اهل فن و نخبگان هنری كشور مورد مشاوره قرار بگيرند و از آنان بهره‌برداری شود؛ در دوره پنجم جشنواره، شورای سياست‌گذاری اصلا دعوت نشدند و جلسه‌ای با حضور آنان برگزار نشد و اين‌ها ضعف است.

طاهری در ادامه سخنان خود گفت: البته من به شخصه بخشی از اين ضعف را دليل بر تغيير و جابجايی مديران می‌بينم؛ همچنين بحرانی كه وضعيت مالی بوجود آورد و موجب شد بخش عمده‌ای از بودجه كاهش پيدا كند و افزايش قيمت‌ها، بر روی برگزاری مطلوب جشنواره تاثيرگذار بود؛ اصولا نبود بودجه عملا كار را می‌خواباند.

وی با اشاره به تاثيرات سوء تغيير مديريت بر روند حركت مركز هنرهای تجسمی معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد عنوان كرد: زمان و انرژی مضاعف صرف می‌شود تا مدير جديد بيايد و ببيند كه برنامه‌ چه بوده و آدم‌ها را بشناسد، يكی از مشكلات ما همين تغيير مديريت است. مثلا وقتی شالويی مديركل دفتر هنرهای تجسمی معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد شد، هيچ يك از هنرمندان، اساتيد هنر و فعالان عرصه هنر و دانشگاه را نمی‌شناخت و شناختی نسبت به اين تشكيلات نداشت.

 مشاور مركز هنرهای تجسمی:
اين مشكلات بايد آسيب‌شناسی شود، شورای سياست‌گذاری جشنواره كه بالاترين ركن جشنواره هستند بايد به عنوان اهل فن و نخبگان هنری كشور مورد مشاوره قرار بگيرند و از آنان بهره‌برداری شود؛ در دوره پنجم جشنواره، شورای سياست‌گذاری اصلا دعوت نشدند و جلسه‌ای با حضور آنان برگزار نشد و اين‌ها ضعف است.

اين فعال عرصه هنر اضافه كرد: شالويی از من دعوت كرد و من با پشتيبانی وی با گروه‌ها و انجمن‌ها ارتباط برقرار كردم تا اين تعامل بين ‌مركز هنرهای تجسمی، موزه هنرهای معاصر و هنرمندان برقرار شد و به آهستگی هم هنرمندان با مركز تعامل پيدا كردند و هم مدير جديد توانست با هنرمندان آشنا شود.

وی افزود: در اين دوره به بهانه‌های مختلف جلسات مختلف برگزار شد و هنرمندان و استادان دعوت شدند تا با مركز ارتباط داشته باشند، در اين جلسات بينال‌ها ساماندهی شدند؛ هنگامی كه شالويی شناخت پيدا كرد و يك سری فعاليت‌ها جدی شد، مديريت مركز تغيير كرد.

طاهری در پايان بخش دوم اين گفت‌وگو متذكر شد: حتی معاون هنری هم در دولت دهم پس از حدود يك سال و نيم تغيير كرد. اين تغيير مديريت‌ها به فعاليت‌ها ضربه می‌زند. از سوی ديگر هنرمندان متوقع هستند، هنرمند و يا يك استاد پيشكسوت حرمت زيادی دارد و بايد مرتب با آنها در تماس بود و از آنان دعوت كرد و وقتی مديری بر سر كار می‌آيد كه هنرمندان می‌بينند تماسی از سوی اين مدير برقرار نشد، دلسرد می‌شود و كار را رها می‌كنند.

ادامه دارد ...