گروه ادب: قصههای قرآنی همواره يكی از ابزارهای مؤثر در اصلاح رفتار، انديشه و كردار آنها است و سبب بارورسازی و تحول در انديشه افراد به ويژه كودكان و نوجوانان میشود.
قصهگويی و داستانسرايی در طول تاريخ همواره مورد علاقه و توجه بشر بوده و برای او جذابيت و كشش خاصی داشته است و از اين روست كه اين امر را يكی از ابزارهای مهم در اصلاح رفتار، انديشه و ايجاد سؤال در زندگی فرد میپندارند.
خداوند، قرآن كريم را به عنوان كتابی انسانساز، برای بشريت نازل كرد و داستانهای قرآنی را برای عبرت و هدايت او قرار داد تا با توجه به آنها بتوانند رفتارها و كردار خود را اصلاح كرده و پاسخی برای پرسشهای درونی خود بيابند.
اميرمؤمنان على(ع) در اين زمينه مىفرمايد: «خداوند سبحان هيچكس را به مطلبى مانند آن چه در قرآن آمده، موعظه نفرموده است، زيرا قرآن رشته محكم خدا و وسيله امين اوست، بهار دلها و چشمههاى دانش در قرآن است، براى قلب و دل جلا و درخششى جز قرآن نتواند يافت.»
با توجه به اينكه بخشی از قصص قرآن به زندگی پيامبران و پيشينيان پرداخته و سرگذشت آنها را مورد توجه قرار داده است از اين رو تجربيات گذشتگان مىتواند نقش سازنده و اثربخشى در تربيت انسانها به ويژه كودكان و نوجوان داشته باشد و انديشهها را بارور كرده و سبب عبرت و تحول شود.
داستان حضرت يوسف پيامبر(ص) كه در سوره يوسف آمده، يكی از معروفترين قصههای قرآنی است كه از اين ويژگی برخوردار است، هرچند كه اين قصه به دلايل ديگر، ازسوی خداوند به عنوان احسنالقصص و بهترين و نيكوترين داستان مورد توجه قرار گرفته است. در سوره قصص نيز داستان حضرت موسی(ع) پيگيری شده و مجموعه قصههای كوتاه از زندگی آن حضرت با برشی از بخشهای حساس و اساسی زندگی وی در اين سوره آمده است.
با توجه به اينكه آثار متعددی در رابطه با قصههای قرآنی برای گروه سنی كودك و نوجوان نوشته و منتشر شده است، اما اين داستانها در صورتی میتوانند زمينه پرورش دينی و آمادگی قبول امر خداوند را داشته باشند كه با دنيای كودكان و فطرت آنها هماهنگ باشد.
دقت و تأمل در داستانهای قرآن، گويای اين حقيقت است كه خداوند متعال در قالب اين حكايتها از هيچ نكتهای برای تربيت و پرورش و پالايش روحی و معنوی انسان فروگذاری نكرده است و در اصل، داستانهای قرآن را بايد يك مجموعه كامل تربيتی دانست كه اگر جز اين داستانها چيز ديگری در قرآن يافت نمیشد، همان برای رشد و هدايت آدمی كافی بود.
گرچه موضوع داستانهای قرآنی از ديرباز مورد توجه دانشمندان و انديشمندان قرآنی بوده و دقت و تأمل در لطايف و ظرايف نهفته در هر يك از داستانها سبب خلق آثار گرانسنگی شده است؛ اما نگاه به داستانهای قرآن از زاويه تربيتی و توجه به پيامهای و روشهای تربيتی آن بحثی تازه است كه به تازگی مورد توجه محققان و قرآنپژوهان معاصر قرار گرفته است.
نكات مهمی در رابطه با آثار خلق شده برای گروه سنی كودك و نوجوان وجود دارد كه يكی از اين موارد تناسب و هماهنگی مطالب ارائه شده در قصه، با سن و ذهن كودك است تا به راحتی بتواند پذيرای اين گونه مطالب و آموزشهای غيرمستقيم باشد.
يكی از نكات مهم ديگر كه بايد آن را مورد توجه قرار داد، تصويرگری آثار دينی است، چرا كه تصوير در ذهن كودك و نوجوان نقش بسته و میتواند تأثير مثبت يا منفی مضاعفی داشته باشد و در نهايت در مهارت پرسشگری آنها مؤثر واقع شود اما بايد در اين رابطه گفت كه تجربه اندك مصوران در خلق تصاوير در آثار دينی سبب شده تا آثار آنها از خلاقيت كمتری برخوردار باشد؛ از سوی ديگر تصويرگری برای چنين آثاری با محدوديتهايی مواجه هستند و تصويرگران نمیتوانند از تصاوير فانتزی برای اشخاص مقدس بهره ببرند و از اين رو اين كار با حساسيتهايی برخوردار است.