صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۱۲۵۵۲۵۴
تاریخ انتشار : ۲۱ تير ۱۳۹۲ - ۰۹:۵۸
نقد و بررسی قرآن‌پژوهی مستشرقين/8 محمدابراهيم روشن‌ضمير

صدور احكام كلی درباره انگيزه‌های مستشرقان بر پايه استقرای ناقص نشان از ناآگاهی از زوايای اين مكتب دارد؛ انگيزه مستشرقان شامل انگيزه‌های تبشيری، انگيزه‌های استعماری، انگيزه‌های مادی و اهداف علمی است كه اولين و مهم‌ترين هدف خاورشناسان «تبشير» بوده است.


گروه انديشه: صدور احكام كلی درباره انگيزه‌های مستشرقان بر پايه استقرای ناقص نشان از ناآگاهی از زوايای اين مكتب دارد؛ انگيزه مستشرقان شامل انگيزه‌های تبشيری، انگيزه‌های استعماری، انگيزه‌های مادی و اهداف علمی است كه اولين و مهم‌ترين هدف خاورشناسان «تبشير» بوده است.


حجت‌الاسلام و المسلمين محمدابراهيم روشن‌ضمير، عضو هيئت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی در گفت‌وگو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن (ايكنا) به بيان مطالبی در خصوص اهداف مطالعات مستشرقين در علوم اسلامی پرداخت و در اين زمينه گفت: پژوهشگران حوزه استشراق هر يك بر اساس نگرش‌های خود، انگيزه‏‌های متفاوتی را برای استشراق ذكر كرده‌‏‏اند. برخی نظری كاملاً بدبينانه و برخی خوش‏بينانه و برخی تفكيكی ارائه كرده‏‏اند.


وی افزود: بديهی است كه نمی‌توان در باره انگيزه شرق‌شناسی كه دارای پيشنه حداقل هزار ساله و مكاتب گوناگون است به صورت كلی پاسخ داد. صدور احكام كلی درباره انگيزه ها و اهداف مستشرقان بر پايه استقرای ناقص و مطالعه موارد جرئی نشان از عدم آگاهی و بی‌خبری از زوايا، تفاوت‌ها و ظرافت‌های اين مكتب دارد.


روشن‌ضمير ادامه داد: با توجه به آنچه گفته شد می توان با مطالعه سير تحول شرق پژوهی در غرب و نيز با بررسی آثار تا اندازه ای به انگيزه های قرآن پژوهی آنان پی برد؛ بی آنكه بخواهيم اين انگيزه ها را به همه آنان نسبت داده و يا درصد آن‌ها را در روند شرق شناسی و پديد آمدن آثار استشراق تعيين نماييم.


اين پژوهشگر در ادامه گفت: اين انگيزه‏‌ها را می توان به چهار دسته تقسيم كرد: انگيزه‌های تبشيری، انگيزه‌های استعماری، انگيزه‌های مادی يا منافع‌شخصی و اهداف علمی.


وی افزود: عده‌‏ای از محققين معتقدند اولين و مهم‌ترين هدف خاورشناسان «تبشير» بوده است. اين عده می‏‌گويند: برای هر كسی كه تاريخ شرق‏‌شناسی و تبليغ مسيحیّت را پی جويد، در می‌يابد كه اين دو حركت، دو روی يك سكّه و در هدف، مشترك‌اند و گاه در ابزار، با يكديگر متفاوتند.


روشن‌ضمير گفت: شواهد اين ادعا عبارت است از اين‌كه برخی از پيشگامان شرق شناسی اعتراف كرده اند كه محرك اوليه آنان برای پژوهش های شرق شناسی، مقابله با اسلام و تبليع مسيحيت بوده است. پطرس عالی قدر كه در قرن دوازدم ميلادی دست به كار ترجمه قرآن به زبان لاتينی شد به صراحت هدف خود را آشنائی با آموزه های قرآن با هدف مبارزه با آن اعلام كرد.


وی در ادامه گفت: نسل نخست شرق‏‌شناسان از كشيشان و راهبان مسيحی بودند. بسياری از مراكز شرق شناسی در كنار كليسا ها پديد آمده و از نظر اداری به آنها وابسته بودند. شرق شناسان تلاش های گسترده در جهت تبليغ مسيحيت انجام دادند. همراهی و هماهنگی مبلغان مسيحی با شرق شناسان به گونه ای است كه در همايش‌های شرق‏‌شناسان گروه بسياری از مبلغان مسيحی شركت می‏‌كنند.


عضو هيئت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی در ادامه گفت: جمعی از پژوهشگران انگيزه‏‌های استعماری را از مهم‌ترين انگيزه‌‏های استشراق و قرآن‌پژوهی دانسته‌‏اند. دلائل آنان عبارت است از اين‌كه برخی از خاورشناسان جزو كادر ديپلماتيك كشورهای استعمارگر بودند. در برخی پژوهش‌های خاورشناسان همچون ايجاد تفرقه در ميان مسلمانان و برجسته كردن وجوه اختلاف و يا تعدد مذاهب، خدمت به اهداف استعمار آشكار است.


وی گفت: كمك‌های مادی دولت‌های استعمارگر به گسترش فعاليت‌های خاورشناسی شاهد ديگری بر اين مدعاست. استفاده استعمارگران از نتايج مطالعات شرق شناسان در جهت غارت منابع كشورهای شرق به استواری اين ادعا می افزايد.


حتی اگر شاهد و دليلی هم بر انگيزه های مادی خاورشناسان وجود نداشته باشد، اما با توجه به نقش مهم و تأثيرگذار ماديات بر فعاليت‌های انسان، وجود انگيزه‌های مادی در برخی فعاليت‌های خاورشناسان باور پذير می‌نمايد تا چه رسد به اينكه شواهدی هم بر اين مدعا يافت شود. كمك های مادی، پاداش ها و جوايز، امتيازات علمی و ... می تواند در جهت ترويج شرق شناسی موثر باشد.


وی گفت: كسانی نيز بر اين باورند كه افزون بر انگيزه های پيش گفته، انگيزه های ديگری نيز وجود دارد كه با برخی شواهد قابل اثبات اند يا حداقل نمی توان امكان وجود آنها را انكار كرد و آن عبارت از انگيزه های انسانی و علمی است. اين استدلال كه انسان در فعاليت های خود يا انگيزه الهی دارد يا انگيزه مادی و انگيزه سومی وجود ندارد، ناشی از عدم شناخت انسان و انگيزه های انسانی است و براين اساس نمی‌توان نتيجه گرفت كه از آنجا كه نمی توان باور كرد مستشرقان دارای انگيزه الهی باشند، پس ناگزير همه فعاليت‌های شرق پژوهی آنان متأثر و منبعث از انگيزه مادی است.


روشن‌ضمير در ادامه افزود: چه بسيارند كارهايی كه انسان ها حتی افراد متدين در زندگی روزمره خود انجام می‌دهند و انگيزه مادی و الهی هم ندارند، اما آنها را انجام می دهند و در راه آن تلاش كرده و هزينه می دهند. محرك اصلی آنان انگيزه انسانی و ارضای عطش دانستن است. كنجكاوی و ميل به دانستن در انسان است كه وی را بر آن داشته تا سختی‌های پزوهش را بر خود هموار كند و به نتايج مهمی دست يابد. شاهد صدق اين سخن اعتراف برخی از خاورشناسان به حقانيت اسلام و قرآن و مسلمان شدن برخی از آنان است.


وی در پايان گفت: البته سوداگرانی هم بوده‌‏اند كه نتايج اين پژوهش‌ها را در راستای اهداف غيرعلمی و غيرانسانی به كار می‌‏بسته‏‌اند. اين مسئله هم در رشته‏‌های علوم طبيعی و هم علوم انسانی وجود داشته است، از اين رو نمی‌‏توان همه مستشرقان را مغرض و تابع استعمار دانست.