گروه انديشه: صدور احكام كلی درباره انگيزههای مستشرقان بر پايه استقرای ناقص نشان از ناآگاهی از زوايای اين مكتب دارد؛ انگيزه مستشرقان شامل انگيزههای تبشيری، انگيزههای استعماری، انگيزههای مادی و اهداف علمی است كه اولين و مهمترين هدف خاورشناسان «تبشير» بوده است.
حجتالاسلام و المسلمين محمدابراهيم روشنضمير، عضو هيئت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن (ايكنا) به بيان مطالبی در خصوص اهداف مطالعات مستشرقين در علوم اسلامی پرداخت و در اين زمينه گفت: پژوهشگران حوزه استشراق هر يك بر اساس نگرشهای خود، انگيزههای متفاوتی را برای استشراق ذكر كردهاند. برخی نظری كاملاً بدبينانه و برخی خوشبينانه و برخی تفكيكی ارائه كردهاند.
وی افزود: بديهی است كه نمیتوان در باره انگيزه شرقشناسی كه دارای پيشنه حداقل هزار ساله و مكاتب گوناگون است به صورت كلی پاسخ داد. صدور احكام كلی درباره انگيزه ها و اهداف مستشرقان بر پايه استقرای ناقص و مطالعه موارد جرئی نشان از عدم آگاهی و بیخبری از زوايا، تفاوتها و ظرافتهای اين مكتب دارد.
روشنضمير ادامه داد: با توجه به آنچه گفته شد می توان با مطالعه سير تحول شرق پژوهی در غرب و نيز با بررسی آثار تا اندازه ای به انگيزه های قرآن پژوهی آنان پی برد؛ بی آنكه بخواهيم اين انگيزه ها را به همه آنان نسبت داده و يا درصد آنها را در روند شرق شناسی و پديد آمدن آثار استشراق تعيين نماييم.
اين پژوهشگر در ادامه گفت: اين انگيزهها را می توان به چهار دسته تقسيم كرد: انگيزههای تبشيری، انگيزههای استعماری، انگيزههای مادی يا منافعشخصی و اهداف علمی.
وی افزود: عدهای از محققين معتقدند اولين و مهمترين هدف خاورشناسان «تبشير» بوده است. اين عده میگويند: برای هر كسی كه تاريخ شرقشناسی و تبليغ مسيحیّت را پی جويد، در میيابد كه اين دو حركت، دو روی يك سكّه و در هدف، مشتركاند و گاه در ابزار، با يكديگر متفاوتند.
روشنضمير گفت: شواهد اين ادعا عبارت است از اينكه برخی از پيشگامان شرق شناسی اعتراف كرده اند كه محرك اوليه آنان برای پژوهش های شرق شناسی، مقابله با اسلام و تبليع مسيحيت بوده است. پطرس عالی قدر كه در قرن دوازدم ميلادی دست به كار ترجمه قرآن به زبان لاتينی شد به صراحت هدف خود را آشنائی با آموزه های قرآن با هدف مبارزه با آن اعلام كرد.
وی در ادامه گفت: نسل نخست شرقشناسان از كشيشان و راهبان مسيحی بودند. بسياری از مراكز شرق شناسی در كنار كليسا ها پديد آمده و از نظر اداری به آنها وابسته بودند. شرق شناسان تلاش های گسترده در جهت تبليغ مسيحيت انجام دادند. همراهی و هماهنگی مبلغان مسيحی با شرق شناسان به گونه ای است كه در همايشهای شرقشناسان گروه بسياری از مبلغان مسيحی شركت میكنند.
عضو هيئت علمی دانشگاه علوم اسلامی رضوی در ادامه گفت: جمعی از پژوهشگران انگيزههای استعماری را از مهمترين انگيزههای استشراق و قرآنپژوهی دانستهاند. دلائل آنان عبارت است از اينكه برخی از خاورشناسان جزو كادر ديپلماتيك كشورهای استعمارگر بودند. در برخی پژوهشهای خاورشناسان همچون ايجاد تفرقه در ميان مسلمانان و برجسته كردن وجوه اختلاف و يا تعدد مذاهب، خدمت به اهداف استعمار آشكار است.
وی گفت: كمكهای مادی دولتهای استعمارگر به گسترش فعاليتهای خاورشناسی شاهد ديگری بر اين مدعاست. استفاده استعمارگران از نتايج مطالعات شرق شناسان در جهت غارت منابع كشورهای شرق به استواری اين ادعا می افزايد.
حتی اگر شاهد و دليلی هم بر انگيزه های مادی خاورشناسان وجود نداشته باشد، اما با توجه به نقش مهم و تأثيرگذار ماديات بر فعاليتهای انسان، وجود انگيزههای مادی در برخی فعاليتهای خاورشناسان باور پذير مینمايد تا چه رسد به اينكه شواهدی هم بر اين مدعا يافت شود. كمك های مادی، پاداش ها و جوايز، امتيازات علمی و ... می تواند در جهت ترويج شرق شناسی موثر باشد.
وی گفت: كسانی نيز بر اين باورند كه افزون بر انگيزه های پيش گفته، انگيزه های ديگری نيز وجود دارد كه با برخی شواهد قابل اثبات اند يا حداقل نمی توان امكان وجود آنها را انكار كرد و آن عبارت از انگيزه های انسانی و علمی است. اين استدلال كه انسان در فعاليت های خود يا انگيزه الهی دارد يا انگيزه مادی و انگيزه سومی وجود ندارد، ناشی از عدم شناخت انسان و انگيزه های انسانی است و براين اساس نمیتوان نتيجه گرفت كه از آنجا كه نمی توان باور كرد مستشرقان دارای انگيزه الهی باشند، پس ناگزير همه فعاليتهای شرق پژوهی آنان متأثر و منبعث از انگيزه مادی است.
روشنضمير در ادامه افزود: چه بسيارند كارهايی كه انسان ها حتی افراد متدين در زندگی روزمره خود انجام میدهند و انگيزه مادی و الهی هم ندارند، اما آنها را انجام می دهند و در راه آن تلاش كرده و هزينه می دهند. محرك اصلی آنان انگيزه انسانی و ارضای عطش دانستن است. كنجكاوی و ميل به دانستن در انسان است كه وی را بر آن داشته تا سختیهای پزوهش را بر خود هموار كند و به نتايج مهمی دست يابد. شاهد صدق اين سخن اعتراف برخی از خاورشناسان به حقانيت اسلام و قرآن و مسلمان شدن برخی از آنان است.
وی در پايان گفت: البته سوداگرانی هم بودهاند كه نتايج اين پژوهشها را در راستای اهداف غيرعلمی و غيرانسانی به كار میبستهاند. اين مسئله هم در رشتههای علوم طبيعی و هم علوم انسانی وجود داشته است، از اين رو نمیتوان همه مستشرقان را مغرض و تابع استعمار دانست.