گروه ادب: مدير نشر فاتحان با بيان اينكه آخرين اثر اين نشر با عنوان «ناگفتههای دمشق»، حاصل مصاحبه با افرادی است كه به اسارت نيروهای معارض سوريه درآمده بودند، افزود: خاطرات اين افراد ادامه دارد و جلد دوم و سوم آن نيز به زودی منتشر میشود.
| سردار علی ناظری، معاون ادبيات سازمان حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس ارتش |
سردار علی ناظری، معاون ادبيات سازمان حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس سپاه در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، با بيان اينكه آثار بسياری را در دست اقدام داريم كه درصد متفاوتی از هر كتاب تكميل شده است و به تدريج روانه بازار نشر میشود، اظهار كرد: آخرين اثر نشر فاتحان با عنوان «ناگفتههای دمشق» به مخاطبان عرضه شده است.
مدير نشر فاتحان ادامه داد: تعدادی از زائران ايرانی برای زيارت حرم حضرت زينب(س) به سوريه رفته بودند كه 48 نفر از آنها به اسارت نيروهای معارض سوريه درمیآيند و به مدت 159 روز اسير و شكنجه میشوند.
وی افزود: با انجام يكسری اقدامات ديپلماتيك، اين افراد آزاد شدند و مصاحبههايی كه با آنها انجام شد به صورت مكتوب و در قالب كتاب منتشر شده است. اين خاطرات ادامه دارد و جلد دوم و سوم آن نيز به زودی منتشر میشود.
سردار ناظری در ادامه به قرائت بخشی از اين كتاب پرداخت و اظهار كرد: «اولين روزهايی كه ما در زندانهای اين گروهك تروريستی حضور داشتيم، وضعيت برايمان سخت و دشوار بود. اما رفتهرفته با به وقوع پيوستن اتفاقاتی، از خوی وحشيگرانه آنها كاسته شد. در همين روزها بود كه احساس كرديم پايان عمر همين جاست.
از اين مخمصه هيچ خلاصی در كار نيست؛ چند روزی كه گذشت، حركات و اعمال جمع ايرانی، موجب اين شد كه اين افراد نرمتر و مهربانتر نسبت به ما عمل كنند؛ چرا كه به واقع، تحت تاثير حركات انسانی زائران قرار گرفته بودند.
ده روزی كه از حضور ما در زندانهای اين گروهك تروريستی گذشت، نظر و ديدگاه اين افراد نسبت به ايران و ايرانی به كل تغيير كرده بود! چرا كه روز اول به ما گفتند: شما برای طواف حضرت زينب(س) به اينجا آمدهايد؛ شما برای حج به سوريه آمدهايد!
اما دوستان طی بحثهايی، اطلاعات واهی را از ذهنهای اين افراد زدودند و ديدگاه آنان را تغيير دادند و برايشان آياتی از كلامالله مجيد را كه درباره حج بود خوانده شد. آنها گفتند: مگر قرآن شما ايرانیها با قرآن ما يكسان است؟ مگر اصلاً شما قرآن میخوانيد؟
حرفهای عجيب و غريبی میزدند! مغزهايشان پر از تهمتهای كذب عليه ايران و ايرانی بود. اما پس از گذشت چندين روز، شبههها يكی پس از ديگری از ذهن آنها زدوده شد. به كل تغيير كرده بودند؛ روزهای اول ظروفی را كه ما در آنها غذا میخورديم، نجس میشمردند و دست به آنها نمیزدند! اما همين افراد بودند كه روزهای آخر با ما نماز خواندند و حتی به ما اقتدا كردند.»