گروه سياسی: ارائه سياستها و استراتژیها به عهده شورای عالی امنيت ملی است اما ارائه تعريف عملياتی از اين سياستها و استراتژیها به ويژه تاكتيكها و تكنيكها در عرصه عملياتی به عهده وزارت امور خارجه است.
مهدی مطهرنيا، كارشناس مسائل سياسی در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) با اشاره به اينكه خود، جزء پيشنهاد دهندههای انتقال پرونده هستهای كشورمان از شورای عالی امنيت ملی به وزارت امور خارجه بوده است، سياست خارجی جمهوری اسلامی ايران را متأثر از نهادها و اركان گوناگون دانست كه با مديريت مقام معظم رهبری در سطح كلان، سياست خارجی كشور را به پيش میبرند.
وی از دولت به عنوان بيشترين ركن تأثيرگذار در عرصه تصميمگيری و تصميمسازی در حوزه سياست خارجی از منظر تعريف عملياتی ياد كرد و گفت: اساساً دستگاه ديپلماسی در چارچوب وزارت خارجه و هيئت دولت معناپذير است، از اين رو شورای عالی امنيت ملی به عنوان ركن اساسی ديگر تصميمسازی و تصميمگيری در چارچوب هدايتهای رئيس جمهور به عنوان مثال از طريق پيشنهاد دبير شورا به رهبری مطرح میشود.
مطهرنيا افزود: در حقيقت، بخش ارائه سياستها و استراتژیها به عهده شورای عالی امنيت ملی است اما ارائه تعريف عملياتی از اين سياستها و استراتژیها به ويژه تاكتيكها و تكنيكها در عرصه عملياتی به عهده وزارت امور خارجه است، لذا با اين ساختار پذيرفته شده از منظر ادبيات سياسی، شورای عالی امنيت ملی در عرصه سياستگذاری و تنظيم استراتژِیها از لحاظ نظری فعاليت میكند و دستگاه ديپلماسی و سياست خارجی در حوزه تعريف عملياتی از اين استراتژِیها و تاكتيكها و رويههای ديپلماتيك مسئوليت دارد.
وی تصريح كرد: اگر قرار باشد كه در هر پرونده مهمی دستگاهی غير از وزارت امور خارجه وارد شود و دستگاه اين وزارتخانه با اين همه امكانات و جايگاه وزارتی اش تنها به امور سفرا و كارداران محدود شده و صرفاً در زمينه مسائل كم اهميت ارتباطات دو جانبه و چند جانبه به انجام كارهای اداری و بروكراتيك مشغول باشد، از حيز انتفاع خارج میشود و در واقع توجيه نظری برای وجود وزارتخانهای به نام وزارت امور خارجه كم كم از متن به حاشيه میرود.
عضو هيئت علمی دانشگاه آزاد قم گفت: اگر وزارت امور خارجه نتواند در حوزه ديپلماسی، مأموريتهای مهمی چون مديريت مذاكرات هستهای را دنبال كند دچار ضعف است و اگر ضعفی هست بايد به فكر تقويت وزارت خارجه بود نه اينكه با خارج كردن پرونده هستهای از حوزه كاری آن، صورت مسئله را پاك كنيم.
وی با اشاره به مباحث مطرح شده در مورد لزوم تغيير لحن و ادبيات گفتوگو با دنيا اظهار كرد: هر دههای ادبيات گفتمانی مخصوص به خود را طلب میكند، ماندن در واژههای يك دهه يعنی پذيرش ركود، لذا بايد متناسب و مناسب با بافتهای موضوعی، ادبياتی قدرتمندانه توليد شود كه بتواند در آن بافت موقعيتی، كنشها را مديريت كند، لذا اميد دارم تغيير ادبيات به صورت يك باور در دستگاه تفكر سياسی ما قرار گيرد و به يك شعار تبديل نشود.
مطهرنيا در اينباره گفت: ادبيات گفتمانی ما در باب مسائل سياسی ـ امنيتی با وجود تمام تلاشها برای ايجاد يك ادبيات مدبرانه برخاسته از انديشههای انقلاب اسلامی، بيشتر برخاسته از نگرشهای وارداتی چپ و راست و مهر اسلامی زدن به واژگان در قالبهای مختلف سياسی بوده است بنابراين ادبيات سياسی ما نه تنها بايد به روز شود، بلكه توليدگر واژگانی باشد كه بتواند آينده زمان را به نفع منافع ملی و اهداف كشور، مديريت كند.
وی تصريح كرد: ما بايد بپذيريم هنوز در ادبيات سياسی مان بسياری از مدعيان فعاليت سياسی و كنش گری نخبه سالارانه در نهادهای سياسی، معنای «تنشزدايی» را ادراك نكرده و آن را نوعی سازشكاری با رقيب میدانند چرا كه هرگاه دولتمردان جمهوری اسلامی ايران به رقيب نزديك شدهاند تا از قدرت مانور او كاسته و به سان كشتیگيران فرنگی دست در زير بغل حريف برده تا بتوانند رقيب را شكست دهند، فوراً به سازشكاری متهم شدهاند؛ به عنوان مثال در روزهای اخير، برخی عناصر غير سياسی كه پستهای غير مرتبط دارند اعلام كردهاند هرگونه نشست و سازشی با عناصر فعال در حوزه سياست خارجی، احمقانه است.
اين استاد رشته روابط بينالملل و آيندهپژوهی در پايان گفت: مفهوم تنشزدايی برای بسياری از عناصر فعال در عرصههای گوناگون نظام مشخص نيست چه برسد به اينكه بتوان ادبيات جديدی در اين زمينه ايجاد كرد، لذا بايد گفت اين كار بسيار سخت و مشكل ولی اجتنابناپذير است.