سيدعباس حسينی، مربی و فعال قرآنی استان كردستان در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) شعبه كردستان، اظهار كرد: انسان يك موجود كمالطلب و در مسير كمال است و اگر بتوانيم در يك تقسيمبندی، بخشی از هنرها را بهعنوان هنر دينی و معنوی نامگذاری كنيم، بايد بگوييم كه هر هنری نقش مؤثری در رشد و تعالی و كمال انسان دارد كه در رابطه با هنرهای دينی و معنوی اين تأثير به مراتب بيشتر و مملوستر است.
وی با اشاره به اينكه هنر كمنظير تلاوت قرآن يكی از پيچيدهترين و دشوارترين هنرها است، افزود: تأثير اين هنر را در تجربههای شخصی افراد و اثرات ماندگار استماع تلاوتهای هنرمندانه قاريان برجسته میتوانيم جستجو كنيم.
حسينی بيان كرد: مرحوم عبدالباسط در يك برنامه تلاوت مجلسی چنان اثری بر مخاطبان گذاشت، كه گروهی از حاضران غيرمسلمان از دين خود منصرف و به دين مبين اسلام گرويدند، جالب اينكه اين تأثير نه از باب مفاهيم و معانی بلكه از باب هنر و اثرات موسيقی دلنشين كلام الهی حاصل شد.
رابطه بين انسان و هنر يك رابطه تأثير و تأثر متقابل است
وی در ادامه عنوان كرد: رابطه بين انسان و هنر يك رابطه تأثير و تأثر متقابل است به اين معنا كه انسان خالق و آفريننده هنر است و اين مولود انسان، پديدآورنده خود را متحول و منقلب میكند يعنی از سويی هنر زایيده انسان و از سويی انسان متأثر از هنر است.
فعال قرآنی استان كردستان با اشاره به اينكه هنر دينی انسان را در يك شور معنادار قرار داده و گرايشهای دينی را در انسان زنده میكند، اعلام كرد: هنر دينی با برانگيختن عواطف و احساسات دينی برآمده از عقايد شخص، وی را در رسيدن به تعالی و ارتقاء كيفيت حيات ياری میكند و اميد به زندگی را در او افزايش میدهد و انسان تلاش میكند تا دنيای زيباتری را درباره خود بسازد و عمران كند.
وی در پاسخ به وجوه افتراق هنر معنوی و هنر مادی اعلام كرد: من معتقدم اين تفكيك درست نيست و هرچه كه هنر ناميده شود قهراً معنوی است زيرا هنر با روح و روان آدمی سر و كار دارد و هر هنری ارتباط با روح آدمی نداشت، ديگر هنر نيست.
حسينی يادآور شد: البته برخی امور كه بر روح و روان انسان اثرگذار هستند هنر محسوب نمیشوند، چراكه اثری مطلوب است كه در جهت كمال و تعالی انسان باشد نه آنكه وی را به ودای تحير و سرگشتگی برساند.