پيام بازرگانی اول از هر چيز فرهنگ مصرف را تبليغ میكند؛ محصولی تجاری كه توليد میشود، در چرخه عرضه و تقاضا قرار میگيرد و توليدكننده و مصرفكننده هر يك چيزی را توقع دارند كه هدف از پخش پيامهای بازرگان است.
توليدكننده محصولی را كه توليد كرده است را بايد به مصرفكننده معرفی كند تا او را نسبت به خريد آن محصول تهييج و تحريك كند و از اين طريق، فعاليت اقتصادی داشته باشد و علاوه بر درآمدزايی و سودآوری، در رقابت با ساير شركتهای توليدكننده رقيب بتواند همچنان به حيات خود ادامه دهد.
مصرفكننده هم بنا بر نياز خود به استفاده از محصول و يا كالای تجاری، پس از ديدن و يا شنيدن فلان تبليغ بازرگانی با استفاده از بيان ويژگیها و امتيازاتی كه معمولاً در تيزر تبليغاتی به آن اشاره میشود كالای تجاری را تهيه و از آن در جهت رفع نيازهای خود اقدام میكند.
تا اينجا كار تبليغ و عرضه و تأمين تقاضا و خواست مخاطب براساس يك منطق تجاری به پيش میرود و اين ميان رسانه حال چه رسانه ملی باشد و چه ساير ادوات شناخته شده آن، براساس ذات خود كه اطلاعرسانی است و همچنين به عنوان واسط در چرخه عرضه و تقاضا وارد میشود و البته با رويكرد توليد ثروت و درآمد حاصل از امتياز پخش پيام بازرگانی علاوه بر پرداختن به وظيفه رسانهای خود بخشی از هزينههای خود را نيز از اين طريق تأمين میكند.
اما مسئله درست از جايی آغاز میشود كه مصرفكننده واقف به اين نكته میشود كه آنچه براساس پخش پيام بازرگانی و برآورد و ارزيابی ويژگیهای يك كالای تجاری برای خريد و در اختيار قرار گرفتن آن هزينه كرده است، خلاف واقع بوده است.
اين همان گلوگاه و مقطع نارس در چرخه توليد و عرضه و تقاضای يك محصول تجاری است؛ يعنی اينكه رسانه تنها به دليل منافع مالی حاصل از پخش پيام بازرگانی بدون در نظر گرفتن صحت و سقم ادعای توليدكننده در بيان ويژگیهای كالای تجاری مبادرت به پخش تيزر تبليغاتی آن میكند و نتيجه آنكه كالای تجاری خريداری شده از سوی مصرفكننده فاقد ويژگیهای لازم و يا تنها دربردارنده تنها بخشی از آن ويژگی است كه از آن برخوردار است.
اينكه محصولی را عاری از هر گونه ويژگی كيفی و يا فاقد بخشی از آن به گونهای در جامعه جلوه میدهند كه تصور شود بهترين و برترين آنها در نوع خود است مصداق كمفروشی است كه بنا بر نص صريح قرآن؛ «وَیْلٌ لِّلْمُطَفِّفِينَ،الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُواْ عَلَى النَّاسِ یَسْتَوْفُونَ،وَإِذَا كَالُوهُمْ أَو وَّزَنُوهُمْ یُخْسِرُونَ» و دستورات مؤكد دين اسلام بايد از آن پرهيز كرد اما متأسفانه اين معضل تبديل به يك سنت غلط در جامعه تجاری و بازرگانی شده است كه شايد پيكان اتهام ارتكاب به اين مسئله در اغلب موارد به سمت رسانه ملی نشانه رفته باشد.
بازرگانی رسانه ملی بدون در نظر گرفتن جوانب احتياط و در مواردی چشمپوشی از حقوق حقه توليدكنندگان و مصرفكنندگان، تنها با تقبل پخش پيامهای بازرگانی كه به معرفی محصولات تجاری پرداختهاند سعی در درآمدزايی دارد و در اغلب موارد، توجهی به آنچه كه در اين تيزرهای تبليغاتی عنوان میشود و دال بر صداقت و درستی در ادعای توليدكننده آن دارد، ندارد.
موارد بیشماری پيش آمده است كه خريدار محصول تجاری براساس آنچه پخش پيام بازرگانی از تلويزيون معنا میشود به كالای توليد شده اعتماد كرده و آن را خريد كرده است اما در بدو امر استفاده متوجه اين نكته شده است كه محصول خريداری شده فاقد بخش و يا تمام ويژگیهايی است كه تبليغ شده است و اين علاوه بر آنچه پيشتر از آن به كمفروشی تعبير شد از نقطه نظر فقهی مصداق واژه «غش يا تقلب و خيانت در معامله» است كه بنا به گفته پيامبر اسلام(ص) كه فرمودند: «من غشّ مسلماً فی شِراء أو بيع فليس منّا و یُحشر يوم القيامة مع اليهود لِأنّهم أغش الخلق للمسلمين».)كسی كه با مسلمانی در خريد يا فروش خيانت نمايد و تقلب كند، از ما نيست و در قيامت با يهوديان محشور میگردد؛ زيرا يهوديها نسبت به مسلمانان خائنترين خلقند.) بايد از آن پرهيز شود.
به نظر میرسد رسانه ملی در شرايط كنونی وظيفه و رسالتی بالاتر از نقش يك واسطه منفعل در تبليغ كالای و محصول تجاری توليدكنندگان را داشته باشد و میتواند پيش از آنكه به پخش تيزرهای تبليغاتی مبادرت ورزد صحت ادعای توليدكنندگان را كه در پيام بازرگانی توليد شده به سفارش خود به آن تأكيد دارند را حداقل از درصدی از جامعه مصرفكننده به عنوان بازخورد جويا شود تا بتواند تصويری روشن و بدون حاشيه از يك تبليغ بازرگانی را روی آنتن پخش بفرستد.
تحقيق و مراقبت واحد بازرگانی صدا و سيما نسبت به صحت و سقم ادعای توليدكننده تجاری و جلوگيری از تبليغ محصولاتی تجاری فاقد ويژگیهای لازم مورد ادعای توليدكننده يكی از راهكارهای گرايش مصرفكنندگان به توليدات ملی و تحقق حماسه اقتصادی است؛ چرا كه اگر آنچه در رهگذر پخش پيامهای بازرگانی و معرفی يك محصول ملی به وقوع میپيوندد با ماهيت محصول خريداری شده از سوی مصرفكننده انطباق كامل داشته باشد كه اين حوزه میتواند مسائلی همچون كميت و كيفيت محصول و خدمات پس از فروش آن باشد، برای مصرفكننده نسبت به محصول توليد داخل اطمينانخاطری پديد میآيد و با اين اعتمادسازی مصرف كننده به سراغ موارد مشابه توليد خارجی نخواهد رفت.