صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۱۲۸۹۹۳۲
تاریخ انتشار : ۲۷ شهريور ۱۳۹۲ - ۰۸:۵۰
بهروز افخمی در بزرگداشت محمدحسين جعفريان

كارگردان مجموعه ميرزاكوچك‌خان جنگلی با بيان اينكه شيوه بيان جعفريان همانند شهيد آوينی بود، اظهار كرد آوينی دوست داشت اگر مستندی ساخته می‌شود، كتابی نوشته می‌شود يا شعری گفته می‌شود، صداقت و صراحتش مثل آثار جعفريان باشد.



به گزارش خبرگزاری قرآن(ايكنا)، پنجمين مراسم شب شاعر بزرگداشت شاعر، مستند‌ساز و روزنامه‌نگار بی‌باك انقلاب محمدحسين جعفريان شب گذشته سه‌شنبه، بيست و ششم شهريورماه در نخلستان سازمان هنری رسانه‌ای اوج برگزار شد.


بهروز افخمی در اين مراسم طی سخنانی به سابقه آشنايی خود و محمدحسين جعفريان اشاره كرد و گفت: وقتی تلاش می‌كنم به ياد بياورم كه جعفريان را برای اولين بار كجا ديده‌ام چيزی به يادم نمی‌آيد، انگار از اول انقلاب حضور داشته و نكته عجيب آن است كه حتی در افغانستان هم مردم همين‌طور فكر می‌كردند.


وی ادامه داد: شايد دليل اين شناخت عميق و آشنايی ديرينه در فعاليت او نهفته باشد. او به واقع يك گزارشگر صادق است و هزينه اين صداقت، صراحت و فعال بودن را هم پرداخت كرده است. هرگاه محمدحسين جعفريان چيزی می‌گويد، همه فكر می‌كنيم حقيقت بيان می‌شود و اين به خاطر صداقت اوست.


جعفريان هزينه بزرگ شدنش را پرداخت كرده است


اين كارگردان با بيان اينكه اين شيوه بيان شهيد آوينی نيز اينطور بود و به همين شكل كار انجام می‌داد، اظهار كرد: آوينی دوست داشت اگر مستندی ساخته می‌شود، كتابی نوشته می‌شود يا شعری گفته می‌شود، صداقت و صراحتش مثل آثار جعفريان باشد و سعی می‌كرد اين نوع كار را به بچه‌های روايت فتح بياموزد.


وی گفت: به اين شيوه مستندسازی كار هركسی نيست. اين شيوه مستندسازی تاريخ مستندسازی ايران را شكل می‌دهد و حتی خود تاريخ انقلاب را می‌سازد. اين موضوع تنها منحصر به ايران نبود، حتی در افغانستان هم همه اين را می‌دانستند. حضور او در برخی از وقايع و جريانات بسيار عجيب و باورنكردنی است.


افخمی با بيان اينكه بيست و پنج سال پيش كه او را ديدم، بچه بود و از آن تاريخ تا به امروز بسيار بزرگ شده است و هزينه كسب اين بزرگی را نيز پرداخت كرده است. او را می‌شناسند. بارها پيش آمده داستان‌هايی را تعريف می‌كند كه از او خواسته‌‌اند داستان‌هايش را بنويسند تا به فيلم تبديل شود. اما او علاقه‌ای به اين كار ندارد و ترجيح می‌دهد كه صريح‌تر بنويسد، سريع‌تر به چاپ برساند و خواننده نيز زودتر بخواند.


در ادامه اين مراسم محمدكاظم كاظمی، شاعر و طنزپرداز شهيد افغان به ارتباط ادبی جعفريان با افغانستان پرداخت و گفت: اگر ايران را دارای پنجره‌هايی به كشورهای گيتی بپنداريم، بزرگترين آنها رو به افغانستان باز شده است كه دليل آن را بايد در اشتراكات فرهنگی دو كشور جست‌وجو كنيم.


وی ادامه داد: در دنيا هيچ كشوری به اندازه افغانستان به ايران نزديك نيست و هيچ كشوری نيز به ايران به اندازه افغانستان. چون زبان، مفاخر، آداب و رسوم، ضرب المثل‌ها و فرهنگ، اين دو كشور را به هم متصل كرده است و البته مرزی كه اين دو كشور را از هم جدا كرده است.


بزرگترين پنجره مشترك ميان ايران و افغانستان گشوده است


كاظمی با بيان اينكه البته غبار گرفته‌ترين پنجره نيز از ايران به سوی افغانستان باز است و دليل آن را بايد در مشكلات و مسائل سياسی كه گريبان دو كشور را گرفته است، بيابيم كه باعث ايجاد تصوير نامناسبی از دو كشور در ذهن اتباع يكديگر شده است و هركسی به زدودن اين غبار از پنجره ارتباط اين دو كشور كمك كند، بزرگ‌ترين كمك را كرده است.


اين شاعر افغان اظهار كرد: نبايد به دنبال چرايی علاقه‌مندی جعفريان به افغانستان بود. چرا كه هرگاه بهانه‌ای پيش آمده تا غبار نشسته بر اين پنجره كناری برود، اشتياق به كشور همسايه به خوبی در اتباع دو كشور ديده می‌شود و برای جعفريان نيز همين اتفاق رخ داده است.


وی در بحش ديگری از سخنان خود به بيان برخی خدمات محمدحسين جعفريان در ارتباط ميان دو كشور پرداخت و با بيان اينكه «شانه‌های زخمی پامير» از جمله تأليفاتی است كه به سبب حمايت‌های او به ثمر نشسته است، اظهار كرد: خدمت ديگر جعفريان به شعر و ادب افغانستان را می‌توان در تلاش‌های او برای چاپ چهاردهمين شماره از ويژه‌نامه مجله شعر مشاهده كرد كه به نوعی دايرة المعارف شعر افغانستان است و تا به امروز در بسياری از آثار ديگر به عنوان منبع ذكر شده است.


چهاردهمين شماره از ويژه‌نامه مجله شعر؛ دايره‌المعارف شعر افغانستان


اين شاعر افغان به مجموعه شعر «مردی از ترانه و آهن» اثر شهيد عبدالقهار عاصی اشاره كرد كه به همت جعفريان جمع‌آوری شده است و ادامه داد: مسئله كارهای او نيست بلكه كارگشايی‌های جعفريان است. او به دليل نفوذ فرهنگی كه برای مثال در حوزه هنری و روزنامه قدس داشت، پل ارتباطی بسيار خوبی برای اين كارگشای‌ها شد.


وی افزود: با پشتيبانی‌های جعفريان يك مجموعه پانزده جلدی از خاطرات جهاد در افغانستان جمع‌آوری و چاپ شده است. وی همچنين از بسياری از موسسه‌های فرهنگی افغانستان حمايت‌های ويژه‌ای كرده است. دستگيری‌های گاه و بی‌گاه از شاعران جوان افغان، نقطه برجسته ديگری از خدمات فرهنگی او به افغانستان است.


كاظمی حضور در جشنواره شعر فجر و ديدار با مقام معظم رهبری و اخيرا هم تاسيس دفتر فارسی‌زبانان در حوزه هنری را حاصل حمايت‌های جعفريان عنوان كرد و ادامه داد: او در زمانی كه تنگناهای بسياری در ايران برای اقامت و تردد شاعران افغان بوجود آمده بود، شخصا به اداره گذرنامه می‌رفت و برای شاعران نامه تردد می‌گرفت.


وی ادامه داد: در بازديد جعفريان از كتابخانه‌های افغانستان و ديدن وضعيت حقيرانه آنها در مجله سوره نوجوان برای جمع‌آوری كتاب، فراخوان داد و به همين واسطه چندين كارتون كتاب در حوزه كودك و نوجوان جمع‌آوری و به افغانستان ارسال شد.


كارگشايی‌های جعفريان، مهم‌تر از كارهای اوست


اين شاعر افغان با بيان اينكه مهم‌ترين خدمت جعفريان به فرهنگ و ادب افغانستان و ايران را می‌توان در غبار‌زدايی از پنجره ميان دو كشور مشاهده كرد، اظهار كرد: در گذشته ميان مديران و مسئولان ايرانی توجه خاصی نسبت به افغانستان وجود نداشت. اما از اوايل دهه هفتاد، عده‌ای از شاعران جوان ايرانی جرقه توجه و عنايت بيشتر نسبت به مشتركات فرهنگی دو كشور را زدند.


كاظمی گفت: بسياری از اين جوانان در دهه‌های 80 و 90، تبديل به مديران ميانی جامعه شدند و به نوعی عامل خدمت به افغانستان در مسير غبار‌زدايی از پنجره ميان دو كشور شدند كه جعفريان را بايد يكی از اين افراد دانست. همه ما با سفرنامه رضا اميرخانی از افغانستان آشنا هستيم. خود اميرخانی با آثار جعفريان به افغانستان علاقه‌مند شد و بعد از چاپ كتاب «جانستان، كابلستان» بسياری ديگر نيز متوجه مشتركات فرهنگی دو كشور شدند.


وی در بخش پايانی سخنان خود، محمدحسين جعفريان را يك وزارتخانه سيار در مسير خدمت به افغانستان دانست و عنوان كرد: حركت پياپی آشنا شدن افراد جديد با فرهنگ افغانستان و مشتركات فرهنگی آن با ايران حاصل تلاش جوانانی است كه در صدر آنان می‌توان از جعفريان نام برد.


جعفريان يك وزارت‌خانه سيار است


وی در بخش ديگری از اين مراسم، كليپی با حضور شهرام شكيبا، عليرضا غزوه، مرتضی سرهنگی، علی معلم دامغانی و ... پخش شد. همچنين نمايشی به كارگردانی رضا گيلان‌پور اجرا شد. همچنين سيداكبر سليمانی، شاعر، رباعی را در طی اين مراسم سرود:


مانند هميشه بی‌نشان می‌جنگد


با آتش افتاده به جان می‌جنگد


او هشت بهار با خزان جنگيد و


ديری‌ است كه با زخم زبان می‌جنگد


سخنران بعدی اين مراسم، حجت‌الاسلام و المسلمين زم بود كه ضمن سلام و تشكر از احسان حسنی به دليل ابتكار برگزاری اين برنامه‌ها، اظهار كرد: در اين روزگار غريب و محروميت اهل انديشه، هنر و ادب قدر اين برنامه‌ها و شايستگی كسانی كه به اهل فرهنگ توجه می‌كنند، بيش از هميشه قابل ارج نهادن است.


وی ادامه داد: در مورد شخصيتی بايد صحبت كرد كه در يك جمله می‌توان گفت: «قد قامت الحسين». شخصيت او در جنبه‌های هنری، ادبی و فرهنگی چنان برجستگی‌هايی دارد كه بايد گفت همگان بايد به قامت او اقتدا كنند.


حجت‌الاسلام زم با بيان اينكه جعفريان در عين حال كه فيلم‌ساز، شاعر و نويسنده است، اما همه اينها در پرتو تفكر اوست، ادامه داد: او كسی است كه در حال و در جا، شعر نمی‌گويد. شعر او راهنما و جلو‌دار تفكر و انديشه او است و بابت همه اينها بايد گفت: الحمدلله.


وی با بيان اينكه جعفريان يك مهاجر، مجاهد و متفكر است، اما تا اين جای مجلس تنها از مهاجرت و مجاهدت او گفته شد، عنوان كرد: همه مجاهدت‌ها و مهاجرت‌های جعفريان معلول تفكر و انديشه او است. سفر به كوزوو، بوسنی و هرزگوين، افغانستان و تلاش در صحنه‌های هشت سال دفاع مقدس از جمله تلاش‌های جعفريان است.


وی گفت: در واقع هرجا درد و غمی بود، حاضر می‌شد. صريح بود و گزنده و تحمل كردن او برای خيلی‌ها پذيرفتنی نبود و همين خيلی‌ها، رنجش را بيشتر می‌كردند. اميدوارم شرايط فرهنگی كشور، شكرستانی باشد كه هم به طبع مردم خوش آيد و هم به مسئولان. نه مثل داستان شكرفروش كه مولوی آن را ذكر كرده است و در آن پول شكر بدهند و خاك بخورند.


نشود كه مردم پول شكر بدهند و خاك بخورند


در اين مراسم چهره‌های شاخص ادبی-هنری از جمله محمدحسين جعفريان، حجت‌السلام و المسلمين نقويان، حجت‌السلام والمسلمين محمد زم، حجت‌الاسلام و المسلمين محمدرضا زائری، گلعلی بابايی، ناصر فيض، فاضل نظری، رضا مقدسی، عباس براتی‌پور، حسين اسرافيلی، رضا اسماعيلی، محسن مؤمنی‌شريف، مصطفی محدثی‌خراسانی، امير خوراكيان، عليرضا غزوه، وحيد يامين‌پور، بهروز افخمی و... حضور داشتند.