صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۱۲۹۵۲۱۵
تاریخ انتشار : ۰۷ مهر ۱۳۹۲ - ۰۸:۴۶

بی‌شك زندگی آسوده امروز ما مرهون قطره قطره خون شهيدان و مجاهدانی است كه با هدف قرب الهی به دفاع از سرزمين و ناموس خود برخاستند و اين نظام نوپای اسلامی را با بذل جان خود حفظ كردند.



روزهای آغازين مهر كه فصل بازگشايی مدارس است، برای ملت ايران قرين خاطراتی است از رشادت‌های فرزندان خود. رشادت‌هايی كه فقط در افسانه‌های كهن ايرانی می‌شد سراغی از آنها گرفت، اما اين بار آن افسانه‌ها در سرزمين‌های تفتيده جنوب و كوه‌های سر به فلك كشيده غرب ايران به واقعيت پيوست و حماسه‌هايی خلق شد كه دكان آرش كمانگيرها را كم‌رونق كرد.


راستی چرا جنگ شد و ما برای چه جنگيديم. دستاورد 8 سال جنگ جز خرابی و ويرانی برای ملت ما چه بود؟ اصلاً اين جنگ خانمان‌سوز چرا 8 سال به طول انجاميد؟ مگر شوخی است يك كشور 8 سال تمام در مقابل رژيمی كه به نمايندگی از 40 كشور به نبردش آمده بجنگد و سر تسليم فرود نياورد؟


هنوز دو سال از انقلاب نگذشته بود و مشكلات فراوان اقتصادی و امنيتی مردم را به ستوه آورده بود. گروهك‌های تجزيه‌طلب، مردم استان‌های مرزی را به شورش و قيام عليه انقلاب فرا می‌خواندند. منافقين در تهران و همه شهرها امنيت مردم را سلب كرده بودند و هر روز يكی از شخصيت‌های مؤثر نظام را ترور می‌كردند و حالا خبر می‌رسيد كه ارتش تا به دندان مسلح عراق از همه مرزهای غربی و جنوبی كشور قصد تجاوز به كشور را دارد.


ارتش بعد از انقلاب به دليل عدم داشتن فرماندهان متعهد و انقلابی، نتوانسته بود سامان يابد و هنوز بسياری از اركان حساس ارتش دست عناصری بود كه اعتقاد قلبی به نظام نداشتند. صدام‌حسين به ناگاه در مقابل دوربين‌های تلويزيون قرارداد الجزاير كه تعهدنامه‌ای ميان دو كشور در مشخص كردن مرزهای فيمابين بود را پاره و يك طرفه آن را ملغی و در نهايت روز 31 شهريور دستور حمله را صادر كرد.


همه محاسبات درست بود. در ايران تازه انقلابی بزرگ شكل گرفته بود؛ انقلابی ايدئولوژيك و در عين حال عميق كه تمام اركان رژيم قبل را زير و رو كرده بود. اكثر سران وابسته ارتش يا گريخته يا محاكمه شده بودند. ارتش پهلوی كه مدعی ژاندارمی منطقه بود از هم پاشيده بود. گروهك‌های تجزيه‌طلب اسلحه برداشته و عليه نظام دست به توطئه می‌زدند. توطئه كومله، دموكرات، خلق عرب، خلق بلوچ و خلق تركمن. تقريباً می‌توان گفت هر قسمت از مرزهای جمهوری اسلامی را يك گروه جدايی‌طلب تسخير كرده بود. هنوز نظام نوپای اسلامی درگير اين گروهك‌ها بود كه با تهاجم ارتش بعث مواجه شد؛ ارتشی كه به جديدترين تجهيزات نظامی دنيا و دو ابرقدرت شرق و غرب مجهز بود.


آنان كه اين جنگ را برنامه‌ريزی كرده بودند، احتمالاً برنامه‌ريزی‌شان برای شكست انقلاب و ساقط كردن نظام كمتر از چندين هفته بود و بدين ترتيب بدون اينكه خود وارد جنگی مستقيم با ايران شوند، از طريق همسايه ايران، اين جنگ را هدايت می‌كردند، اما همه تحليل‌ها غلط از آب درآمد. اتاق فكرهای دشمن فقط به ارتش كلاسيك ايران چشم دوخته بود، اما از نيروهای مردمی و توانی كه آنان داشتند، غافل شده بودند.


چند روز بعد از جنگ و بعد از ندای رهبر كبير انقلاب، هزاران نفر از جوانان اين مرز و بوم دست از كلاس و دانشگاه و كار كشيدند و راهی جبهه‌ها شدند. نيروهايی كه در عمرشان حتی تفنگ نيز به دست نگرفته بودند، اما اين قدر ايمان داشتند كه همه چيز را برايشان سهل می‌كرد و از آنان رزمندگان و فرماندهانی می‌ساخت كه الگويی برای ارتش‌های ابرقدرت‌ها شدند.


شهيد شيرودی يكی از جوانان غيور و خلبان اين كشور بود كه با رشاد‌ت‌های جانانه خود توسط راديو آمريكا به عنوان متبحرترين خلبان جهان معرفی شد و بعد به فيض شهادت نائل آمد. چمران‌ها، باكری‌ها، خرازی‌ها و حسن باقری‌ها، نمونه‌هايی از فرماندهان جوان اين جنگ بودند كه اكثر آنها سنی زير 20 سال را تجربه می‌كردند.


به عنوان مثال شهيد باقری در حالی كه فقط حدود 22 سال داشت، مسئوليت اطلاعات عمليات سپاه را برعهده داشت، اما تسلط اطلاعاتی وی به گونه‌ای بود كه فرمانده كل قوای وقت، يعنی بنی‌صدر را شگفت زده كرد و ناچار زبان به تحسين وی گشود.


دفاع مقدس خرابی‌های زيادی به بار آورد، اما ملتی را به جهانيان معرفی كرد كه از آنان به عنوان ابرقدرت فرهنگی ياد می‌كنند و انشاءالله به زودی ابرقدرتی اقتصادی و سياسی نيز با فرهنگ غنی و بی‌نظير خود به دست خواهند آورد. اين جنگ 8 سال طول كشيد، اما برای اولين بار در قرون اخير حتی يك وجب از خاك اين كشور به تاراج نرفت و عزت و سرافرازی ماحصل آن بود.


ملت ايران به جای راه عافيت طلبيدن، اين بار جهاد و ايثار در راه باورهای خود را برگزيد و نتيجه آن، مصداق اين آيه شريفه قرآن بود كه «ان تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرْكُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ» و به راستی كه خداوند چه نصرتی به ملت ايران هديه داد.


نزديك 300 هزار شهيد و و بالغ بر دو برابر اين آمار، جانبازان دفاع مقدس هستند، اما اسامی هر كدام از آن شهيدان اكنون همچون تاج زيبايی بر تارك كوچه‌ها و خيابان‌های شهرهای ايران می‌درخشد و هر كدام آنان چراغ راهی شده‌اند برای نسل‌های دوم، سوم و چهارم اين كشور كه اين ايثارگران را الگوی خود قرار دهند و بيابند. اگر عزت دنيا و عقبی را می‌خواهند راه آنان را پيش بگيرند و اكنون اين ما هستيم بازمانده اين فرهنگ عظيم كه چگونه اين امنيت بزرگ را پاس بداريم و جهاد و حماسه يك ملت را به نسل‌های بعد منتقل كنيم.


بی‌شك زندگی آسوده امروز ما مرهون قطره قطره خون شهيدان و مجاهدانی است كه با هدف قرب الهی به دفاع از سرزمين و ناموس خود برخاستند و اين نظام نوپای اسلامی را با بذل جان خود حفظ كردند.


امروز در هفته اول مهرماه 92، خبرگزاری بين‌المللی قرآن شاهد اتفاق مبارك افتتاح سرويس جهاد و حماسه است تا اين رسانه كه نام زيبای قرآن بر تارك آن می‌درخشد، دين خود را به ايثار هزاران مجاهد فی سبيل‌الله ادا كند و فرهنگ جهاد و ايثار به عنوان يك اصل قرآنی در جامعه و جهان نهادينه شود. انشاءالله.


حبيب‌الله تركاشوند