صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۱۳۰۶۰۱۴
تاریخ انتشار : ۳۰ مهر ۱۳۹۲ - ۱۱:۲۳

شاعر آئينی‌سرای كشورمان شعر تازه‌سروده خود با عنوان «آفرينش و غدير» را به مناسبت هجدهم ذی‌الحجه و عيد غدير خم به امام علی(ع) تقديم كرد.



به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، عبدالمجيد فرائی، شاعر آئينی‌سرای كشورمان، شعری با عنوان «آفرينش و غدير» را كه به تازگی و به مناسبت فرا رسيدن هجدهم ذی‌الحجهٰ، عيد غديرخم سروده است را به امام علی(ع) تقديم كرد. در ادامه اين شعر را می‌خوانيم:


«ابتدای آفرينش بود، نور پنج تن


قبل از آدم، وجود چون بلور پنج تن


ابتدای آفرينش بود و معمار ازل


می‌سرشتند گلی، با تكيه بر خيرالعمل


ابتدای آفرينش بود آدم ساختند


روح حق در او دميده، در بلا انداختند


ابتدای آفرينش بود، خط ترسيم شد


رازها در گوش خلقت، از خدا تعليم شد


ابتدای آفرينش بود، راز انتظار


چشم در راه علی(ع)، افرشتگان بيشمار


چشم زيبای ملائك بود، بر ره دوخته


از خدا، نام دلارای علی(ع) آموخته


فاطمه(س) ام علی(ع) در گرد كعبه در طواف


همچو پروانه، به گرد شمع، اما در مطاف


در وجودش درد پنهان، ناگهان هشدار داد


اضطراب و درد، مادر را، كمی آزار داد


كرد نجوا، ای خداوند توانای عزيز


آبرومندم، تو اكنون، آبرويم را مريز


از برايش، لحظه‌ای ديواره را، بشكافتند


طفل و مادر، در ميان كعبه، خود را يافتند


آسيه، سارا و مريم، همنفس با قدسيان


رويش گل را تماشا كرده، با چشمان جان


پس علی(ع) اعجازگونه، پای بر دنيا گذاشت


همچو خورشيدی ز كعبه، پای بر دل‌ها گذاشت


جام خلقت از شراب عشق، چون لبريز شد


با علی(ع) هستی به وجد آمد، چه دل‌انگيز شد


دامن پاك محمد(ص) شد علی(ع) پرورده‌تر


با خدا آميخت جان را، در مقام يك بشر


اولين مرد مسلمان اوست، در نه سالگی


مرد ايثار و عدالت، در كمال سادگی


بدر و خيبر، تكيه گاهی بود، بر رزمندگان


در تمام جنگ‌ها، با عشق و ايمان، جانفشان


هر كجا احساس می‌شد يك خطر، آنجا علی(ع) است


در مصاف عبدوها، می‌توان گفتن يلی است


پايمردی‌های او، اسلام نو را بيمه كرد


دشمنان دين حق را، جمله سر آسيمه كرد


از همه بالاتر او، در حق‌شناسی عارف است


رازهای پشت پرده مانده را، او كاشف است


در عبادت خويش را، از ياد برده نزد دوست


او خدا را ديده، با خلاق هستی روبروست


شد پيغمبر عشق و باب آن مولا علی(ع)


نور دل‌افزای او، از روز خلقت منجلی


آخرين حج رسول‌الله، چون پايان رسيد


دشت جحفه، صوت جبرئيل امين در جان شنيد


ای محمد(ص)دين حق را با علی(ع) تكميل كن


از برای انتخاب جانشين، تعجيل كن


در بيابان امر شد، يك طرح نو انداختند


از جهاز اشتران، يك جايگاهی ساختند


خطبه‌ای جان جهان، در آن فضا ايراد كرد


كرد تكميل رسالت، شادمان اوتاد كرد


جان عالم مصطفی(ص) دست علی(ع) بالا گرفت


در غدير خم، ولايت همزمان معنا گرفت


شيعه از آنروز، دل داده به پيمان علی(ع)


هستی و موجودی خود بسته، بر جان علی(ع)


دلخوشم، هستی(فرائی) دست و دامان علی(ع)


زنده‌ای، پابنده‌ای شاعر، به احسان علی(ع)»



پی‌نوشت:


1- فاطمه بنت اسد(س)، مادر حضرت علی(ع)


2- عبدو، پهلوان دلير جنگ خندق


3- نام علی(ع) برگزيده از سوی خدا و هم اسم او علی اعلی است


4- اوتاد، پيشوايان هدايت