به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از استان مرکزی، قرآن در باب معنای زندگی پیشنهادی ارائه میدهد که در واقع همان نظریه بیپیرایه و تحریف نشده ادیان توحیدی است که بر هدفداری کیهان و تقاضای سرشت انسان تکیه دارد.
بهرغم وسوسه افکنیهای داخلی و خارجی گذشته و تلاشهای مستمر، گسترده و پرهزینه جهان شکل گرفته بر اصول روشنگری و رنسانس، دیدگاه قرآن همچنان با صلابت، سلامت و قدرت در سیمای زندگی بخشی از جامعه بشری میدرخشد و به سایر انسانها نیز نوید آرامش، آسایش و سعادت میدهد.
در تصور قرآن نظام کیهانی در خدمت انسان است تا در پرتو ارتباط با خدا به کمال مطلوب و سعادت جاودانه برسد، بهعبارت دیگر جهان به شمول سرشت انسان، وی را به سوی خدا میخواند تا زندگیش جهت پیدا کند. این فراخوانی در قالب بعثت و نبوت، شکل تشریح شده خود را بازمییابد تا فرصت سیر تعالی طلبانه برای انسان بیش از پیش فراهم آید.
اینکه آفرینش آسمانها و زمین و هر آنچه در آنهاست، هدفمند صورت گرفته است، در جای جای قرآن به چشم میخورد و غایتمندی و حکیمانه بودن آفرینش آنها مورد تأکید قرار میگیرد.
آیا از نظر قرآن کریم، زندگی موضوعیت دارد؟ آیا زندگی یک اشتباه کور طبیعی است یا ادراده الهی در پشت آن وجود دارد؟ آیا زندگی هدفی دارد و بهدنبال معنایی است یا پوچ و بیهدف است؟ قرآن کریم بهعنوان آخرین سند وحی الهی بیشترین توجه را به مسئله معناداری زندگی داشته و در آیات مختلف، نظام هستی را هدفمند و معنیدار معرفی کرده است. ذیلاً به بررسی دلایل معنی دار بودن زندگی از دیدگاه قرآن کریم میپردازیم.
از نظر قرآن کریم زندگی دنیوی موضوعیت دارد و در رابطه تنگاتنگی با زندگی آخرت قرار دارد.هیچکدام از این دو فدای دیگری نمیشود. فدا کردن آخرت بهخاطر دنیا امری مذموم است و به همان اندازه نیز رها کردن زندگی دنیوی بهخاطرآخرت نکوهش شده است.
قرآن کریم بر مادیت محض قلم بطلان کشیده است و میگوید کسانی که فقط نعمتهای دنیوی را میخواهند برایشان در آخرت نصیبی نیست. قرآن در این باره در آیه 200 سوره مبارکه بقره چنین میفرماید «فَإِذَا قَضَیْتُم مَّنَاسِکَکُمْ فَاذْکُرُواْ اللّهَ کَذِکْرِکُمْ آبَاءکُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِکْرًا فَمِنَ النَّاسِ مَن یَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا وَمَا لَهُ فِی الآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ، و چون آداب ویژه خود را به جاى آوردید همانگونه که پدران خود را به یاد میآورید یا با یادکردنى بیشتر خدا را به یاد آورید و از مردم کسى است که میگوید پروردگارا به ما در همین دنیا عطا کن و حال آنکه براى او در آخرت نصیبى نیست».
بهنام محمدی، مدرس دانشکده علوم قرآنی خمین در همین رابطه در گفتوگو با خبرنگار ایکنا، گفت: از دیدگاه قرآن کریم با ایمان به خدا و انجام اعمال صالح، زندگی معنا یافته و هدف از زندگی که همان دستیابی به ارزشهای والای انسانی و سعادت جاودانه است، محقق میشود.
هدف از خلقت انسان و اعطای زندگی
وی با بیان اینکه در قرآن کریم هدف از خلقت انسان و اعطای زندگی به وی فقط برای زندگی دنیوی نیست، اظهار کرد: متاع دنیا هر اندازه هم که زیاد باشد فریب بازیچه بوده و در برابر نعمتهای اخروی ناچیز است و اجر کامل هر کسی فقط در قیامت به وی داده میشود.
محمدی با اشاره به اینکه تنها کسی معنای واقعی زندگی را درک کرده و رستگار و پیروز است که بتواند با اعمال نیک خود را از آتش جهنم نجات داده و به بهشت وارد شود، تصریح کرد: اعتقاد قوی و ایمان راسخ به خداوند متعال داشتن، سازوکاری مناسب در جهت عینیتبخشیدن به معنای صحیح زندگی است.
زندگی در آموزههای اسلامی
وی با بیان اینکه در آموزههای اسلامی زندگی به دو بخش زندگی ممدوح و زندگی مذموم تقسیم میشود، اظهار کرد: کودکی، نوجوانی، جوانی، تفاخر و تکاثر از ادوار زندگی هر انسانی است که هر یک از این دورهها در یک زندگی مذموم به ترتیب از ویژگی غفلت، سرگرمی، تجمل، تفاخر و تکاثر برخوردارست.
محمدی با اشاره به اینکه در زندگی مذموم انسان در دوره کودکی در غفلت بوده و در دوره نوجوانی به سرگرمی مشغول است، تصریح کرد: انسان پس از گذار از این مراحل نیز به مرحله جوانی و دوره شورعشق و تجملپرستی میرسد.
وی کسب مقام دنیوی و افزایش مال و ثروت را مراحل دیگر زندگی مذموم برشمرد و ادامه داد: تمامی ویژگیهای یک زندگی مذموم در اعمال و رفتار انسانهای دنیامداری که به معنای واقعی زندگی دست نیافتهاند، متجلی است؛ چراکه این انسانها دنیا را هدف قرار دادهاند، در حالی که دنیا جز فریب و نیرنگ نیست.
محمدی یادآور شد: برخلاف زندگی مذموم کسب علم، افزایش ایمان و معرفت نسبت به خالق هستی، عبادت و عمل صالح از ویژگیهای یک زندگی ممدوح است.
معنای زندگی و مرگ در سبک زندگی اسلامی
مدرس دانشکده علوم قرآنی خمین در پایان در باب مفهوم و معنای زندگی و مرگ در سبک زندگی اسلامی، خاطرنشان کرد: در آموزههای اسلامی مرگ قانونی کلی و استثناناپذیر به معنای قطع علاقه روان از تن بوده و آنچه که میمیرد بدن است، نه روح.