به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، واژهی «تفاخر» يك بار در قرآن و آن هم در سورهی حديد آيه 20 بهكار رفته است:
«اِعْلَمُوا اَنّما الحَيوةُ الدنيا لَعِب وَ زِينَةٌ و تَفاخرٌ بينكَم و تكاثرٌ فی الاموال و الاولاد و …: آگاه باشيد كه زندگانی دنيا به حقيقت بازيچهای است طفلانه و لهو و زيب و آرايش و تفاخر و خودستايی با يكديگر و حرص افزون مال و فرزندان است»
اين اصطلاح با مشتقاتش شش بار در قرآن كريم آمده است:
1. (نساء: 36): « … اِنّ اللَّهَ لایُحِبُّ مَنْ كانَ مُخْتالاُ فَخُوراً»
2. (هود: 10): «و لَئِنْ اَذَقْناه نَعْماءَ بَعْدَ ضَرّاءَ مَسَّتْهُ لَیَقُولَنَّ ذَهَبّ السّيئاتُ عَنّی انَِّهُ لَفَرِحٌ فخورٌ»
3. لقمان: 18): «وَ لاتُصَعِّرْ خدّكَ لٍلّناسِ وَ لاتَمْشِ فی الَأرْضِ مَرَحاً اِنَّ اللهَ لایُحِبُّ كُلَّ مُختالٍ فخورِ»
4. (رحمن: 14): «خَلَقَ الانسانَ مِنْ صَلْصال كالَفخّارِ»
5. (حديد: 20): «اِعْلَمُوا اَنّما الحيوةُ الدنيا لَعِبٌ وَ لَهوٌ و زينَةٌ و تَفاخر بينكم و تكاثرٌ فی الاَمْوالِ و الاولادِ …»
6. (حديد: 23): «لِكَیْلا تَأسَوْا علَی ما فاتَكم وَ لاتَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ وَ اللهُ لا یُحِبَّ كُلَّ مُختالٍ فخورٍ»
همچنانكه مشاهده میشود واژهی فَخُور در چهار آيهی قرآن (نساء: 36؛ هود: 10؛ لقمان: 18؛ حديد: 23) به كار رفته است و به معنای كسی است كه مناقب و محاسن خود را به خاطر كبر و خودنمايی، بر میشمارد و برخی از مفسرين در تفسير آيه 23 از سورهی حديد، «فخور» را صيغهی مبالغه گرفته و آن را به معنای كسی میدانند كه زياد افتخار و مباهات میكند، به توهم اينكه آنچه كه از نعمتهای الهی دارد فقط به خاطر استحقاق و لياقت خودش است.
فخّار نيز از همين ريشه و فقط يك بار در سورهی رحمن آيهی 14(خلقَ الانسانَ مِنْ صَلْصالٍ كالفخّار) به كار رفته است و به معنای گلِ خشك و سفال است و وجه تسميهی آن اين است كه گويی به زبان خود، بر ساير گلها و خاكها به خاطر حرارتی كه ديده و پخته شده است، فخر میفروشد.
برخی نيز معتقدند «فخاّر» از مادهی فخر گرفته شده و به معنای كسی است كه بسيار فخر میكند، و از آنجا كه اينگونه اشخاص، آدمهای توخالی و پر سروصدايی هستند، اين كلمه به كوزه و هر گونه سفال به خاطر سر و صدای زيادی كه به هنگام وزش باد يا دميدن هوا ايجاد میكند، اطلاق شده است.
نكتهی اساسی در تفاخر، تمايز آن با ذكر نعمتهای الهی و فرق آن با تكاثر است. تفاخر و تكاثر هم از حيث مفهوم و هم از حيث مصداق با هم تفاوت دارند ولی رابطهی سببی و مسببّی حاكم بين اين دو واژه موجب شده است كه اكثر مفسران ذيل بحث تكاثر به تفاخر هم بپردازند.