دكتر «نرگس گنجی» عضو هيئت علمی دانشگاه اصفهان در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) ضمن بيان مطلب فوق به «فدوی طوقان» شاعر مسيحی فلسطينی اشاره كرد كه در شعری كه به يك دانشآموز شهيد تقديم كرده است، میگويد: «او مقتول و مصلوب نشده است، بلكه به آسمان عروج كرده تا آغاز مرحلهای جديد را اعلام كند.»
وی همچنين به «محمود درويش» شاعر فلسطينی اشاره كرد كه میگويد: «من چه در حيات و چه در شهادت، دشمنان را محاصره میكنم و آنچه توانستهام برای مقابله با دشمنان آماده ساختهام.» در اينعبارت از يك سو به آيهی «واعدوا لهم مااستطعتم من قوة» (آيهی 60 سورهی انفال) و از سوی ديگر به آيهی «اقتربتالساعة و انشقالقمر» (آيهی نخست سورهی قمر) اشاره شده كه بيانی موجز و رمزآلود از اعتلای حقيقت و پيروزی شهادتطلبانه در حال كشتن يا كشته شدن است؛ زيرا در هر حالت نيروی دشمن تخريب میشود. شاعر با گفتن «اعدوا لهم مااستطعتم» طنزی تلخ نيز ارائه میدهد؛ زيرا او از سلاح عاری است و جز «خود» چيزی برای آماده ساختن ندارد.
گنجی با بيان اينكه الهامگيری شاعران عرب از مضامين، واژهها و اصطلاحات قرآنی يك واقعيت زمانی و ادبی عام است و محدود به زمان يا موضوع خاصی نيست افزود: از قرون اوليهی هجری تا امروز شاعران عرب، پيوسته شعر خود را با اصطلاحات و مفاهيم قرآنی مستقيم يا غيرمستقيم آراستهاند و به آن عمق و زيبايی بيشتری دادهاند.
عضو هيئت علمی دانشگاه اصفهان تصريح كرد: استفاده از واژگان قرآنی در شعر شاعران نوگرای عرب نيز بهخوبی ديده میشود؛ عبارات قرآنی مانند «كل حزب بمالديهم فرحون» (آيهی 53 سورهی مؤمنون) كه به تفرق آراء و موانع وحدت اشاره دارد، همچنين عبارت معروف «واعتصموا بحبلالله جمعياً ولاتفرقوا» (آيهی 103 سورهی آلعمران) و بسياری از آيات ديگر در شعر شاعران عرب ديده میشود.
خالق مجموعهی «تاك تشنه» اظهار كرد: پس از بعثت پيامبر(ص) دستهبندی اعتقادی آغاز شد و پيامبر(ص) و يارانش كوشيدند اتحاد و انسجامی كه در قرآن به آن اشاره شده را تا حد ممكن تحقق بخشند، ولی در كمتر از 50 سال پيروی از اين ارزشهای قرآنی كمرنگ شد و ادبيات عرب نيز به سوی شعوبیگری گراييد و طی يك دورهی طولانی با تأثير از سياستهای خلفا، اين شعر بيشتر مروج تفرقه و تذلل بود تا وحدت و عزت.
استاد دانشگاه اصفهان در ادامه گفت: از دو قرن پيش با ضعيفشدن دولتهای اسلامی و شكلگيری نفوذ استعمار غربی، نوعی تمايل به اتحاد عربی در جهان عرب پيدا شد، اما نتيجهی اين اتحاد موهوم، تجزيهی سرزمينهای اسلامی و عربی و ظهور اسرائيل بود. با اينحال در شعر دوران «نهضت عربی» نيز رگههای از بيداری اسلامی و پرهيز از فرقهگرايی را میبينيم.
وی در اينباره به يكی از سرودههای «معروف الرصافی» شاعر عراقی اشاره كرد كه در آن با ذكر شكوه اسلام در صدر آن، مسلمانان را از فرقهگرايی برحذر میدارد و ريشهی انحطاط مسلمين را در تفرق آنان میداند و میگويد: «ای مسلمانان پيوند برادری در ميان شما محكم بود، چگونه امروز اين رشته گسسته است؟ ولی من از شما نوميد نيستم و اميدوارم پس از مدتی دوباره به پا خيزيد، همگی متحد باشيد و قيام كنيد، زيرا سستی و ركود در اين امر عين كفر و خروج از دين است.» از نظر اين شاعر مدنيت و تمدن چيزی نيست جز همكاری بسامان برای اصلاحات اجتماعی.
گنجی در ادامه افزود: البته شاعران ديگری هم به سرزنش تفرقه ميان اعراب و مسلمانان پرداختهاند، يعنی از زاويهی سلبی به ترويج وحدت پرداختهاند، ولی صبغهی غالب در شعر معاصر، تكيه بر اتحاد قومی بر پايهی زبان مشترك و منافع مشترك است و وحدتگرايی در آثار آنان بهندرت جنبهی اسلامی دارد.
استاد دانشگاه اصفهان در پايان گفت: پيش از ظهور اسلام زندگی عربی، زندگی قبيلهای بود و «من» جمعی يا «ما» به ندرت معنای كيش و اعتقاد داشت. با اينهمه هستند شاعرانی كه حتی قبل از اسلام نيز طالب گونهای همزيستی و حيات مصالحهآميز هستند و قبايل را در برابر خدا مسؤول میدانسته و از نزاع و تفرقه باز داشتهاند.