صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۱۶۱۱۴۰۸
تاریخ انتشار : ۲۳ آذر ۱۳۸۶ - ۰۷:۴۱

گروه انديشه: درخشش ابن رشد بيشتر به شرح او از آثار ارسطو مربوط است؛ اما استاد دينانی اين شرح‌ها را كه بسيار مفصل بوده و در دسترس است، ‌اصلا مورد توجه قرار نداده و حتی يك بار هم به آن‌ها استناد نكرده‌اند!

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، متن فوق بخشی از مقاله «عقل بی‌دفتر» (نقد كتاب درخشش ابن رشد در فلسفه مشاء) نوشته دكتر «يحيی يثربی»، عضو هيئت علمی دانشگاه علامه طباطبايی (ره) است كه در آخرين شماره از ماه‌نامه خردنامه همشهری (شماره 20 آبان‌ماه 1386) آمده است.
كتاب «درخشش ابن رشد در فلسفه مشاء» ‌را دكتر «غلام‌حسين ابراهيمی‌دينانی»، عضو هيئت علمی دانشگاه تهران تأليف و انتشارات «طرح نو» آن‌را به بازار كتاب عرضه كرده است. منتقد معتقد است كه مطالعه اين كتاب چيزی به معلومات خواننده متخصص فلسفه اسلامی اضافه نمی‌كند.
دكتر يثربی در ابتدای اين نقد خود در ضرورت پژوهش می‌نويسد: پژوهش و توليد علم در جايی عملا امكان دارد كه بدانند در دانش و معرفت كمبودی دارند و برای جبران آن نقص و كمبود به پژوهش و تحقيق بپردازند. آگاهی جامعه علمی از كمبود نيز، جز با نقد ـ يعنی ارزيابی و شناخت كاستی‌های دانش و معرفت موجود خود ـ به دست نمی‌آيد. به همين دليل است كه جامعه ما، سال‌هاست كه در علوم انسانی ـ به‌خصوص در فلسفه ـ نتوانسته است به پژوهش جدی و كارآمد بپردازد. شايد كسی بگويد كه پس اين همه مراكز دانشگاهی و پژوهشگاهی چه كار می‌كنند؟، كه در ادامه به آن پاسخ می‌دهد.
عضو هيئت علمی دانشگاه علامه طباطبايی (ره) در بررسی جايگاه انديشه ابن رشد در شرق و غرب اين سئوال را مطرح می‌كند و می‌گويد: در تاريخ فلسفه چه كسی از جايگاه ابن‌رشد، آگاه است؛ غرب مغرور و خودمحور يا شرق سردرگم؟
دكتر يثربی در ادامه اين نقد خود پاسخ می‌دهد: «برتراند راسل»، در قرن بيستم ميلادی از جايگاه او چنين سخن می‌گويد: «اهميت ابن رشد در فلسفه مسيحی بيش از فلسفه اسلامی است. در فلسفه اسلامی، وی بن‌بستی بيش نيست؛ حال آن‌كه در فلسفه مسيحی، مبدأ و آغاز محسوب می‌شود».
وی می‌افزايد: راسل از نفوذ بسيار او در اروپا و در روشن‌انديشان آغازين و غيررسمی غرب سخن می‌گويد؛ اگرچه در نهايت اين افتخار را متعلق به ارسطو می‌داند؛ نه ابن‌سينا و ابن‌رشد!. در شرق اسلامی نيز متأسفانه ابن‌رشد بيش از ابن‌سينا مورد بی‌مهری قرار گرفت. غلبه تصوف و اشعريت با پرچم‌داری «محمد غزالی»، مجال را برای عقلانيت چنان تنگ كرده بود كه ابن رشد را به تكفير و تبعيد گرفتار كرد و به فرمان «المنصور»، آثارش را به آتش كشيدند! و نتيجه اين شد كه ابن‌رشد، در جهان اسلام، نقطه پايان باشد و به عنوان تجربه شكست‌خورده، ديگر بار تجربه نشود!
نويسنده كتاب «عرفان نظری» در ادامه اين نقد در نقد كل كتاب موارد زير را بيان می‌كند: 1 ـ اين كتاب نيز مانند بسياری از نوشته‌های اخير استاد، حالت يك مجموعه غيرفنی را دارد كه خواننده با همه علاقه و اميدش، سرانجام چيزی دستگيرش نمی‌شود، البته منظور من از خواننده، افراد ناوارد و غيرمتخصص نيست بلكه منظور من، اهل فلسفه و متخصصان اين فن است كه مثلا اگر كتاب «درخشش ابن رشد» را نخوانند، درباره ابن‌رشد چيزی از دست نداده‌اند و اگر بخوانند، چيزی به دست نياورده‌اند!
2 ـ فصول چهارده‌گانه اين كتاب نسبت به هم، نظم علمی و حساب شده ندارند؛ چنان كه مطالب هر فصلی نيز درون آن فصل از چنين نظمی برخوردار نيست. بنابراين در تك‌تك فصل‌ها و در نهايت در كل كتاب، بحث‌ها از نقطه‌ای آغاز شده و همانند برخی سخنرانی‌ها دائما به اين طرف و آن طرف كشانده شده و سرانجام بی‌آنكه نتيجه خاصی به دست داده و مجهولی را معلوم سازند، پايان می‌پذيرند!
3 ـ استاد دينانی، به منابع لازم مراجعه نكرده‌اند. ايشان در پايان اين كتاب، از حدود 40 كتاب نام می‌برند كه بيشترشان يا به بحث او مربوط نمی‌شوند يا از منابع درجه دوم‌اند؛ كتاب‌هايی مانند: الف ـ برخی كتاب‌های خودشان، مانند: «اسما و صفات حق تعالی»، «شعاع انديشه و شهود...»، «نيايش فيلسوف» و «قواعد كلی فلسفه». بديهی است كه اين‌ها به بحث درخشش ابن رشد ربطی ندارند. ب ـ برخی كتاب‌های خود ابن رشد مانند «بدايه المجتهد و نهايت المقتصد» و «فصل المقال».
ج ـ كتاب‌های اشخاص ديگر مانند: «فتوحات» ابن‌عربی، «شعر و انديشه» داريوش آشوری، «امتناع تفكر» آرامش دوست‌دار، «اسرار الحكم» سبزواری، «شرح منظومه» او، «نحو هندی و عربی» دكتر فتح‌الله مجتبايی، «الموافقات فی اصول الشريعه» شاطبی، «شواهد الربوبيه» صدرا، «طاعون» آلبر كامو و چند كتاب ديگر. هيچ يك از اين كتاب‌ها، درباره درخشش ابن رشد در فلسفه مشاء مطلبی ندارند؛ مثلا راجع به مشائيت ابن رشد، در «فتوحات» ابن‌عربی چه می‌توان يافت؟ و اما كتاب‌های درجه دوم، مانند: «فرهنگ فلسفی» و كتاب‌های «فخری ماجد» و «عابدالجابری»، «قمير يوحنا» و چند كتاب ديگر.
4 ـ درخشش ابن رشد بيشتر به شرح او از آثار ارسطو مربوط است و اصولا او با عنوان «شارح» معروف است؛ اما استاد دينانی اين شرح‌ها را كه بسيار مفصل بوده و در دسترس است، ‌اصلا مورد توجه قرار نداده و حتی يك بار هم به آن‌ها استناد نكرده‌اند!
نويسنده در ادامه مقاله در بررسی اين كتاب، جزئيات بيشتری از فصل اول كتاب را مورد توجه قرار داده است و آن‌را نقد كرده است.
ماه‌نامه خردنامه همشهری به صاحب امتيازی مؤسسه همشهری و مديرمسئولی «حسين انتظامی» و سردبيری «سيد‌باقر ميرعبداللهی» هر ماه منتشر می‌شود و به بهای 4000 ريال در اختيار علاقه‌مندان قرار می‌گيرد.
در اين شماره (20، آبان‌ماه 1386) مقالات «چيستی و هستی علم» نوشته دكتر «سيد‌مصطفی محقق‌داماد»، «از عقل به شهود» نوشته دكتر «غلام‌حسين ابراهيمی‌دينانی»، «سهروردی در ايران» نوشته «حسن سيد‌عرب» و ... قرار دارد.