صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۱۶۲۴۷۹۷
تاریخ انتشار : ۱۰ بهمن ۱۳۸۶ - ۱۰:۴۸
بررسی رويكردهای عقلی و نقلی قيام اباعبدالله(ع) / (19) بستر تاريخی عزاداری اهل سنت برای امام حسين (ع) / (5)

گروه انديشه: «عبدالرحمن جامی» كه از نظر مذهبی سنی‌ حنفی بوده است، در كتاب «سلسة‌‌الذهب»، ديدگاه‌های مذهبی‌اش را درباره خلافت بيان كرده و در آن‌جا خود را يك سنی معتقد و در عين حال دوستدار اهل‌بيت(ع) می‌داند.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، پيش از اين چهار قسمت از مصاحبه با حجت‌الاسلام والمسلمين «رسول جعفريان» محقق برجسته تاريخ اسلام و دانشور حوزه و دانشگاه درباره عزاداری اهل سنت برای شهادت امام حسين (ع) تقديم شد. وی در مصاحبه اول گفت: مهمترين ويژگی حركت زيديه در مقايسه با حركت اماميه؛ يكی حفظ رويه انقلابی بود كه امامی‌مذهبان از آن دست كم در ظاهر پرهيز داشتند و ديگری سخت‌گيری نكردن آنان در مباحث كلامی و فقهی.
جعفريان در مصاحبه دوم خود اذعان كرد: با فروكش كردن نزاع‌های بين شيعه و سنی در قرن ششم، نگارش كتاب‌هايی درباره اهل بيت (ع) شتاب خاصی به خود گرفت و آثار تعديل در تسنن، در برخورد با ائمه اهل بيت (ع) بيش از پيش آشكار شد.
وی در مصاحبه سوم خود اظهار كرد: مؤلفان سنی بسياری از متون تأليف‌شده در قرن هفتم تا دهم، بخش كربلای كتاب «فتوح» نوشته «ابن اعثم» را ترجمه و شرح داده و با لحنی كاملا هوادارانه از امام حسين (ع) سخن می‌گويند.
اين محقق برجسته تاريخ در مصاحبه چهارم گفت: «عبدالجليل رازی‌قزوينی» كه كتاب خود با عنوان «نقض» را در حدود سال 560 نگاشته است، در پاسخ به يك نويسنده سنی، اطلاعات ارزشمندی درباره پيشينه عزاداری اهل سنت برای امام حسين(ع) آورده است.
اكنون قسمت پنجم اين گفت‌وگو از خاطرتان می‌گذرد.
استاد جعفريان بعد از بيان نوشته‌های عبدالحليل رازی‌قزوينی درباره عزاداری اهل سنت برای امام حسين (ع) گفت: در پايان دوره و درست هشت‌سال پيش از آمدن صفويه به اين منطقه كتابی درباره مقتل‌الحسين (ع) تأليف شد كه نويسنده آن فردی بود كه چندان مرزی ميان تشيع و تسنن قائل نبود. در هرات وی را متهم به تشيع می‌كردند و در سبزوار به تسنن. وی ملا «حسين كاشفی» بود و در هرات، در دوره تيمور، محبوبيت زيادی داشت و در مجلس سخنرانی او بزرگان دولت كه سال‌ها اميری آن‌را «سلطان حسين بايقرا» داشت، شركت می‌كردند وی كتاب خود را نيز به نام يكی از بزرگان اين دربار نگاشت.
وی افزود: ملاحسين كاشفی در همين كتاب «روضة‌الشهدا» به مناسبت، می‌نويسد: «هرگاه ماه محرم نو شود، رقم تجديد اين ماتم بر صفحات قلوب اهل اسلام و هواداران سيد انام ـ عليه‌الصلاة و السلام ـ كشيده می‌شود و از زبان هاتف غيبی ندای عالم لاريبی به گوش هوش مصيبت‌داران اهل‌بيت و ماتم‌زدگان ايشان می‌رسد: كای عزيزان در غم سبط نبی افغان كنيد/ سينه را از سوز شاه كربلا بريان كنيد* از پی آن تشنه‌لب بر خاك ريزيد آب چشم/ در ميان گريه، ياد آن لب خندان كنيد.
نويسنده كتاب «تأملی در نهضت عاشورا» در ادامه سخنانش تأكيد كرد: كاشفی در ظاهر، به‌درخواست يكی از اعيان و سادات بزرگ هرات با نام «مرشد‌الدوله» معروف به «سيد ميرزا» مصمم می‌شود تا متنی برای اين مجالس آماده كند. وی پس از شرحی درباره اهميت گريه برای امام حسين (ع) و اين‌كه «من بكی علی‌الحسين (ع) وجبت له‌الجنه» می‌نويسد: «برای اين است كه جمعی از محبان اهل بيت (ع)، هر سال كه ماه محرم درآيد، مصيبت شهدا را تازه سازند و به تعزيت اولاد حضرت رسالت پردازند، همه را دل‌ها بر آتش حسرت بريان شود و ديده‌ها از غايت حيران سرگردان.» ز اندوه اين ماتم جان گسل/ روان گردد از ديده‌ها خون دل.
نويسنده كتاب «مقالات تاريخی (دفتر شانزدهم)» در ادامه سخنانش گفت: كاشفی در ادامه، درباره آن‌چه در اين مجالس خوانده می‌شده است، می‌نويسد: «و اخبار مقتل شهدا كه در كتب مسطور است، تكرار نمايند و به آب ديده ملال از صفحه سينه بزدايند.» مشكل اين كتاب‌ها اين است كه و هر كتابی كه در اين باب نوشته‌اند، اگرچه به زيور حكايت شهدا خالی است؛ اما از سمت جامعيت فضايل سبطين و تفاصيل احوال ايشان خالی است. اين امر سبب شده است تا سيد ميرزا به اين فقير حقير حسين‌الواعظ‌ الكاشفی دستور دهد تا به تأليف نسخه‌ای جامع كه حالات اهل بلا، از انبيا و اصفيا و شهدا و سيار ارباب ابتلا و احوال آل‌ عبا بر سبيل توضيح و تفصيل در وی مسطور و مذكور بود اشتغال نمايد.»
اين استاد حوزه و دانشگاه در ادامه سخنانش اظهار كرد: كتاب «روضة‌الشهدا» نه تنها در دوره صفوی و ميان شيعيان ايران، بلكه در ميان سنيان اطراف مملكت ايران نيز نفوذی فراوان يافت. يكی از آخرين نشانه‌های تأثير اين نفوذ، اقدامی است كه «عبدالله زيور»، شاعر سنی اهل عراق و كرد فارسی‌دان انجام داده و آن‌را به شعر فارسی درآورده است. وی بدون آن‌كه تصريح كند، در واقع متن فارسی روضة‌الشهدا را در قالب شعر فارسی درآورده و نام آن‌را داستان سوزناك كربلا نهاده است.
مصحح كتاب «فضائل اولاد رسول و مناقب اولاد بتول (ع)» در ادامه سخنانش افزود: در اين‌جا بی‌مناسبت نيست تا به موضع «عبدالرحمن جامی»، عالم، عارف و شاعر بزرگ خراسان كه از نظر مذهبی يكی سنی‌حنفی بوده و البته علايق صوفيانه عميقی داشته، گذری داشته باشيم. وی در كتاب «سلسة‌‌الذهب»، ديدگاه‌های مذهبيش را درباره خلافت بيان كرده و در آن‌جا خود را يك سنی معتقد و در عين حال، دوستدارن اهل‌بيت می‌داند.
جعفريان تأكيد كرد: وی هم درست مانند ديگر اهل سنت، معتقد است كه سنی نبايد به خاطر درگيری‌های صحابه، ميان آن‌ها خط‌كشی دوستی و دشمنی رسم كند. در عين حال بايد بداند كه در اين اختلافات حق با علی (ع) بوده است: همه را اعتقاد نيكو كن / دل ز انكارشان به يك سو كن* هر خصومت كه بودشان با هم / به تعصب مزن در آن‌جا دم.
نويسنده كتاب «تأملی در نهضت عاشورا» در ادامه سخنانش تأكيد كرد: گفتنی است كه مهم‌ترين درگيری مذهبی جامی با مخالفان در عصرش، درگيری وی با شيعيان است كه در خراسان نفوذی چشم‌گير داشتند و ديديم كه به‌زودی با آمدن صفويان اين مذهب در اين منطقه حاكم شد. جامی حمله‌های فراوانی به شيعيان دارد و می‌كوشد تا جو شهر هرات را بر اساس آموزه‌های تسنن حفظ كند. اين گزارشی است كه امير «علی‌شير نوايی» هم دارد و البته اينان مخالفانی هم از اهل سنت متمايل به تشيع دارند.
اين محقق و استاد دانشگاه در ادامه سخنانش گفت: اما جامی با همه اين احوال، می‌كوشيد تا حدود را حفظ كند. در عين حال كه از رفض و رافضه، به معنای كسانی كه به صحابه دشنام می‌دهند، متنفر بود، اما شعر معروف شافعی را «لوكان رفضا حب آل محمد ـ فليشهد الثقلان أنی رافضی» به فارسی درآورده و چنين سرود: گر بود رفض حب آن رسول/ يا تولا به خاندان بتول*گو گوا باش آدمی و پری/ كه شدم من ز غير رفض بری* كيش من رفض و دين من رفض است/ رفع من رفض و ما بقی خفض است.
وی در پايان سخنانش افزود: جامی در ميان شيعيان و سنيان درمانده شده بود. از يك‌طرف هنگامی‌كه به بغداد رفت، به خاطر اشعارش درباره روافض، مورد نكوهش شيعيان بغداد قرار گرفت؛ اما از سوی ديگر، وقتی اشعاری در ستايش اميرمؤمنان (ع) سرود، سنيان خراسان او را مورد نكوهش قرار دادند خود می‌نويسد: «چون در نظم سلسلة‌الذهب حضرت امير و اولاد بزرگوار ايشان را ستايش كرديم، از سنيان خراسان هراسان بوديم كه ناگاه ما را به رفض نكنند، چه دانستيم كه در بغداد به جفای روافض مبتلا خواهيم شد. همين جامی وقتی به عراق می‌رود، به زيارت عتبات عاليات می‌شتابد و در آن‌جا در وصف زيارت امام حسين (ع) چنين می‌سرايد: كردم ز ديده، پای سوی مشهد حسين / هست اين سفر به مذهب عشاق فرض عين* خدام مرقدش به سرم گر نهند پای / حقا كه بگذرد سرام از فرق فرقدين.
------------------------
اين گفت‌وگو ادامه دارد... .