«بهروز ياسمی» شاعر در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، با بيان اين مطلب گفت: شايد در اين روزها حرفهای زيادی درباره شخصيت قيصر شنيده شده است، اما اين جمله كوتاه حرفی است كه كمتر بهگوش خورده، او يكی از مردان ضروری روزگار ما بود و وجودش حداقل در بخشی از زندگی ما ضروری بود؛ كاش همانطور كه آثارش منتشر میشود، منش و شخصيت و آن انسانيت بشكوه او نيز قابل انتشار بود.
ياسمی افزود: يكی از دلايلی كه رفتار جامعه با او هميشه همراه با احترام بود، به وجه انسانی قيصر برمیگردد؛ عزتنفس، مناعتطبع و تعادل در همه چيز، مهربانی و... جزء مسائلی است كه قبل از شاعری او مورد توجه بود.
ياسمی در پاسخ به اين پرسش كه اگر قرار بود تنها از وجه شاعری قيصر بهره و لذت ببريم كتابهای او در دسترس است، اما اين سؤال مطرح میشود كه اين هياهويی كه بعد از مرگ او بهراه میافتد از چه جهت است؟ گفت: قبل از آنكه شعر او قابل تمجيد باشد، شخصيت قيصر بر آن سايه افكنده و حتی شعر او را تحتالشعاع قرار میدهد و بيشتر آوخ و دريغ مردم بهدليل ازدست دادن انسانی با كمالات است.
ياسمی اظهار كرد: شعر قيصر از تعادلی در خيال و عاطفه و تصوير برخوردار بود و اين تعادل موجب زيبايی درونی و بيرونی آن میشد، شعر او از تمام صنايع معنوی و لفظی برخوردار بوده و تركيبات بهجا و متناسب استفاده كرده است، او شاعری مضمونياب و مضمونساز بوده و مضامينش را به بهترين شكلی به جامه واژگان میآراست، او مضمون را كشت میكرد، پرورش میداد و با زبانی شيرين در شعر كلاسيك يا نيمايی وارد میكرد.
ياسمی درباره شعر و شخصيت قيصر به ايكنا گفت: شعر و شخصيت امينپور جدای از هم نبوده و در گوشههايی از شعرش انعكاس يافته است، اما همه اين شخصيت بزرگ نمیتواند در آثارش منعكس شود؛ چراكه بههرصورت محدوديتهايی وجود دارد، اما از «كوزه همان برون تراود كه در اوست».
او گفت: شعر قيصر و شخصيت او، مصداق كامل و عينی جهانی فلسفی، اجتماعی و سياسی است كه اهل معنی آن را دريافته و میدانند كسی كه چنين شعری گفته از اين واقعيتها برخوردار است.
او در پايان اين شعر را درباره درگذشت قيصر امينپور خواند: «افتاد، آنسان كه برگ/ آن اتفاق زرد/ میافتد/ افتاد، آن سان كه مرگ/ آن اتفاق سرد میافتد»؛ اما او گرم بود و سبز كه افتاد.