به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) شعبه آذربايجان غربی، اعجاز بودن قرآن كريم از جهت درس ناخوانده بودن حضرت محمد (ص) در چند آيه مطرح شده است: در آيه 23 سوره بقره آمده است: «وَإِنْ كُنْتُمْ فِی رَیْب مِمّا نَزَّلْنا عَلی عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَة مِنْ مِثْلِهِ وَادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ؛ و اگر در آنچه بر بنده خود فرو فرستاديم، دو دل هستيد، سوره ای از [كسی]همانند او بياوريد و [در اين تلاش] شهدا [ياوران يا گواهان] غير خدايی خود را بخوانيد؛ اگر راستگوييد».
ارتباط آيه ياد شده با اين وجه از وجوه اعجاز قرآن، منوط به بازگشتن ضمير «مثله» به كلمه «عبد» در عبارت «مِمّا نَزَّلْنا عَلی عَبْدِنا» است.
مفسران در مرجع ضمير «مثله» در آيه اختلاف نظر دارند و حداقل دو احتمال درباره آن مطرح كردهاند. برخی ضمير مثله را به كلمه «ما» در «مِمّا نَزَّلْنا عَلی عَبْدِنا» برگردانده و برخی ديگر مرجع آن را كلمه «عبد» دانستهاند. هر يك از دو گروه، برای مدعای خود شواهدی نيز ذكر كردهاند؛ ولی شواهد قول دوم قویتر به نظر میرسد؛ مهمترين شواهد اين دوم، يعنی بازگشت ضمير به كلمه عبد، در سه نكته خلاصه میشود:
أ. افزوده شدن كلمه «من» در تعبير «فأتوابسورة من مثله» كه در هيچ يك از ديگر آيات تحدّی نيامده است. در صورتی كه ضمير به عبد باز نگردد، كلمه «من» زايد تلقی میشود كه خلاف قاعده است و معانی ديگر مانند تبعيض نيز تناسب لازم را ندارد، علاوه بر آنكه بازگشت ضمير به عبد، رجوع به مرجع نزديكتری است.
ب. نفی ريب كه فقط در اين آيه و آيه چهل و هشتم سوره عنكبوت كه از اعجاز قرآن با تكيه بر امّی بودن پيامبر(ص) سخن میگويد، آمده و هم محتوا بودن اين دو آيه را میرساند و دلالت بر آن دارد كه ضمير به عبد باز میگردد و اعجاز قرآن با توجه به امّی بودن پيامبر شك بردار نيست.
ج. روايات وارده در ذيل اين آيه نيز، ضمير در جمله «فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن مِّثْلِه» را به عبد برگردانده و بر امی بودن پيامبر تكيه كردهاند؛ به عنوان مثال در روايتی از امام رضا ـ عليه آلاف التّحية و الثّناء ـ آمده است: «فَأتوُا بِسوُرة مِنْ مِثْلِهِ مِنْ مِثلِ مُحمّد مِثل رَجُل مِنكُمْ لایَقْرَء وَ لایَكْتُب وَلَمْ یَدرس كِتاباً وَ لا اخْتُلِفُ إلی عالِم وَ لاتعلّم مِن أحدٍ وَ أنتُمْ تَعْرِفوُنَهُ فی أسْفارِهِ وَ حُضوُرِه بقی كَذلِكُ أرْبَعينَ سنَة ثمّ أوتِی جَوامِعَ العِلمِ».
سورهای از كسی مانند او بياوريد، يعنی از كسی مانند محمد مانند مردی از شما كه نمیخواند و نمینويسد و نوشتهای را فرا نگرفته و نه با دانشمندی رفت و آمد داشته و نه از كسی مطلبی فرا گرفته است و شما او را در سفر و غير سفر میشناسيد، چهل سال اينچنين در بين شما ماند؛ سپس به او جوامع دانش [گنجينههای معرفت] داده شد. بنابراين آيه در صدد بيان اعجاز قرآن با تكيه بر امّی بودن پيامبر گرامی اسلام(ص) است.
2. آيه ديگری كه بر اعجاز قرآن با تكيه بر امّی بودن پيامبر(ص) اشاره دارد، آيه 48 عنكبوت است: «وَما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِهِ مِنْ كِتاب وَ لا تَخُطُّهُ بِیَمِينِكَ إِذاً لاَرْتابَ الْمُبْطِلُونَ؛ و تو پيش از فرود آمدن قرآن، نوشتهای را نمیخواندی و نه با دستانت آن را مینوشتی. در آن صورت ياوهگويان دودل میشدند».
اين آيه دلالت دارد كه قرآن صرف نظر از امّی بودن پيامبر نيز، معجزه است و انسانهای باانصاف به اعجاز آن پی برده، تسليم میشوند و با توجه به امی بودن پيامبر(ص) برای غير آنان و ياوهگويان نيز شكی باقی نمیماند.
3. در سوره يونس بعد از طرح تقاضای مخالفان، مبنی برآوردن كتابی ديگر يا تبديل همين كتاب، تأكيد میكند كه تبديل كتاب در اختيار پيامبر نيست و او صرفاً پيرو وحی الهی است؛ سپس در ادامه زندگی پيش از بعثت پيامبر را گواه از سوی خدا بودن قرآن دانسته است. «قُلْ لَوْ شاءَ اللّهُ ما تَلَوْتُهُ عَلَیْكُمْ وَ لا أَدْراكُمْ بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِيكُمْ عُمُراً مِنْ قَبْلِهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ؛ بگو اگر خدا میخواست، قرآن را بر شما تلاوت نمیكردم و او شما را بر آن آگاه نمیكرد. من مدتی [طولانی] در ميان شما درنگ كردم. آيا خرد خويش را بهكار نمیبنديد [و حقايق را درك نمیكنيد]؟» (يونس، 16)
هرچند در اين آيه، صريحاً از اعجاز قرآن سخن به ميان نيامده، ولی اشاره دارد كه اين معارف را پيامبر در اختيار نداشته و ندارد و زندگی نسبتاً طولانی آن حضرت پيش از بعثت، گواه آن است. او مدتها در بين شما زندگی كرده و اگر با شناختی كه از او در اين مدت داريد، درباره او و اين كتاب بينديشيد، به اين نتيجه خواهيد رسيد كه ساختن كتابی به وسيله چنين فردی امكانپذير نيست.
قرآن مجيد، در دو آيه پيامبر(ص) را امّی خوانده است:
- «فَآمِنُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِهِ النَّبِیِّ الأُْمِّیِّ الَّذِی یُؤْمِنُ بِاللّهِ؛ پس به خدا و فرستاده درس ناخوانده او كه به خدا ايمان دارد ايمان آوريد» (اعراف، 158).
- «الَّذِينَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الأُْمِّیَّ الَّذِی یَجِدُونَهُ مَكْتُوباً عِنْدَهُمْ فِی التَّوْراةِ وَ الإِْنْجِيلِ؛ آنان كه از فرستاده [خدا و] پيامبر درس ناخواندهای پيروی میكنند كه [نام و نشان] او را پيش خود در تورات و انجيل نوشته میيابند». (اعراف، 157)
و در يك آيه او را فرستادهای از ميان و زمره «امّیها» قلمداد كرده است: «هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّينَ رَسُولًا مِّنْهُمْ؛ او كسی است كه در ميان مردم درسناخوانده فرستادهای از صنف خودشان برانگيخت». (جمعه، 2)
حال ببينيم مفهوم امی و تلازم امی بودن پيامبر با اعجاز قرآن چيست؟
امّی، يعنی منسوب به امّ (مادر) و مقصود از آن، فردی است كه معلوماتی طبق فطرت و استعدادهای مادرزادی خود دارد و قدرت برخواندن و نوشتن اكتسابی ندارد و معلومات وی از اين طريق حاصل شده است، به عبارت درس ناخوانده و خط نانوشته.
آيه دوم (157، اعراف) به اين مطلب اشعار دارد كه امّی بودن پيامبر در تورات و انجيل نيز مطرح شده است. آيه 5 سوره فرقان نيز اشاره دارد كه مخالفان و كافران باور داشتند كه پيامبر (ص) توان خواندن و نوشتن نداشته است و ازاينرو از ديگران خواسته تا آن را برايش بنويسند و بر او بخوانند: «وَقالُوا أَساطِيرُ الأَْوَّلِينَ اكْتَتَبَها فَهِیَ تُمْلی عَلَیْهِ بُكْرَةً وَأَصِيلاً؛ و گفتند: [قرآن] افسانههای پيشينيان است كه درخواست كرده تا برايش بنويسند و هر صبح و شام بر او خوانده میشود».
موضوع درسناخوانده و خطنانوشته بودن پيامبر از نظر تاريخی نيز، امری مسلّم است و حتی شرقشناسان و مورّخان غير مسلمان نيز بر آن صحه گذاردهاند.
اكنون با توجه به نكات ياد شده درباره ملازمهای بودن پيامبر و معجزه بودن قرآن میتوان گفت:
1. با نگاهی گذرا به قرآن مجيد درمیيابيم كه با وجود حجم و كميت نسبتاً اندك، دربردارنده انواعی از معارف و علوم و احكام و قوانين فردی و اجتماعی است كه با ديگر كتاب های موجود در ميان بشر قابل مقايسه نيست.
در اين مجموعه ژرفترين و بلندترين معارف و والاترين و ارزشمندترين دستورهای اخلاقی و عادلانهترين مواعظ و نكات تاريخی و سازندهترين شيوههای تعليم و تربيت گرد آمده است.
2. فراهم كردن اين همه معارف و حقايق در چنين مجموعهای، فراتر از توان انسانهای عادی است؛ چه رسد به اينكه اين كتاب بزرگ، به وسيله فردی درسناخوانده و آموزش نديده كه هرگز نزد كسی تعليم نديده و خطی ننوشته و نخوانده، در محيطی دور از تمدن و فرهنگ پيشرفته آن دوران ارائه شده است و شگفتانگيزتر آنكه در طول دوران چهل ساله پيش از بعثت، حتی جملهای از اين سخنان بر زبان جاری نساخته است و معارف ارائه شده از سوی او به عنوان وحی قرآنی، دارای اسلوبی ويژه و هماهنگی و نظم خاصی است كه آن را از ديگر سخنانش كاملا متمايز میكند.
بنابراين آوردن كتابی با اين ويژگی از سوی فردی امّی با آن خصوصيات و سوابق، خارج از توان بشر بوده و جز به اراده و قدرت الهی (اعجاز) ميسر نيست.
گردآوری: محمد آقايی پر
منبع: معارف قرآن، دانشگاه امام خمينی(ره) قم