به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) شعبه آذربايجان غربی، تحريفناپذيری قرآن، يكی ازمباحث زيربنايی در قرآنشناسی است؛ زيرا اولاً، بدون اثبات مصونيت قرآن از تحريف (كاستی، افزايش، تغيير و تبديل مؤثر در معنای آيات) هرگونه استناد به همه يا بخشی از آيات قرآن مورد ترديد قرار میگيرد؛ چراكه اين احتمال وجود دارد كه آيات مورد استناد، تحريف شده و مقصود خداوند به ما نرسيده است؛ ثانياً، اعتبار روايات پيامبر و امامان معصوم نيز بهويژه در مقام تعارض روايات با يكديگر به قرآن متكی است و اگر در قرآن تحريفی رخ داده باشد، اعتبار روايات نيز خدشه دار میشود.
درباره مفهوم تحريف بايد گفت: تحريف از ريشه «حرف» (به معنای لبه، كناره و مرز يك چيز) در لغت، به معنای مايل كردن و منحرف كردن و دگرگون ساختن است، و تحريف سخن، به معنای ايجاد نوعی دگرگونی و انحراف در آن است.
تحريف قرآن به دو گونه معنوی و لفظی میتواند مطرح شود كه شامل تحريف معنوی و تحريف لفظی است.
مراد از تحريف معنوی، برداشت انحرافی از معنای قرآن و يا تفسير و توجيه آن، برخلاف مقصود خداوند است كه قطعاً اين نوع تحريف نسبت به قرآن صورت گرفته است.
حضرت علی(ع) در نهجالبلاغه از وقوع چنين تحريفی در زمان خويش، به خدا شكوه میبرد و از وقوع آن در آينده نيز خبر میدهد.
قرآن نيز از وقوع اين نوع تحريف در كتاب های آسمانی پيشين در آياتی ياد كرده است؛ مانند: «یُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ؛ كلمات الهی را از جايگاههايش منحرف میكنند». (نساء، 46)
تحريف لفظی به معنای ايجاد هر نوع تغيير لفظی در سخن است. تغيير لفظی در مورد قرآن كريم نسبت به آنچه از طرف خدا نازل شده، به چند صورت زير قابل تصور است.
برخی اقسام كه در قرآن كريم واقع شده و هيچ تغيير معنايی در قرآن كريم ايجاد نمیكند؛ ولی آن قسم كه موجب تغيير معنای قرآن شود، قطعاً در قرآن رخ نداده و غير جايز است.
تـحريف به جابجايی آيات و سور بر خلاف نزول آنها؛ يعنی آيه يا سوره برخلاف ترتيب نزول، در قرآن ثبت شود.
اين مسأله در آيات، بسيار كم و به دست پيامبر اكرم (ص) با فرمان خداوند بوده است، ولی سورهها معمولاً به ترتيب نزول ثبت نشدهاند.
تـحـريف در قرائت؛ يعنی كلمهای برخلاف قرائت واقعی قرآن قرائت شود. اين امر نيز در مورد قرآن كريم رخ داده است و وجود قرائتهای متعدد در جامعه اسلام، شاهد بر آن است، البته چناچه امام باقر و امام صادق (ع) فرمودهاند قرآن يكی است و از نزد خدای يكتا نازل شده است.
تـحـریـف به زياده؛ يعنی افزودن كلمه يا جملهای به قرآن، به قرآن نازل شده بر پيامبر اكرم(ص) از زمان نزول تاكنون، مطلبی افزوده نشده است؛ بلكه همواره بين مسلمانان نوشته و حفظ میشده و با تواترِ قطعی بی نظيری، نسل به نسل قرائت شده تا به دست ما رسيده است.
اين مسأله از مسلّمات تاريخ و مورد اتفاق و قبول مسلمانان، بلكه اكثر دانشمندان غير مسلمان است.
كـسـی ادعا نكرده است كه بر قرآن نازل بر پيامبر اكرم(ص) چيزی افزوده شده باشد، جز عجارده كه حكايت شده، آنها سوره يوسف را يك داستان عشقی پنداشتهاند كه نمیتواند وحی الهی باشد و آن را افزوده شده به قرآن میشمردند.
دگرگونی اعراب كلمات يا الفاظ آيات و كاستی برخی آيات، كلمات و حروف قرآن، اينگونه تغيير و تحريف مورد اختلاف و محل نزاع است.
انديشمندان مسلمان قرآن را سالم از اين گونه تحريف میدانند، برای اثبات مصونيت قرآن از تحريف، شواهد تاريخی، دلايل عقلی و مستندات روايی و قرآنی متعددی ذكر شده كه به لحاظ قرآنی بودن مباحث كتاب، مستندات و دلايل قرآنی عدم تحريف محور اصلی قرار میگيرد.
پيش از آن بهاختصار شواهد تاريخی و روايات مربوط به مصونيت را يادآور میشويم، در مورد شواهد تاريخی عدم تحريف، اموری از اين قبيل مطرح است:
أ. حافظه شگفتانگيز عرب معاصر با قرآن و علاقه زايدالوصف آنان به قرآن به دليل فصاحت و بلاغت و آهنگ معجزهآسای آن؛
ب. انس فراوان مسلمانان با قرآن و حفظ و تلاوت آن؛
ج. تقدس قرآن نزد مسلمانان و حساس بودن آنان نسبت به هر گونه تغيير در آن؛
د. دستورها و توصيههای ويژه پيامبر گرامی(ص) در مورد تلاوت، كتابت، حفظ و جمعآوری قرآن و اهتمام مسلمانان به اين دستورات؛
هـ . مطرح نشدن تحريف قرآن در ضمن انتقاداتی كه به زمامداران پس از رسول خدا شده است.
برخی از رواياتی كه برای اثبات مصونيت قرآن از تحريف، به آنها استدلال شده است؛ مانند:
أ. حديث معتبر و متواتر ثقلين كه چنگ زدن به قرآن را مايه دوری از گمراهی معرفی میكند؛ اگر قرآن تحريف شده بود، نه تنها مانع گمراهی نمی شد، بلكه خود گمراهكننده بود.
در اين حديث آمده است:
«قرآن و اهل بيت(ع) دو گوهر گرانسنگی هستند كه مادام كه امّت اسلام به آن دو چنگ زنند، هرگز گمراه نخواهند شد».
ب. روايات فراوان توصيهكننده به محور و محك قراردادن قرآن در بازشناسی آرا، تمايلات و جريانات فكری و اجتماعی حق از باطل؛ مانند:
آنگاه كه فتنهها [جريانات فكری و اجتماعی منحرف] چونان پارههای شب تيره بر شما مشتبه شدند، بر شما باد به قرآن؛
ج. روايات تأكيدكننده به محك زدن روايات با قرآن و كنارگذاردن روايات مخالف قرآن؛ مانند: «فما وافق كتاب الله فخذوه و ما خالف كتاب الله فدعوه؛ پس روايتی را كه با كتاب خدا موافق است، انتخاب كنيد [و آن را مبنای فكر و عمل خويش قرار دهيد] و روايتی را كه با كتاب خدا مخالفت دارد، واگذاريد».
گردآوری: محمد آقايی پر
منبع: معارف قرآن دانشگاه امام خمينی(ره) قم