به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) شعبه خوزستان، شايد بعضی وقتها نوشتن از آنهايی كه هرگز نديدهایشان، كمی سخت به نظر برسد، حتی اگر بارها و بارهها از آنها شنيده باشی، باز هم نمیتوانی آنها را درك كنی، حس كنی و در صورت نياز با گوشت و پوستت لمس كنی.
شايد گذشت زمان نيز در اين ايجاد فاصله و دوری تأثيرگذار باشد و مانعی باشد برای پذيرفتن آنچه ديگران گفتهاند، شايد هم بخواهی باور كنی ولی عظمت و بزرگی حوادث در اين عدم پذيرش بیتأثير نيستند.
حوادث جنگ نيز از اين دست اتفاقاتی هستند كه فقط آنهايی میتوانند باور كنند كه يا مستقيم در جنگ حضور داشتند و يا توانستهاند رابطهای نزديك با آن برقرار كنند.
جنگ با همه درد آور بودنش، نه تنها غريبی و غربت را برای مردم به ارمغان میآورد بلكه برای آنانی كه در دل آتش و توپ حضور داشتند به طور ديگری سنگينی میكند. در اين ميان حوادث شيمايی از نوعی هستند كه دردآورند و زخم سنگينشان به طور ظاهری بر گوشت و پوست جا خشك میكند. اما حيف كه اين زخمها خشك نمیشود، بلكه با مرور زمان هر روز تازهتر میشود و ميزبانش را چه ناجوانمردانه از پای درمیآورد.
در جنگ تحميلی عراق عليه ملت ايران صدها و يا شايد هزاران نفر در اثر بمباران حملات شيميايی عراق يا شهيد شدند و يا مجروح.
عمليات كربلای 5 نيز در 19 دیماه سال 65 يادآور خاطرات نه چندان خوشايند و بلكه تلخی برای رزمندههای گردان فجر شهرستان بهبهان بود. صبح قبل از آنكه آفتاب مردم خرمشهر و اهواز را بيدار كند، اين هواپيماهای عراقی بودند كه چه غافلگيرانه و بيرحمانه، خواب ابديت را برای بعضی از رزمندگان نقش بستند. آن هنگام كه رزمندگان گردان فجر بهبهان به دستور فرماندهان، خود را برای عمليات جديدی، متعاقب عمليات كربلای چهار آماده میكردند، نمیدانستند كه اين عمليات، پاسخی متفاوت از سوی دشمن بعثی خواهد داشت.
10 كيلومتری جاده خرمشهر به اهواز، جايی كه رزمندههای گردان فجر شهرستان بهبهان در سنگرهای رو باز مستقر شده بودند، حادثهای اتفاق افتاد كه با گذشت 23 از آن هنوز هم قربانی میگيرد. قربانيانش افرادی هستند كه در دیماه سال 65 به قصد عمليات گسترده در شلمچه، با راكتهای متعدد دشمن مواجه شدند.
به گفته بسياری از آنانی كه حضور داشتند و تا حدود كمی با بمباران شيميايی آشنايی داشتند، مواجه با اين نوع بمباران در امدادرسانی افراد خلل ايجاد كرده بود و باعث شده بود كه بسياری از افراد درگير بمباران، به فاصله كمی شهيد شوند.
با گذشت 23 سال از آن اتفاق، پای درد دل برخی از رزمندگان كه مینشينی، میبينی كه برخی از گفتههايشان مكمل يكديگر است. شايد يكی زمان بمباران را صحيح بگويد، ديگری تعداد قربانيان اوليه و آن يكی نيز از ناجوانمردی رژيم عراق بگويد كه در حملهای غافلگيرانه، چه بسيار رزمندگانی را پرپر كرد و داغشان را بر دل ما گذاشت.
«سيد حجتالله امينیفر» يكی از رزمندههای گردان فجر شهرستان بهبهان در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا) شعبه خوزستان، اظهار میكند: شايد گذشت 23 سال از زمان وقوع اين عمليات باعث شود كه نتوان اطلاعات دقيق ارايه داد.
وی كه متولد سال 1344 است و هماكنون، جانباز 55 درصد است و زمان عمليات نيز 21 سال سن داشت، درباره روز 19 دیماه سال 65 میگويد: گردان فجر بهبهان، كه در سنگر رو باز مستقر شده بود، سنگرهايی كه هر كدام 30 نفر از در خود جا داده بود، مترصد فرصتی بود كه با اعلام فرماندهان به دشمن حمله كنند.
ساعت حوالی هفت صبح بود، با طلوع آفتاب حدود يكصد هواپيمای عراقی حمله سنگينی را عليه نيروهای ايرانی آغاز كردند. يكی از هواپيماها، اقدام به پرتاب راكت شيميايی كرد و بمباران وسيعی را آغاز كرد.
به گفته وی، بسياری از رزمندهها از شيميايی بودن اين راكتها اطلاع نداشتند و با صدای راكت متوجه حمله دشمن شدند، در اين ميان پوسته يكی از راكتها به صورت يكی از رزمندگان به نام «همتی» اثابت كرد و وی شهيد شد. به دنبال آن سه راكت ديگر نيز عمل كردند و باعث شد كه 90 نفر ديگر مجروح و يا شهيد شوند، گر چه اولين نفر از اين 90 شهيد، نيمساعت به شهادت رسيدند، امام همگی آنها تا شش ماه ديگر به شهادت رسيدند.
امينی میافزايد: تمامی گردان فجر بهبهان كه آنجا حضور داشتند، حدود 350 نفر بودند و آنهايی كه در معرض بمباران شيميايی بودند، 200 نفر بودند كه همگی دچار علائم شيميايی شدند، علائم در 150 نفر ديگر خود را نشان داد.
به گفته وی، بعد از آن بچههای گردان فتح بعد از چند روز وارد عمليات شدند و عمليات سختی را آ غاز كردند، رشادت جوانان قابل بيان نيست، آنها در منطقهای وارد عمليات شدند كه ورود به آن مشكل بود. وی در خصوص انتقال مجروحان میگويد: اين افراد سريع به بيمارستان صحرايی اطراف شلمچه منتقل شدند. اولين علائم، استفراغ شديد بود كه يك ساعت بعد خود را نشان داد. همچنين تا چند روز حالت نابينايی به آنها دست داده بود.
باانتقال مجروحان به اهواز و تعيين وضعيت، بسياری از مجروحان به بيمارستان بقيهالله و ديگر بيمارستانهای تهران منتقل شدند.
«حميد خوشكام»، ديگر رزمنده هشت سال دفاع مقدس كه در عمليات كربلای پنج نيز حضور داشت درباره وقوع اين عمليات میگويد: گردان فجر بهبهان قبل ازا ينكه جزء لشكر هفت ولیعصر اهواز باشد، از سال 62 با تيپ لشكر 15 امام حسن(ع) بهبهان و رامهرمز فعاليت میكرد و به اسم گردان سيدالشهدا شناخته شده بود.
وی میافزايد: اولين مرحله از عمليات كربلا چهار در آبادان، حدود دو هفته قبل از عمليات كربلای 5 آغاز شد. عمليات كربلای 5 در 10 كيلومتری جاده خرمشهر كه هم اكنون مقر يادمان شهدای بهبهان است آغاز شد و نيروها در آن مكان مستقر شدند.
به هنگام حمله نيروهای عراقی و پرتاب راكت، بسياری از رزمندهها يا شهيد شدند و يا مجروح.
گرچه از 12 راكتی كه به منطقه پرتاب شده بود، فقط 2 مورد از آنها عمل كرده بودند ولی همين تعداد نيز باعث شد كه بسياری از رزمندهها دچار سوختگی شديد شوند و به بيمارستان منتقل شوند. در هفته اول حدود 35 نفر از رزمندگان شهيد شدند.
خوشكام كه متولد 1342 است و هم اكنون از ناحيه ريه و چشم دچار مشكل شده است، میگويد: بيشتر مصدومان شيميايی استان خوزستان با 600 نفر متعلق به شهرستان بهبهان است.
گزارش از «مريم جويدراوی»