صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۱۹۲۳۸۹۸
تاریخ انتشار : ۲۷ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۱۴:۳۶

گروه انديشه: كتاب «خرقه صوفيان» به قلم سيدعباس و عيدی بهشهری اثری است كه به بررسی خاستگاه، علل توسعه و ترويج خرقه‌پوشی در ميان توصف پرداخته است.

به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، كتاب «خرقه صوفيان» به قلم سيدعباس وعيدی بهشهری به همت نشر راه نيكان منتشر شده است.
لباس به تعبير قرآن خيری است كه خداوند برای انسان مقرر نمود تا به آن خويش را از گرما و سرما بپوشاند و هم ستر عورت نمايد. گذشت زمان اين خير آسمانی را با آداب و سنن ملت‌ها با در نظر داشتن اوضاع جغرافيايی محيط آدمی تؤام نموده پارچه‌های گوناگون به شكل‌های مختلف به صورت لباس در می‌آمد، حتی نوع دوخت آن اگر از عموميتی كه ستر عورت كند و در گرما و سرما تأمين كننده نياز انسان باشد، برخودار بود و در خيلی موارد رنگ و جنس و دوخت آن به مناسبت مناصب اجتماعی تغيير می‌كرد، البته مهمی كه نبايد به دست فراموشی سپرده شود و بسيار حائز اهميت است، نقش فقر اقتصادی در نوع جنس البسه است كه با سنت قوميت تؤام می‌گشت، رنگ و دوخت آن را فراهم می‌آورد.
صوفيه نيز از جمله طبقات اجتماع بودند كه شعار «هر كه را كه جامعه او مثل جامعه قومی باشد دل او نيز مثل دل همان قوم باشد» آنان را بر آن داشت كه جامعه مخصوص خود داشته باشند و چون پيامبر اكرم (ص) بر زبان آورده بودند كه لباس نوح (ع)، داوود (ع)، سليمان (ع)، ابراهيم (ع) پشمين بوده است، برای اينكه خويش را به قديس‌ترين‌ طبقه اجتماع شبيه كنند، پشمينه پوشی را در حدود سال صدم هجری كه عادت خارجيان و لباس مسيحيان شمرده می‌شد در اواخر قرن دوم هجری و اوائل قرن سوم شايع كرده لباس رسمی خود قرار دادند.
اين در حالی است كه صوف پوشی و يا همان پشمينه ‌پوشی كه بعدها لباس صوفيان مخالفان امام (ع) گرديد، به لحاظ ارزان بودن پارچه‌ای كه می‌شده تن‌پوشی تهيه كنند در آن مقطع سخت، بهترين وسيله صرفه‌جوئی بوده، نه اينكه سنتی اسلامی رسمی باشد.
نويسنده اين كتاب سه جهت را دليل رواج پشمينه در ميان مسلمان ذكر می‌كند كه نتيجه معضل اقتصادی در صدر اسلام، شبيه به اصحاب صفه پيامبر(ص) شدن در جهت براندازی نرم سنت رسول الله (ص) و نيز هماهنگی اسلام با تحريف‌ شده‌های مجوس و يهود و مسيحيت از آن جمله هستند.
لباس صوفيانی كه مأمورند حس مسئوليت را از ميان برداشته، دلباختگی به زهد منفی را كه سرمايه و بهانه سليقه ناپسند و نهی شده خلوت و گوشه‌گيری است در جمع اجتماع مسلمانان، جايگرين كنند و بدين ترتيب نشانه‌های هم‌آهنگ شدن اسلام با اديان خارج از دستور الهی را فكراً و عملاً فراهم آورند.
نويسنده اين كتاب معتقد است كه اگر پشمينه‌‌پوشی در اسلام، لباس فصلی يعنی برای سرمازدايی يا حل معضل اقتصادی نباشد، جايگاهی در غير اسلام دارد كه وسيله‌ای باری خمودگی كشاندن ‌پيروان اديان به شمار رفته است.
نويسنده اين كتاب معتقد است كه خرقه‌پوشی، رسمی است زاهدانه كه بعد‌ها مورد پسند صوفيان واقع شده و آن را با مقصود و منظوری كه برای انزوا كشيدن اسلام اهل بيت (ع) در مقابل اسلام امويان داشتند، بهترين وسيله برای فرقه‌سازی در اسلام و پاره‌پاره كردن تشيع به كار می‌رفت.
نويسنده اين كتاب در مورد منظور صوفيان در خرقه پوشی چنين معرفی كرده است: عده‌ای دلخوش كرده‌اند كه لباس پيامبران را تن‌‌پوش خويش قرار داده‌اند، زيرا از ترفند‌های نخستين سران تصوف اين بود كه خويش را با اين‌گونه روش‌ها شبيه به قدسيان عالم سازند و مدعی بودند خشن بودن لباس و هم‌رنگ نبودن پاره‌هايی كه لباس شده است مانند البسه انبياء است.
عده‌ای ديگر معتقد بودند كه خرقه‌پوشی چون نفس را خوار و ذليل می‌كند مانع از ارتكاب به معاصی می‌شود و به اين معنا او كه خرقه می‌پوشيد به لحاظ ملبس شدن به لباس زهد سعی داشت به بی‌آبرويی ابتلاء به گناه گرفتار نشود. ذر نزد برخی ديگر خرقه پوشی نشان سرسپردگی به شمار می‌رفت و عده‌ای به اين تظاهر فخر و مباهات می‌نمودند و عده‌ای برای اينكه خويش را به رنگ كسانی در آورند كه قديس شناخته شوند، خرقه پوشی را اختيار كرده بودند.
در بخش دوم اين كتاب به خرقه پوشی توسط پيامبر اشاره كرده است و چنين نگاشته است: چون مقام خاتميت در سلسله نوبت مخصوص حضرت محمد بن عبدالله (ص)، پيامبر عظميم الشأن اسلام اين اجازه را نمی‌داد كه صوفيان هشيار مدعی شوند خرقه پيامبران به رسول خدا (ص) رسيده و حضرتش بر عده‌ای پوشانده، به تأسيس فرقه مأمورشان كرده‌اند، به همين لحاظ كوشيده‌اند به هر وسيله‌ای كه شده با داستانی ديگر اين بی‌سر و سامانی در تصوف‌ فرقه‌ای را سر و سامان بخشد و مانع شوند ماجرای خرقه را كه مرور زمان از انحصار لباس بودن در آورده بود، به دست ‌فراموشی سپرده شود.
زيرا بعد از دور نخستين كه خرقه، تن‌پوش صوفيان به شمار می‌رفت، از توجه افتاد. حتی صوفيه نسبت به برقراری رسم خرقه‌پوشی حساسيت نشان می‌دادند. جنيد بغدادی آن را كم‌‌تر مورد استفاده قرار می‌داد و نعمت‌الله كرمانی به آن اعتماد نكرده، با دلايلی سنت خرقه‌پوشی را مراعات نمی‌كرد.
تدوين شجره‌های خرقه كه به تدريج از قرن چهارم و پنجم شكل گرفت، زمينه‌ای شد برای اجازه نويسی مستند كه بعد‌ها اهميت فراوانی پيدا كد و اكثر فرقه‌‌های صوفيه با اجازاتی كه توسط رئيس وقت فرقه برای تثبيت جانشين می‌نوشتند، شكل رسمی به خود گرفته، لكن نيازمند سندی بودند تا به اين ادعا مشروعيت بخشد.
يادآوری می‌شود كه كتاب مذكور در 1000 نسخه و به بهای 31000 ريال برای نخستين بار به همت نشر راه نيكان در سال 84 چاپ نخست آن و در سال 89 چاپ دوم آن به بازار نشر آمده است.