حجتالاسلام و المسلمين «مجيد حيدریفر»، از شاگردان آيتالله العظمی «جوادی آملی» و مدرس حوزه و دانشگاه، در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، با اشاره به واژگان مبنا و اصول و قاعده در تفسير اظهار كرد: مبانی جمع مبنا است بدينمعنی كه به آن زيرساختهای فكری شخص گفته میشود. در خصوص قاعده و اصول بايد گفت كه اين قواعد عاريتی هستند؛ يعنی كه در علمی اثبات شده و در علم ديگری از آنها استفاده میشود.
وی ادامه داد: به اصول و قواعد، برنامههای اجرايی در طول حركت تفسير گفته میشود. مراد از حركت در تفسير اين است كه تفسير به عنوان يك حركت به سوی حقيقت و تبيين مفاد مراد حضرت حق است. پس در اين حركت بايد يكسری قواعد را رعايت كرد تا به سامان به منزل مقصود برسد.
حجتالاسلام حيدریفر با اشاره به تقسيم سهگانه مبنا اظهار كرد: مبانی مد نظر در تفسير به سه دسته مبانی فلسفی و هستیشناختی، علمی و معرفتشناختی و مبانی دلالی و زبانشناختی تقسيم میشوند. مبانی فلسفی و هستیشناختی در قرآن عبارتند از وحيانت لفظ و معنا، سلامت از دستبرد و جهانی و جاودانگی بودن قرآن كريم. بدين صورت كه همه مفسران پذيرفتهاند كه لفظ و معنای قرآن از خداوند است و همچنين اين كتاب از دستبرد راهزنان جاودان مانده است و اين كتاب برای همه زمانها نازل شده است.
مدرس حوزه و دانشگاه با تبيين مبانی علمی و معرفتشناختی به دو گروه، بيان كرد: مبانی علمی و معرفتشناختی در دو حوزه مورد بحث است؛ ابتدا اينكه قرآن حجيت مستقل اما غير منحصر دارد؛ بدين معنی كه حجيت آن ذاتی است و قابل جعل نيست. دوم اينكه حجيت مستقل دارد و هيچ وابستگی ندارد. در اين ويژگی برخلاف روايات كه در اصل حجيت آن به قران كريم است، اما حجيت قرآن غيرمنحصر است؛ يعنی تنها حجيت خداوند نيست، زيرا روايات و عقل هم حجيت دارند. در خصوص مباحث دلالی و زبانشناختی میتوان آنرا در دو عنصر خلاصه كرد. نخست ضرورت تفسير و دوم بحث حجيت ظواهر يا فهمپذيری همگانی است.
وی با اشاره به جايگاه ابزار و علوم پيشنياز برای تفسير، عنوان كرد: ابزار تفسير به دو بخش ابزار اكتسابی و ابزار موهبتی تقسيم میشود. در خصوص ابزار اكتسابی هم به دو بخش تقسيم میشود كه عبارتند از علومی كه در ساختارشناسی و مباحث زبانشناختی سروكار دارد؛ مثل صرف و نحو، بلاغت بيان و بديع. دسته ديگر علومی كه در مورد بافتارشناسی قرآن مرتبط هستند كه در ارتباط با چهار دسته از آيات معارف، اخلاق، احكام و قصص به خدمت گرفته میشود.
وی افزود: آيات معارفی از آنجا كه حوزه معرفتی است نياز به منطق و فلسفه دارند و جايی كه بحث آيات اخلاقی است، مباحث انسانشناسی، روانشناسی و جهانشناسی لازم است. در مورد آيات احكام به علم اصول فقه نيازمنديم و در مورد آيات قصص، تاريخ لازم است.
حجتالاسلام حيدریفر به تشريح علم موهبتی پرداخت و اظهار كرد: علم ديگر اتهابی است كه در سوره واقعه میفرمايد: «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ، فِی كِتَابٍ مَّكْنُونٍ، لَّا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ؛ كه اين [پيام] قطعا قرآنى است ارجمند، در كتابى نهفته، كه جز پاكشدگان بر آن دست ندارند». در اين آيه به تودرتو بودن اين كتاب اشاره شده است. برای فهم آن بايد پاكزيست و پاكجان بوده و از به پالايش و پيرايش جان پرداخته شود تا در فراسوی آن ارتباطش با حقايق قرآنی بيشتر شود.
وی در ادامه به تبيين اصول اجرايی و عملی قرآن پرداخت و اظهار كرد: در خصوص اصول اجرايی اولين توجه به همگرايی و ارتباط بخشی بين آيات است. همچنين بهرهگيری از عقل مبیّن و بیّن است؛ بدين معنا كه امر بیّن نياز به اثبات ندارد؛ زيرا بديهیاند و اما مبیّنها همگی به اثبات نياز دارند. سومين اصل اجرايی مددجويی از سنت قطعی است كه در بسياری از موارد آيتالله العظمی جوادی آملی از روايات استفاده میكند. ايشان ميان ثقل اصغر و اكبر تمايز قائل میشوند و به همين دليل در استفاده از روايات مرزمندی را رعايت میكنند.
شاگرد آيتالله العظمی جوادی آملی افزود: بازگرد محكمات به متشابهات از اصول و قوائد اجرايی و بازشناسی تفسير و تطبيق از ديگر اصول اجرايی هستند. از ديگر اصول اجرايی تمايز ميان بيانات وصفی از بيانات دستوری و پرهيز از علمزدگی و بحث نوعگرايی به معنی پاسخ به شبهات جديد از ديگر اصول اجرايی است. ديگر اصل مهم اين است كه زبان قرآن، زبان ويژهای است بدينمعنی كه در قرآن از ادبيات رايج پيروی نمیكند؛ زيرا قرآن تربيت الگومدارانه دارد. آخرين عنصر مرحله پيمايش و عمليات تفسير است.
وی در تشريح پنج مرحله عمليات تفسير بيان كرد: عمليات و پيمايش تفسير پنج مرحله مقدماتی دارد كه عبارتند از فهم مفاد آيه با عقل مفتاحی؛ يعنی خود آيه را در خود آيه تدبر كرد. دوم فهم مفاد آيه با عقل مصباحی؛ بدين معنی كه تدبر در خود آيه با توجه به ديگر آيات متناظر و گاه متضاد؛ سوم فهم روايات تفسير با عقل مفتاحی يعنی تمام آن روايات را به صورت منفرد، مورد بررسی قرار داد.
شاگرد آيتالله العظمی «جوادی آملی» ادامه داد: بررسی روايات تفسيری با عقل مصباحی يعنی جمعبندی مفاد روايات بهوسيله آيات. مرحله پنجم جمعبندی پايانی ميان فهمهای چهارگانه با رهيافت عقل منبعی و قطعی است. اين مراحل پنجگانه بايد تمام بشود تا بتوانيم مفاد آيه و مراد خداوند و خواست دين را بيان كرد.