صابر امامی، نويسنده و مدرس ادبيات دانشگاه در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، با اشاره به تأثير قصههای قرآنی در انديشه و رفتار كودكان و نوجوانان، گفت: هر قصهای میتواند در شنونده تأثيرگذار باشد، از اين رو قصههای قرآنی هم برای كودكان و جهتدهی ذهنی آنها مؤثر بوده و بيش از همه قصههای قرآنی در مذهبی بودن آنها طی سنين بالاتر مؤثر است.
وی افزود: با توجه به اينكه نكات اخلاقی در هر قصهای پيدا میشود و اين نكات اخلاقی در حكايتهای سعدی، مرزباننامه و قصههای كليله و دمنه نيز وجود دارد، از اين رو چنين داستانهايی سبب ايجاد زمينه ذهنی مذهبی در ذهن كودك طی سالهای بعد میشود.
امامی با اشاره به مؤلفه قصههای قرآنی اظهار كرد: قصهای كه بازنويسی میشود، بايد با نسخه اوليه متفاوت باشد؛ چرا كه در غير اين صورت توليد و قصهنويسی نيست. هر چند اين اثر قابل احترام است، اما نويسنده در هر عصر و زمانی بايد براساس تكنيكها، فنون و شرايط ذهنی مخاطب اقدام به قصهنويسی میكند. چرا كه كودك امروز با كودك چند دهه پيش متفاوت است و قصهای كه نوشته میشود بايد زبان و حال و هوای امروز خود را داشته باشد.
اين نويسنده ادامه داد: خطوط اصلی، شخصيتها و ماجراها در قصههای قرآنی بايد حفظ شود و قصهها با شيوه بيان روزآمد و استفاده از روانشناسی جديد كودك و تكنيكهای قصهنويسی بازنويسی شوند؛ در اين راستا ممكن است از اثری اقتباس كرده و اثر جديدی خلق كنيم، اما در اين اقتباس بايد شأن قصه قرآنی و شكل و شخصيت آن حفظ شود.
امامی در پاسخ به اين سؤال كه قصههای قرآنی در افزايش مهارت پرسشگری كودكان و نوجوانان تا چه اندازه میتواند مؤثر باشد، تصريح كرد: من در خانواده اين تجربه را داشتم كه پدرم در كودكی برای ما قصههای قرآنی میگفت، كه اين قصههای قرآنی بر اثر روايات و برخی اسرائيليات بيان میشدند و به ظاهر در خود قرآن وجود نداشتند و تنها اشارهای به آن شده و از برخی پيامبران در آنها ياد شده است و بعدها اين امر در وجود من بهانهای بود كه رساله دكتری خود را در مورد قصههای قرآن و اساطير بنويسم؛ از اين رو براساس تجربه خود معتقد هستم كه قصههای قرآنی در فضای ذهنی و افزايش مهارت پرسشگریهای دينی و تفكر دينی كودكان تأثير میگذارد.
امامی با بيان اينكه قصههای قرآنی به صورت گسسته بيان میشوند، بيان كرد: نويسنده در نگارش اين قصهها ممكن است مطالبی را به اصل داستان بيافزايد كه اين افزودهها نبايد به صورتی باشد كه شكل و محتوای قصه تغيير يابد. به عبارتی اين قصه تفسير به رأی تلقی نشود؛ هر چند خواندن قصههای قرآنی از متن آيات قرآن، بيش از بازخوانی آنها توسط نويسندگان جذابيت دارد و انسان را به تفكر در مورد آنها وا میدارد.