به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) شعبه خراسان رضوی، نمايندگی كاشمر، جنگ تحميلی و دفاع از مرز و بوم، استقامت و پايداری و اراده ملی مردم ايران چيزی نبود كه فقط به راحتی در ذهن بپرورانيم و با چند سطر و مراجعه به چند صفحه كتاب آن را وصف كنيم. هنوز كسانی هستند كه خاطراتی از روزهای خون و آتش، شهادت و اسارت و جانبازیهای واقعی در ذهن دارند و با آن زندگی میكنند.
سه ماه از شروع جنگ و تجاوز بی رحمانه دشمن به خاك ايران نگذشته بود كه يكی از شيرمردان كاشمر به مناطق جنگی میرود و همراه دوستان خود در گروهی 15 نفره به نام «اخلاص» در سوسنگرد برای شناسايی مناطق مأموريت پيدا میكند.
محمد حسين عاقبتی، يكی از يادگاران روزهای نخست جنگ تحميلی است كه هشت سال از زندگی خود را در مناطق جنگی به عنوان يك رزمنده جهادی گذرانده و مسئوليتهای فراوانی بر عهده داشته است. او اهل روستای ميرآباد، خليلآباد است كه از دوران جنگ يادگارهای فراوانی در بدن دارد.
وی در گفتوگو با خبرنگار ما بيان كرد: در عملياتهای مختلف «طريق القدس»، «فتح المبين»، «بدر» و «نصر» و چند عمليات ديگر مجروح شده و فقط برای مداوا به پشت جبهه باز میگشته است.
عاقبتی كه طی سالها مسئوليتهايی همچون فرهنگی در جهاد، خدماتی، شناسايی و فرماندهی گردان را بر عهده داشته با بيان اينكه در حال حاضر مسئوليت «جامعةالعباس» جانبازان كاشمر را بر عهده دارد، تصريح كرد: يكی از بزرگترين رويدادهای دوران جنگ، فتح خرمشهر بود كه اولين مراحل كار در ارديبهشت ماه سال 61 از دو منطقه اهواز و جنوب سوسنگرد آغاز شد، عمليات «طريق القدس» سه مرحله داشت كه در مرحله نخست توفيق چندانی كسب نكرديم، اما در مرحله دوم بچههايی كه از سمت جاده اهواز و خرمشهر آمده بودند، موفق شدند خط دشمن را بشكنند و به دنبال آن دوباره عمليات انجام گرفت و توانستيم از طرف سوسنگرد تا مرز، دشمن را عقب برانيم تا امكانات دشمن به خرمشهر نرسد.
وی در ادامه با بيان اينكه اين عمليات با رمز «علیبن ابيطالب(ع)» 23 روز به طول انجاميد، تا اينكه با عملياتهای مختلف در روز سوم خردادماه خط دشمن شكست و دشمن متجاوز تا مرز عقب رانده و خرمشهر آزاد شد، ادامه داد: بچههای خراسان به همراه شهيد برونسی، مأمور شدند، از قرارگاه قدس در اهواز، شبانه خط دشمن را شكسته و تقريباً حلقه محاصره سوسنگرد را تنگتر كنند، به طوری كه جاده سمت بصره و شلمچه تا لب آب بسته شد.
اين جانباز دفاع مقدس با بيان اينكه هر شب دشمن عملياتهای مختلفی برای رسيدن به خرمشهر انجام میداد، ابراز كرد: هدف دشمن فقط رسيدن دوباره به خرمشهر جهت آزادسازی نيروهای محاصره شدهاش بود.
عاقبتی گفت: در آن عمليات غنائم بسياری از جمله تانكهای زيادی از دشمن گرفتيم و تيپ جوادالائمه(ع) را تشكيل داديم به طوری كه هر غنيمتی كه به دست میآورديم، فوراً كليشه تيپ جوادالائمه(ع) خراسان را بر روی آنها حك میشد.
وی كه در روز سوم خردادماه، مسئول گردان بود و در همين روز مجروح میشود، با يادآوری خاطرات آن روز، میگويد: تعداد زيادی از نيروهای عراقی در وسط ميدان بين نيروهای ايرانی و عراقی مانده بودند و از ما درخواست كمك میكردند، چون آتش فراوانی از دو طرف میباريد، به همين جهت از بچهها خواستم، مراقبم باشند تا بروم و آن عراقیها را بياورم، اما پس از آنكه عدهای از آنها را آوردم، حين بازگشت در مرحله دوم، مجروح و به كمك دوستان به پشت خاكريز منتقل شدم كه در همان لحظه بیسيم خرمشهر اعلام كرد، خرمشهر آزاد شد.
اين جانباز با بيان اينكه فتح خرمشهر بسيار سخت بود، اما مردم تمام توان خود را به كار گرفته بودند، خاطر نشان كرد: عمليات فتح المبين، دوم فروردينماه با حضور همه رزمندگان شروع شد كه پس از آن بدون اينكه تجديد قوايی صورت بگيرد، در فاصله كوتاهی در 10 ارديبهشتماه عمليات بيتالمقدس اجرا شد، در هر دوی اين عملياتها رزمندگان پيروز شدند.
عاقبتی با بيان اينكه در عمليات بيت المقدس همه اقشار و طيفها حضور داشتند و هدفشان آزادسازی خاك ايران از دست دشمن بود، ادامه داد: وقتی مردم در عمليات بيت المقدس به صحنه جنگ آمدند تشكيلات سپاه و ارتش منسجمتر شد، به طوری كه بخش عظيمی از جنگ را مردم اداره میكردند.
وی با بيان اينكه اين عمليات همزمان با ايام عيد نوروز بود، خاطر نشان كرد: آن زمان ستاد پشتيبانی انواع نان خشك، كلوچه محلی و ميوههای فصل را به منطقه میآورد، زيرا در آن موقع مردم ايران با هر چه میتوانستند كمك میكردند، از مادر شهيد در پشت يك جبهه گرفته تا يك رزمنده در جبهه جنگ.
عاقبتی با بيان اينكه به جرات میتوانم بگويم كه افرادی فقط برای فتح خرمشهر آمده بودند و شايد پس از پيروزی تا پايان جنگ ديگر به منطقه عملياتی نيامدند، ابراز كرد: پس از مدت كوتاهی در تيرماه، عمليات «رمضان» را با نيروهای كمتری انجام داديم و اگر چه دشمن به خاك خودش عقب رانده شد، ولی به موفقيت عمليات های قبلی نبود.
وی با اشاره به اينكه در فتح خرمشهر نيرويی خدايی در مردم ايجاد شده بود تا خرمشهر آزاد شود، گفت: در عمليات «بيت المقدس» 27 شهيد و در «فتح المبين» 18 شهيد از كاشمر داشتيم، ولی در عمليات «رمضان» بيش از 30 نفر شهيد شدند.
اين رزمنده هشت سال دفاع مقدس تصريح كرد: در دو عمليات «فتح المبين» و «بيت المقدس» اگر چه مدت زمان بيشتری به طول انجاميد و مناطق وسيعتری آزاد شد، اما شهدای ما كمتر بودند.
عاقبتی با تأكيد بر اينكه بايد در ميدان جنگ باشی تا بتوانی مشكلات را درك كنی، افزود: رژيم بعث عراق تجهيزات جنگی و موانع بسياری را در اطراف خرمشهر و ديگر مناطق جنگی با كمك دوستان غربی و عربی خود ايجاد كرده و مدعی بود، كسی نمیتواند از اين موانع، آبگيرها و تجهيزات جنگی به راحتی عبور كند، اما پس از فتح خرمشهر، دشمن فهميد توان جنگی ايران به تجهيزات و امكانات نيست و از آن موقع به لحاظ سياسی به چشم ديگری به ايران نگاه میكردند، لذا مسئولان تصميم گرفتند پس از فتح خرمشهر برای نشان دادن اقتدار نظام در هر نقطه از جبهه عملياتی انجام دهند تا تحريمها و توطئههايی كه آن زمان عليه ما وجود داشت، خنثی شود.
عاقبتی عنوان كرد: دشمن پس از پيروزیهای رزمندگان ما در عملياتهای مختلف حساب ويژهای بر روی ايران و نظام اسلامی باز كرد. از اين رو پس از سی سال از عمر نظام هنوز هم جرات تعرض به اين كشور را نمیكند و آن عمليات، كشور را بيمه كرده است، زيرا آنان میدانند از نسل جنگ هنوز افراد زيادی در كشور حضور دارند.
وی با بيان اينكه اگر چه جنگ خيلی از عزيزان ما را گرفت كه اگر امروز میبودند میتوانستند برای كشور مفيدباشند، تصريح كرد: انسانهای بزرگی در زمان جنگ حضور داشتند كه در آن زمان بسيار تأثيرگذار بودند و اگر امروز میبودند در سطح يك رئيس جمهور قابل طرح بودند.
اين رزمنده دفاع مقدس با بيان اينكه انتظار يكی از زيباترين دل مشغولیهای رزمندگان بود كه نمیدانستند شهادت چه لحظهای به سراغ آنان میآيد، ولی تصور قطعيشان اين بود كه بالاخره يك سوی جنگ شهادت است، ادامه میدهد: اين امر باعث شده بود اخلاق، رفتار، برخورد و حتی عبادت رزمندگان با زندگی عاديشان متفاوت باشد.
وی با بيان اينكه اين رزمندگان و شهدا به باوری رسيده بودند كه داريم كشته میشويم كه اين امر ملكه ذهن شود، به راحتی به دست نمیآيد، گفت: زيباترين تأثير جنگ را می توانيم تهذيب نفس بدانيم، اگرچه در زمان جنگ فرمانده، ارتشی و رزمنده در يك لباس و يكنواخت و در يك مقام بودند.
وی با بيان اينكه امروز از همه كسانی كه چه در خط مقدم و چه در پستهای منتسب به پشت جنگ حضور داشتند، به عنوان رزمنده نام میبرند، ابراز كرد: فقط خدا میداند چه كسی رزمنده واقعی بوده است.
اين رزمنده دفاع مقدس با بيان اينكه انقلاب ما به عنوان يك سفره پهن شده برای برخی افراد میماند، با طرح اين سوال كه آيا رزمنده ای كه به جنگ رفت و خودش را فدا كرد برای اين بوده كه امروز بيايد و حق مردم را بخورد و با صدای بلند خودش را رزمنده بخواند، تصريح كرد: به خدا رزمندههای واقعی اصلاً در ذهنشان چنين چيزی نبود زيرا آنها برای دفاع از حق مظلوم و آزادمردی به كارزار رفتند.
عاقبتی با انتقاد از برخی حرف و حديث ها مبنی بر اينكه بعضی افراد در عملياتها به تنهايی موفق و پيروز می شدند، بيان كرد: به جرأت می توانم بگويم كه هيچ كار جنگ را هيچ كس به تنهايی نتوانسته به پيش ببرد، بلكه با همت گروهی و دسته جمعی رزمندگان اين جنگ به پيروزی رسيد.
وی با بيان اينكه هم اكنون در خاطرات رزمندگان و شهدا آن قدر دست كاری شده است كه به يك افسانه تبديل شدهاند تا واقعيت، ابراز كرد: با اين عمل ارزش حضور شهدا، رزمندگان، جانبازان و اسرا كه در آن صحنههای سخت به طور گروهی و با يكديگر كار می كردهاند بسيار كم میشود و برای كودكان آينده جز داستانهايی افسانهای چيزی باقی نخواهد ماند.
اين رزمنده دليل ادامه جنگ را پس از فتح خرمشهر شيطنتها و كمكهای ادامه دار استكبارگران به صدام دانست و میگويد: اگر آن زمان در اوج قدرت موضوع صلح را پيش میكشيديم، امروز پس از 34 سال از انقلاب نمیتوانستيم به راحتی حرف اول در دنيا را بزنيم.
عاقبتی با بيان اينكه اگر امروز ما زندهايم به خاطر رشادتهای شهدا است، عنوان كرد: امروز به حال آنان حسرت میخورم كه به آن مقام والا رسيدند و رفتند و وضعيت فعلی و مشكلات امروز را تحمل نمیكنند.
وی معتقد است، به عنوان يك رزمنده اميدواريم لااقل به آن حكومت اسلامی كه رهبر كبير انقلاب مدنظر داشت نزديكتر شويم، تا مردم ايران بتوانند در آسايش و آرامش زندگی كنند.