به گزارش خبرگزاری بينالملی قرآن(ايكنا)، شماره بيستم فصلنامه تخصصی فرهنگ و هنر پايداری با عنوان پلاك هشت منتشر شد. اين فصلنامه كه به كوشش معاونت هنری بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس به چاپ میرسد، ويژه زمستان 91 است.
مطالبی كه در اين شماره به چاپ رسيده عبارتند از: نقطه رهايی، ديدهبان، با زره تقوا به سينما وارد شويد، طيبالله انفاسكم، جنگ سرگرمی داشت، پيش به سوی فاو، چگونه فاو باتلاق عراقیها شد، مبارزه با امواج، شناسايی چراغ خاموش، با كپسول خالی در اعماق اروند، غافلگيری دو قبضه، خاك فاو زير پای 2000 غواص، آفتاب هم نمیخواست جای خالی بچهها را ببيند، قبرستان تانكهای سوخته و ... .
در بخش انديشه و ادب، ابتدا به سخنان مقام معظم رهبری در ديدار با مسئولان و دستاندركاران جشنواره مردمی عمار اشاره شده است و در ادامه به بيان گزارش كاملی از اين برنامه میپردازد كه توسط محمدرضا دهشيری كه در جلسه حضور داشته میپردازد.
در بخشی از سخنان رهبر معظم انقلاب میخوانيم: «نگاه به هنر الهی و سينمای دينی بايد نگاهی بلندمدت و همراه با برنامهريزی دقيق و اميد به آينده و بهرهگيری مناسب از ابزار هنر برای تاثيرگذاری حداكثری باشد. كسانی كه امروز مشغول به كار و فعاليت در عرصه فيلمهايی با مضامين انقلابی و دفاع مقدس هستند، واقعاً در حال جهاد هستند.
ايشان استفاده شايسته از ابزار هنر و بهرهگيری از قصه و داستان و فيلمنامه قوی را يكی از ضروريات اساسی در فيلمسازی دانستند و تاكيد كردند: مقوله قصهنويسی و رمان در كشور با نقطه مطلوب فاصله زيادی دارد و بايد اين بخش تقويت شود.»
همچنين در بخشی از گزارش توصيفی محمدرضا دهشيری میخوانيم: «در اولين گيت بازرسی، مأمور مربوطه هر كسی را كه میخواست بگردد، ابتدا ازش عذرخواهی میكرد. بهش گفتم انجام وظيفه عذرخواهی ندارد. اگر من را دقيق بگردی خيالم جمع میشود كه شماها كارتان را درست انجام میدهيد و خطر از آقا دور میماند.
همان صندلیها كه هميشه در تلويزيون میبينيم چيده شده بود. جليلی گفت رديف سوم بنشين. الحمدلله هنوز در رديف سوم سمت چپ اتاق كسی ننشسته بود. هنوز صندلیها را جا به جا و جای افراد را مشخص میكردند كه با صدای صلوات دوستان به خود آمدم و ديدم كه آقاست كه تشريف آوردهاند.
جليلی هم بخشی از آخرين خطبه حضرت امير(ع) در مسجد كوفه را كه در آن اميرالمؤمنين(ع) أين عمار، أين طيحان، أين ذو شهادتين سر دادند، به زبان عربی برای آقا و حضار قرائت كرد. سپس به اين مضمون گفت كه به عنوان گروهان كوچكی در خدمت قائدی هستيم كه به او ايمان داريم. كسی كه پرچم شيعه در مقابل جهان كفر و ظلم است.
آقا لحظهای بغض كردند و سريع بر آن غالب شدند. جليلی هم همينطور. اما مسعود دهنمكی كه كنار حاج سعيد نشسته بود، مدام اشكهايش را پاك میكرد.»
بخش ديگری از اين نشريه به عمليات والفجر هشت پرداخته كه در مطلبی با عنوان پيش به سوی فاو میخوانيم: «هيچ كس فكر نمیكرد، آتشی كه عراق در شهريور سال 59 به پا كرده بود، پنج سال طول بكشد. هنوز اكثر نيروها عمليات «بدر» را فراموش نكرده بودند و برای آغاز نبردی ديگر برای تهديد و تصرف خاك عراق ترديد داشتند.
محسن رضايی، منطقه «فاو» را برای فشار مجدد به دشمن پيشنهاد كرد. همه مخالفت كردند؛ از فرماندهان سپاه تا ارتش. فرماندهكل سپاه شك نداشت كه اگر تجربههای «خيبر» و «بدر» استفاده شود، اين عمليات پيروزمندانه خواهد بود. طراحی عمليات شروع شد. شناسايی منطقه، آموزش غواصان و بررسی چگونگی عبور از اروند با چهار نوع جزر و مد، هفت ماه طول كشيد.
باز هم هيچ كس فكر نمیكرد كه با عبور شبانه دو هزار غواص از اروند مواج، فتحی بزرگ در پيش خواهد بود و صبحگاه، بانگ تكبير بچههای خطشكن در آسمان «فاو» خواهد پيچيد.»