صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۲۵۵۶۲۹۴
تاریخ انتشار : ۱۳ تير ۱۳۹۲ - ۱۴:۰۰

گروه انديشه: سروش قرآن را امری تاريخی می‌داند و تاريخی بودن عمدتاً ناظر بر تاثير عناصر زمان در ساخت بينش و تجربه پيامبر(ص) است؛ در اين صورت، اگر پيامبر (ص) عمر بيشتری پيدا می‌كرد، طبيعتاً می‌توانست مطالب بيشتری را ارائه بدهد كه اين سخن با آيه شريفه «الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ» در تضاد است.

حميد‌رضا شاكرين، عضو هيئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی در گفت‌وگو با خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، به بيان نكاتی در رابطه با مقاله جديد عبدالكريم سروش با عنوان «محمّد(ص): راوی روياهای رسولانه» پرداخت و در اين رابطه عنوان كرد: نكته اولی كه سروش بر آن تاكيد دارند، آن است كه می‌گويد حقيقت وحی در واقع تجربه، جوشش و رويش جان محمد(ص) و زبان و بيان اوست؛ اين نكته نتيجه نگاه تاريخی به وجود پيامبر(ص) است كه اگر ما اين نگاه را داشتيم و اين ايده مانع كلام خدا بودن تفسير نمی‌شد، مشكلی به وجود نمی‌آورد.
وی ادامه داد: در عين حال سروش مطالب ديگری را بيان می‌كند كه در واقع كلام الهی جنبه فردی پيدا می‌كند. اين تلقی دقيقا با آن چيزی كه قرآن كريم به واسطه آن خود را به ما معرفی می‌كند، در تعارض كامل و آشكار است. لذا خود قرآن مجيد در آيه شريفه «وَإِنَّكَ لَتُلَقَّى الْقُرْآنَ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ عَلِيمٍ؛ و حقا تو قرآن را از سوى حكيمى دانا دريافت می‌دارى»(نمل/6)، خود را كلام الهی و تنزيل پروردگار و همچنين پيامبر(ص) را دريافت‌كننده اين كلام از سوی خداوند حكيم معرفی می‌كند و شخص پيامبر(ص) نيز واژگان قرآن را تماما به خدا نسبت داده است.
شاكرين افزود: سخنگوی اصلی در قرآن همواره خداوند متعال است و بنابراين اگر ما قرآن را بيان پيامبر(ص) بدانيم، يعنی اين باشد كه قرآن كلام خدا نيست و اين سخنان از سوی خدا نيست، اين كاملا با آن چيزی كه در آيات متعدد قرآن مطرح شده، تعارض دارد.
وی افزود: نكته ديگری كه اسلام به دنبال اين مطرح می‌كند، شخصيتی است كه برای پيامبر (ص) بيان می‌شود. گاهی می‌گوييم قرآن مجيد بيان پيامبر(ص) است و آن حقيقت محمدی(ص) را در نظر می‌گيريم كه در ارتباط با پروردگار است و همه چيز را از خداوند می‌گيرد كه اين تلقی مشكلی ايجاد نمی‌كند، اما ايشان پيامبر(ص) را وجودی تاريخی معرفی می‌كنند.
اين عضو هيئت علمی گروه منطق فهم دين پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی در ادامه گفت: اين تاريخی بودن در واقع به معنای اين است كه پيامبر(ص) پا به پای زمان جلو می‌رود؛ زمان در رشد و شكوفايی استعداد و توان او و در فكر و فرهنگ و بينش او اثر می‌گذارد و لذا با اين تعبيركه خيلی پيامبرتر می‌شود، فهم و اطلاعات او بيشتر، آگاهی بيشتری پيدا می‌كند كه اين‌ها صرفا وجود تاريخی را بيان می‌كند؛ يعنی در واقع زمان در آن تاثيرگذار است.
وی اضافه كرد: وقتی می‌گويم تاريخ، منظور فقط اين نيست كه زمان می‌گذرد و اگر سروش صرفا اين نگاه را داشت، مسئله‌ای نبود. به طور معمول وقتی چيزی را تاريخی معرفی می‌كنند، عمدتاً ناظر بر اين است كه عناصر زمان، احوال زمان، ارزش‌های حاكم در زمان و فرهنگ زمانه همگی ا‌ين‌ها در ساخت فرهنگ، بينش و تجربه شخص موثر است؛ در اين صورت، اگر پيامبر(ص) را اين‌طور معرفی كنيم، در واقع گفته‌ايم كه قرآن كلام خدا نيست و جوشش از درون پيامبر(ص) و زبان و بيان پيامبر(ص) است. پيامبر(ص) هم يك موجود تاريخی است و در واقع ما قرآن را از موجودی آسمانی به موجودی كاملاً زمينی تبديل كرده‌ايم.
شاكرين گفت: به دنبال اين سخن، سروش می‌گويد: اگر پيغمبر(ص) عمر بيشتری پيدا می‌كردند، به تعابيری كه سروش با آرايشات كلامی مطرح كرده، غواصی را بهتر می‌آموخت و طبيعتا گوهرهای گران‌قدرتری را صيد می‌كرد و كم‌كم قوی‌تر می‌شد، پيامبرتر می‌شد و می‌توانست جهان را توان‌گرتر بكند.
وی ادامه داد: سخن ما در اين جا اين است‌ كه حتی اگر بپذيريم كه پيامبر(ص) در طول حيات شريف خودشان تجربه بيشتری پيدا كردند و آيات الهی را بهتر دريافت می‌كردند، باز به دنبال اين قضيه ايشان می‌گويد اگر پيامبر (ص) عمر بيشتری پيدا می‌كرد، طبيعتاً می‌توانست مطالب بيشتری را ارائه بدهد. اين در واقع به معنای اين است كه قرآن كتاب كاملی نيست و اسلام نيز به تبع آن دين كاملی نيست و در واقع يك دين تاريخی است و در طول زمان تكامل پيدا می‌كند.
شاكرين گفت: در واقع نتيجه كلام اين می‌شود كه بخشی از دين‌ را پيامبر(ص) آورده است و طبيعتاً بخش‌های ديگر دين بايد با توجه به نظرات ديگران تدوين بشود يا همين‌طور ناقص بماند و پاسخ نيازهای بعدی بشر را ندهد، در حالی كه قرآن مجيد خود‌ را «عالم كل شیء» معرفی می‌كند و در قرآن تصريح شده است كه ما هيچ چيز را فرو گذار نكرديم و در آيه شريفه «... الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ ...؛ امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت‏ خود را بر شما تمام گردانيدم»(مائده/3)، تأكيد شده كه دين كامل شده است. بنابراين اين كلام چه معنايی می‌دهد كه اگر پيامبر عمر بيشتری پيدا می‌كرد، می‌توانست گوهرهای گرانبهای بيشتری صيد كند؟
اين مدرس دانشگاه افزود: ايشان وحی آسمانی و قرآنی را تجربه‌ای از پيامبر(ص) و پديده‌ای تاريخی همچون ساير پديده‌های تاريخی می‌داند كه ناقص مانده‌ است و اين تلقی را هم قرآن شديدا انكار می‌كند و هم در كلام ائمه معصومين(ع) اين مسئله مورد تأكيد قرار گرفته است. برای مثال اميرالمومنين(ع) در موردی می‌فرمايند «ام انزل الله سبحانه دينا ناقصا ام انزل الله دين تاما؛ آيا خداوند دين ناقصی را فرستاد و كمك خواست از ديگران كه آن را تمام كنند يا خداوند دين تام فرستاد؟» اينها استفهامات انكاری است.
وی گفت: امام رضا(ع) در ذيل آيه سوم سوره مائده می‌فرمايد: خداوند از بيان هيچ چيزی كه امت به آن نياز دارد، فروگذار نكرده، دينش را كامل ساخته و آن‌چه را كه برای هميشه بشر به آن نياز دارد، بيان فرموده و تاكيد امام رضا(ع) اين است كه می‌فرمايند كسی كه بپندارد خداوند دينش را كامل نخواسته، كتاب خدا را رد كرده در واقع خدا را رد كرده و دقيقا تعبير كفر را در اين زمينه به كار می‌برند. از ائمه معصومين(ع) روايات متعدد ديگری در اين زمينه‌ها وجود دارد كه بر كامل بودن دين و فراتاريخی بودن آن تاكيد دارد؛ نه اين‌كه فقط برای انسان عصر پيامبر كامل باشد.
ادامه دارد...