سالهای قبل فردی تلاش كرد باورهای مردم اين سرزمين را تغيير دهد، اما نتوانست. حتی به زور سر نيزه. اما اكنون همه نگران از تغيير همان باورها تلاش میكنند آنها را حفظ كنند حتی شده به اجبار.
مردم، شاه كشورشان را تغيير دادند، اما حجابشان را خير. اجبار كنار رفت؛ ديگر كسی زنان چادری را دنبال نمیكرد و از سر آنها چادر نمیكشيد، اما تبليغی آرام، آرام شكل گرفت. كم كم رسانهها به ميدان آمدند و زنانی قهرمان داستانها شدند كه برايشان حجاب هيچ تعريفی نداشت.
اما باز هم اكثريت غالب حجاب داشتند، هنوز هم شرم، حيا، عفاف، پاكدامنی، سر به زير بودن، بلند نخنديدن در جمع، جلب توجه نكردن، متين بودن، سنگين و باوقار بودن و ... همه تعريف داشت؛ همه ارزشمند بود و بیحجابی مختص گروههای خاص.
جامعه در حال تغيير بود، نسلها كم كم عوض میشدند و جوانان نوپا پر بودند از سؤالهای مختلف كه يكی از اين سؤالها چرايی حجاب بود. در اينجا بود كه روحانيان و انديشمندان كشور، افرادی كه هيچ دلبستگی به دستگاه حاكم نداشته بلكه به شدت با آن مخالف بودند، انسانهايی مانند شهيد مطهری دست به كار شدند، سؤالهای جامعه در خصوص حجاب را استخراج و با منطقی قوی پاسخ گفتند.
پاسخهايی به دور از بايدها و نبايدها. كتابهايی نوشته شد در خصوص چرايی حجاب، پاسخهايی منطقی كه لازم نبود مسلمان باشی تا بپذيری، كافی بود كه فكر كنی. كتابها و سخنرانیهايی كه در آنها به زنان گفته نمیشد، بايد حجاب داشته باشی، بلكه به سؤالهای آنها پاسخ میداد و میگفت مسئله حجاب چيست.
مردم، روزگار را تغيير دادند و زنان در اين تغيير چنان با قدرت حضور داشتند كه اجرای دستورات دينی به يك قانون حكومتی تبديل شد، حجاب شد ويژه زنان اما فراموش شد كه در يكی از آيههای مربوط به حجاب اول به مردان گفته میشود كه چشمان خود را فرو نهيد: «قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ؛ به مردان با ايمان بگو ديده فرو نهند و پاكدامنى ورزند كه اين براى آنان پاكيزه تر است زيرا خدا به آنچه مى كنند آگاه است»، سپس به زنان گفته شده است كه «وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ؛ و به زنان با ايمان بگو ديدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند و پاكدامنى ورزند و زيورهاى خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه طبعا از آن پيداست و بايد روسرى خود را بر سينه خويش [فرو] اندازند»(آيه های 30 و 31 سوره نور).
حجاب شد ويژه زنان، اما حجاب مردان چه، آيا فرهنگسازی شد؟ نسلها باز هم تغيير كرد، نسلهای بعد از نسل انقلابی ايران به دنيا آمدند و اين به دنيا آمدن و بزرگ شدن همزمان بود با انفجار رسانهای. اما آيا سؤالهای جديد نسل جديد ديده شد؟ پرسيده شد؟ پاسخ داده شد؟
آيا كسی به دنبال پاسخ گفتن به سؤالهای دختران جوان كه ذاتاً به دنبال متفاوت بودن، جلب توجه كردن، زيبا بودن و ... هستند، بود؟ دختران جوانی كه الگوهای آنها مانكنهايی هستند كه روز و شب در مقابل چشمان آنها سمبل زيبايی، موفقيت، خوشبختی، ثروت و ... هستند.
بيست و يكمين نمايشگاه بينالمللی قرآن در مصلی تهران برپاست، آوردگاه تمام فعاليتهای يك سال جامعه دينی و قرآنی، و يكی از بخشهای آن «بخش عفاف و حجاب» است. بخشی كه در آن تنها به ارائه مدلهای مختلف روسری، چادر، مقنعه، ساق دست و ... پرداخته شده است، گويی مشكل ما تنها نبود چادر و لباس مناسب است.
چرا كسی در اين غرفهها به دنبال ارائه فلسفه حجاب نيست. چرا كسی از جوانان ما نمیپرسد چرا بیحجابی؟ چرا حجاب؟ چرا نمیپرسيم مشكل شما، سؤال شما، شبهه شما، درد شما چيست؟ برای برپايی غرفه عفاف و حجاب كدام نيازسنجی صورت گرفته است كه حتی يك روحانی مسلط در آن برای پاسخگويی به سؤالهای جوانان در خصوص حجاب وجود ندارد.
در اصل هيچ گفتوگويی، هيچ پرسش و پاسخی، هيچ مناظره و بحث و جدلی در خصوص حجاب و عفاف نيست، همه سكوت كردهاند. سكوتی نگران كننده.
زهرا ايرجی