به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، مهدی تلوری، عضو هيئت علمی دانشگاه شهيد بهشتی عصر امروز، 22 تيرماه در نشست راهكارهای ارتقای نقشآفرينی نخبگان در تحول قرآنبنيان علوم انسانی كه در نمايشگاه بينالمللی قرآن كريم برگزار شد، گفت: برای تبيين نقش نخبگان در تحول علوم انسانی بايد اين موضوع را در بستر زمان مورد بحث قرار داد كه ما چه بخواهيم و چه نخواهيم علوم انسانی در بستر زمان در ميان همه ملتها و در تمامی ادوار تاريخی دچار تغيير میشود و اين تغيير نيز زياد به اراده انسانی وابسته نيست.
وی افزود: انسان هميشه در حال تفكر است و آزادی انديشه نيز چيزی نيست كه در حصار قرار گيرد. بر همين اساس، تغيير در تفكرات انسان به تغيير علوم انسانی و به دنبال آن، تغيير در علوم تجربی و فنی منجر میشود و به تبع آن نيز سبك زندگی بشری تغيير میكند. ولی بحث اصلی ما تحول در علوم انسانی است و نه تغيير. يعنی اينكه ما میخواهيم در بنيان و ابزارها تحول ايجاد كنيم و اين امر به تغيير تفكر در جامعه برسد.
تلوری در ادامه تصريح كرد: ما به عنوان كسانی كه در جامعه دينی زندگی میكنيم بايد اين تغيير را در مسيری هدايت كنيم كه به مسير الهی و صحيح برسيم. امروز علوم انسانی بر اساس مبانی الحادی، اومانيستی و نهيليستی ظهور پيدا كردهاند و اگر ما فقط بخواهيم در اين مسئله تغييری ايجاد كنيم، خود را گول زدهايم. چراكه حركت در مسيری كه تفكرات الحادی پايه و اساس آن باشند و كمی هم تغيير بر اساس تفكرات اسلامی به آنها افزوده شود به معنای تحول نيست بلكه نوعی رشد در همان مسير قبلی و اومانيستی است.
وی اضافه كرد: مسلمانان اگر مبانی غربی را در پيش بگيرند و فرض بر اينكه از روايات و تعاليم اسلامی هم استفاده كنند بازهم تغييری در ماهيت اين مبانی ايجاد نكردهاند و در پوشش نهفته، بازهم از فرهنگ غربی استفاده میكنند. بنابراين تحول در علوم انسانی تحولی است كه مبانی را تغيير میدهد و به دنبال آن، انديشهها خدامحور شده و از حالت انسانمحوری و اومانيستی خارج میشود.
اين استاد دانشگاه در ادامه سخنانش با اشاره به اينكه علوم انسانی در عصر جديد علوم كتابخانهای نيست، تاكيد كرد: علوم انسانی در عصر جديد از حالت كتابخانهای خارج شده و به مبنای سياست حاكمان تبديل شده است يعنی اينكه اين علوم پايههای حاكميت غرب را تشكيل میدهند و ما اگر خواستار حاكميتی هستيم كه بر اساس اصول غربی نباشد بايد اين علوم را به كل متحول كنيم.
وی ادامه داد: نظام ليبرال ـ دموكرات در حقيقت از تعاليم استفاده میكند كه منبع اصلی آنها علوم انسانی نوين است. پس وقتی از علوم انسانی سخن میگوييم منظور علومی است كه مبنای حاكميت غرب است و نه علوم كتابخانهای و آرشيوی. اقتصاد، جامعهشناسی و حتی معماری غربی در حال حاضر از علوم انسانی تغذيه میكند و همين مسئله، دليلی كافی برای تدبر در تحول در علوم انسانی است.
تلوری با بيان اينكه تفكر اسلامی نبايد التقاطی باشد، توضيح داد: اگر به دنبال تحول در علوم انسانی هستيم بايد فكر التقاط با تفكر غربی را از سر بيرون كنيم. ما به دنبال اصلاح در علوم انسانی غربی نيستيم بلكه ما نيازمند انديشمندانی هستيم كه تفكر اصلی و ناب داشته باشند و از هرگونه تمايل به غرب يا گرايش به تعامل با علوم انسانی غربی به دور باشند. حتی اين افراد بايد پا را فراتر بگذارند و در ستيز با انديشههای غربی باشند.
وی ادامه داد: علوم انسانی در غرب از حس و تجربه و عقل بهره میبرد. برخی انديشمندان حس و برخی عقل و بعدها نيز عقل و حس را در كنار هم برای معرفتشناسی كافی دانستند ولی در اين ميان قلب را به صورت كامل حذف كردند در حالیكه در معرفتشناسی اسلامی بدون توجه به ادراكات قلبی نمیتوان به معرفت رسيد. غرب برای قلب ارزشی قائل نيست در حالیكه در قرآن كريم، به روشنی بر تفكر مبتنی بر ادراك قلب تاكيد میكند. حس و عقل توانايی درك وحی و ادراكات و الهامات را ندارند و از اين نظر ناقص هستند. اگر ما گزينه ادراكات قلبی را از معرفتشناسی حذف كنيم چگونه میتوانيم به منبع اصلی علوم انسانی يعنی قرآنكريم پی ببريم.
تلوری همچنين به ويژگیهای انديشمندان حوزه تحول علوم انسانی اشاره و عنوان كرد: كسانيكه قصد دارند در حوزه تحول علوم انسانی سخن بگويند بايد نخبگان مهذب و باتقوا باشند. تا زمانی كه افراد فعال در اين حوزه تقوای الهی را رعايت نكنند نمیتوان انتظار تحول داشت چراكه بدون تقوا، تنها به تغيير میرسيم و تحول معنی پيدا نمیكند. با توجه به اينكه همه مباحث غرب در حوزه معرفتشناسی بر پايه عقل است و قلب در آن دخيل نيست، اگر نخبه مسلمان نيز تقوا نداشته باشد به سمت عقل گرايش میيابد و خواسته يا ناخواسته التقاط بين تعاليم غربی و تعاليم اسلامی ايجاد میكند. نمونه نخبگان باتقوا افرادی چون شيخ بهايی و امام خمينی(ره) هستند كه تفكر همراه با تقوا را در دستور كار خود قرار دادند.
اين استاد دانشگاه به اهميت بحث هستیشناسی در جهان اسلام اشاره و تصريح كرد: ما زمانی میتوانيم در علوم انسانی تحول ايجاد كنيم كه در هستیشناسی به دور از انسانمحوری كار كنيم و در حوزه معرفتی از عقل و قلب در كنار حس و تجربه بهره ببريم. پس از رسيدن به اين مراحل است كه میتوانيم در مورد فناوری و مدرنيته صحبت كنيم. در حقيقت ما زمانی میتوانيم مثلا درباره اقتصاد اسلامی صحبت كنيم كه مبانی آنرا به صورت كامل تعيين كرده باشيم و سپس به مرحله سختافزاری يعنی بانك و بيمه و ابزارهای آنها برسيم.
وی اضافه كرد: برخلاف تصور غالب، برای استفاده از علوم لدنی، عصمت شرط نيست بلكه شرط تقوا و تركيه است. وحی در قرآن دو معنای عام و خاص دارد. وحی به پيامبر برای اينكه وی ادعای رسالت داشته باشد خاص است اما وحی به زنبورعسل يا وحی به مادر حضرت موسی(ع) وحی عام است. تنها شرط استفاده از وحی عام داشتن تقواست. عدهای تقوا را بحث اخلاقی میدانند در حالیكه تقوا بحثی كاملا عقلی و معرفتی است.
تلوری در پايان سخنانش بيان كرد: بايد توجه كنيم كه بزرگ كردن نمازخانه يا ساخت مسجد در دانشگاه به معنی اسلامی كردن دانشگاه و تحول در علوم نيست بلكه تحول زمانی اتفاق میافتد كه دانشگاهيان ما پس از ديدار از دانشگاههای مختلف جهان بتوانند از تجارب آنها در زمينههای مختلف استفاده كنند و با افزودن تقوا به اين علوم، مسير اسلامی شدن علوم را فراهم كنند.