صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۲۵۶۳۶۲۱
تاریخ انتشار : ۲۹ تير ۱۳۹۲ - ۱۰:۱۹

يادگار امام‌جمعه فقيد جهرم در مراسم وفات حضرت خيجه كبری(س) گفت: حضرت خديجه‌(س) بانوی عصمت، طهارت و پاكی است.

به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، همزمان با نهمين روز از ماه مبارك رمضان، جلسه سخنرانی حجت‌الاسلام والمسلمين سيد‌علی آيت‌اللهی، يادگار امام‌جمعه فقيد جهرم در مسجد حضرت صاحب‌الزمان(عج) برگزار شد.
حجت‌الاسلام سيدعلی آيت‌اللهی در اين مراسم معنوی كه با حضور جمع كثيری از ميهمانان ضيافت الهی برگزار شده بود، درباره شخصيت والای حضرت خديجه(س) به سخنرانی پرداخت و گفت: امروز مصادف با سالروز وفات بزرگ‌‌بانوی اسلام، امّ‌الائمّة‌الاطهار(ع)، ام‌الفاطمة‌الزّهرا(س)، همسر بی‌همتای پيامبر عظيم‌الشأن اسلام(ص)، حضرت خديجه كبری(س) است لذا بحث ما در امروز پيرامون ادای دين به ساحت مقدس اين ولی‌نعمت و بانوی بزرگی است كه حقّ بزرگی به گردن همه انسان‌ها و مسلمين دارد.
وی ادامه داد: حضرت خديجه(س) بانويی است كه به اتفاق آنچه همه مسلمانان نقل كرده‌اند، جزء چهار بانوی بزرگ عالم خلقت است و اين روايت را شيعه و سنی از پيامبر خدا(ص) نقل كرده‌اند كه پيغمبر خدا(ص) فرمود «برترين زنان عالم خلقت، چهار زن هستند كه عبارت از خديجه دختر خويلد، فاطمه دختر محمد(ص)، مريم دختر عمران و آسيه دختر مزاحم هستند». اگر چه حضرت زهرا(س) سيده زنان عالم خلقت و برترين بانو بين اين چهار زن است، اما بعد از حضرت زهرا(س) افضل و سيده زنان حضرت خديجه كبری(س) است.
آيت‌اللهی بيان كرد: اگر ما می‌خواهيم نسبت به اين بانوی بزرگ معرفت پيدا و حقّ او را ادا كنيم، بايد بدانيم كه حقّی كه پيغمبر(ص) به گردن ما دارد چه مقدار است. خداوند در قرآن آيه‌ای دارد كه می‌فرمايد «مَّا یَفْعَلُ اللّهُ بِعَذَابِكُمْ إِن شَكَرْتُمْ وَآمَنتُمْ وَكَانَ اللّهُ شَاكِرًا عَلِيمًا (سوره نساء آيه 147)، خداوند چه نيازی به عذاب شما دارد، اگر شما شكرگزار باشيد و ايمان به خدا داشته باشيد».
وی ادامه داد: خداوند می‌فرمايد اگر شكر نعمت را بجا بياوريد و ايمان داشته باشيد نيازی به عذاب شما نيست. پس رفع عذاب از انسان‌ها در گرو دو چيز است، ايمان به خدا و شكر. بزرگترين اخلاق انسانی شكر است. انسانی كه شاكر نعمت نباشد و وقتی نعمتی به او می‌رسد، شكر نعمت را به جا نمی‌آورد، اصلاً از حیّز انسانيت به دور است. مرحوم نراقی در كتاب اخلاقی جامع‌السعادة وقتی به فضيلت شكر می‌رسد می‌گويد «الشكر افضل منازل الابرار»، «بالاترين منزل انسان‌‌های نيكوكار منزل شكر است».
آيت‌اللهی در ادامه تصريح كرد: شكر فقط اين نيست كه انسان فقط شكر خدا بكند. درست است كه همه نعمت‌ها از خداست، اما خود خدا فرموده است كه بايد شاكر واسطه نعمت هم باشيم. پس هم بايد شاكر خدا باشيم و هم كسی كه نعمت خدا را به ما می‌رساند. اين روايت در كتاب اصول كافی است كه حضرت امام سجاد(ع) می‌فرمايند «« انّ‌الله يحبّ كلّ عبدٍ شكور، خداوند بنده شكرگزارش را دوست دارد». «یَقول اللهُ تَباركَ و تَعالی لِعَبْدٍ مِن عَبيدهِ يومَ القيامة، در روز قيامت خداوند يكی از بندگانش را برای حساب و كتاب می‌آورد و به او می‌گويد أ شَكرْتَ فلاناً، آيا شكر فلان بنده‌ام كه نعمتی به تو رساند را بجا آوردی؟ فَیَقولُ بَل شَكَرْتُك يا ربّ بنده جواب می دهد خدايا من شكر تو را بجا آورده ام، فَیَقُولُ لم تَشْكُرنی إذْ لم تَشْكُرْهُ خداوند می‌فرمايد شكر مرا بجا نياورده‌ای. اگر می‌خواستی شكر مرا بجا آوری بايد شكر كسی كه نعمتی را به تو رساند را بجا می‌آوردی. ثمّ قال أشْكَرُكُم لله أشْكَرُكم للناس، شكورترين انسان‌ها نسبت به همديگر شكورترين انسان‌ها نسبت به خدا هستند».
وی در ادامه افزود: انسان بايد برای هر نعمتی كه از هر كسی به او می‌رسد شاكر باشد و تا شاكر او نباشد شاكر خدا هم نيست. حال اگر انسان بخواهد شكر نعمت را بجا آورد، بايد نعمتی را كه به او رسيده است را نيز بشناسد. خداوند در قرآن بالاترين تشكرهای انسان را تشكر انسان برای پدر و مادرش قرار ميدهد و می‌فرمايد «وَقَضَى رَبُّكَ أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ إِیَّاهُ وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا»، خداوند بلافاصله بعد از آنكه نام خودش را می‌برد از والدين ياد می‌كند. چون به هر حال والدين يكی از بزرگترين كسانی هستند كه بر انسان نعمت دارند. اين نعمت كه آن‌ها واسطه حيات انسان هستند، اينكه آن‌ها هستند كه انسان را از صغر سن، كودكی، به بزرگی بزرگ كرده‌اند و پرورش داده‌اند و ... لذا خداوند احترام پدر و مادر را از اوجب واجبات قرار داده است.
آيت‌اللهی ادامه داد: پدر و مادر تنها كسانی هستند كه خداوند در قرآن فرموده است كه بايد در برابر آن‌ها ذليل باشيد آنجايی كه می‌فرمايد «وَاخْفِضْ لَهُمَا جَنَاحَ الذُّلِّ». فقط خدا برای خودش و پدر و مادر چنين دستوری داده است كه انسان در برابر خدا، ذلت بندگی داشته باشد و در برابر پدر و مادر، ذلت ادب را رعايت كند چرا؟ چون آن‌ها ولی‌‌نعمت شما هستند.
وی در ادامه بيان كرد: اميرالمؤمنين(ع) در حديثی می‌فرمايد «پدر و مادر غذاهای شما را در دنيا دادند و شما را در برابر سختی‌های دنيا محافظت كردند. آن نعمت‌هايی كه پدر و مادر به شما دادند نعمت‌هايی زايل شدنی هستند، آن محافظت‌هايی كه پدر و مادر در برابر سختی‌های تمام شدنی دنيا از انسان می‌كنند». اميرالمؤمنين(ع) فرمود خداوند برای كسی كه از سختی‌های تمام شدنی دنيا از شما محافظت می‌كنند، چنين حرمت و جايگاهی قرار داده است حال حرمت و احترام پيغمبر(ص) چقدر است؟ پيامبر چه نعمتی برای شما آورد؟ نعمتی كه پيغمبر اسلام(ص) برای شما آورد تمام ناشدنی است و سختی‌هايی كه پيغمبر(ص) كشيد تا از شما محافظت كند با هيچ سختی قابل مقايسه نيست. پيغمبر(ص) بود كه انسان‌ها را هدايت كرد و آن‌ها را از عذاب ابدی و اليم جهنم رهانيد. پيغمبر بود كه انسان‌ها را در راه خدا هدايت و راهنمايی كرد. آيا نعمتی از اين والاتر وجود دارد؟ حال آيا حق پدر و مادر بالاتر است يا حق رسول‌الله؟.
آيت‌اللهی گفت: همه جهان هم برای نعمت خلقت و هم برای نعمت هدايت زير دِين پيغمبر اسلام (ص) هستند. خداوند به پيامبرش فرمود ای پيغمبر! اگر تو نبودی، من جهان را خلقت نمی‌كردم. اگر جهانی وجود دارد، جبرئيلی است، ميكائيلی است، زمينی است، زمانی است، عيسايی است، موسايی است، ابراهيمی است و ... هرچيزی كه هست به بركت وجود پيغمبر اسلام (ص) است. علاوه بر اينكه همه عالم در خلقت مديون پيغمبر هستند، در هدايت نيز مديون پيغمبر (ص) هستند.
وی اظهار كرد: خداوند در قرآن كريم می‌فرمايد «لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِينَ إِذْ بَعَثَ فِيهِمْ رَسُولاً مِّنْ أَنفُسِهِمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَكِّيهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُّبِينٍ ( سوره آل عمران ، آيه 164). خداوند فرمود من بر سر بشريت اين منّت را دارم كه پيغمبرم را برای هدايتشان فرستادم. حقّ پيغمبر، بزرگترين حقوق است و همه جهان زير دِين و مديون پيغمبر(ص) هستند لذا محال است كه انسان بتواند شكر اين پيغمبر (ص) را بجا آورد. مردم مدينه جمع شدند و با خود گفتند هديه‌‌ای برای پيغمبر(ص) كه اين همه برای ما كار كرده و ما را به سعادت رسانده است، ببريم. اين آيه نازل شد «قُلْ لا اَسْئَلُكُمْ عَلَیْه اَجْراً اِلاَّ المَوَدَّهَ فی الْقُربى»، من از شما چيزی نخواستم. اگر می‌خواهيد مزد مرا بدهيد من از شما چيزی جز محبت اهل بيتم نمی‌خواهم. آن چيزی كه می‌تواند شكر نعمت پيغمبر(ص) باشد، محبت اهل بيت پيامبر(ص) است، يعنی آن چيزی كه بی‌منتهاست، می‌تواند جای يك چيز بی‌منتها بنشيند.
آيت‌اللهی تصريح كرد: تمام جهان زير دِين پيغمبر اسلام(ص) است. حالا ببينيد پيغمبری كه تمام عالم زير دِين و مديون محبت اوست و خداوند بر سر جهان منت گذاشت كه او را داده است در مورد حضرت خديجه‌(س) چه فرموده است؟ همه جهان زير منّت نعمت پيغمبر(ص) است، پيغمبر هم فرمود من هم مديون نعمت خديجه كبری(س) هستم. الله اكبر! چه عظمت بزرگی اين بانو دارد.
وی افزود: ام سلمه نقل می‌كند، شبی كه شب عروسی حضرت زهرا(س) بود، می‌دانيد كه حضرت خديجه(س) قبل از زمان عروسی حضرت زهرا(س) در مكه فوت كرده بوده است، خانه پيغمبر(ص) محل جشن حضرت زهرا(س) بود. وقتی می‌خواستند جهيزيه حضرت زهرا(س) را كه پيامبر تهيه كرده بود، به خانه اميرالمؤمنين(ع) بفرستند، من خدمت پيامبر خدا آمدم «و قلن له فديناك بِابائنا و امهاتنا يا رسول‏اللّه قد اجتمعنا لامر لو ان خديجة فی الاحياء لقرّت عينها»، «گفتم يا رسول‌الله! پدران و مادرانمان بفدايت! امشب جای خديجه خيلی خالی است كه عروسی دخترش را ببيند. قالت ام‏سلمة فلمّا ذكرنا خديجة بكی النبی ثم قال خديجه و اين مثل خديجة، تا نام خديجه را بردم پيامبر فرمود اسم خديجه را بردی و كجاست كسی كه مثل خديجه باشد؟ صدّقتنی حين يكذّبنی النّاس. خديجه كسی بود كه در روزی كه مردم مرا تكذيب می‌كردند او مرا تصديق كرد. و ايدّنی علی دين اللّه، روزی كه همه برای من چنگ و دندان می‌كشيدند در اين دين اسلام مثل كوه پناهم بود. و اعاننی عليه بمالها، او بود كه با مال و ثروتش كمكم كرد. ان اللّه عزّ و جلّ امرنی ان ابشر خديجة ببيت فی الجنَّة من قصب بزمرّد لا صخب فيه و لا نصب، خداوند متعال مرا امر كرد كه به خديجه بشارت دهم كه خانه‌ای يكتا در بهشت دارد.
آيت‌اللهی تصريح كرد: پيغمبر(ص) هم مديون زحماتی است كه حضرت خديجه(س) برای او كشيده است. همچنين، پيامبر اكرم(ص) فرمودند «قال ان جبرئيل عليه السلام قال لی ليله اسری بی حين رجعت و قلت يا جبرئيل هل لك من حاجه؟ قال حاجتی ان تقرا علی خديجه من الله و منی السلام» ، شبی كه به معراج رفتم، وقتی كه می‌خواستم برگردم به جبرئيل گفتم ای جبرئيل! آيا ديگر با من كاری نداری؟ جبرئيل اين جمله را گفت كه آخرين پذيرايی خدا در پذيرايی از حبيبش در آسمان اين بود كه «اجتی ان تقرا علی خديجه من الله و منی السلام» جبرئيل گفت يا رسول‌الله من از طرف خدا و خودم از شما می‌خواهم كه سلام خدا و من را به خديجه برسانی‌.
وی ادامه داد: اينكه خداوند به حضرت خديجه(س) سلام می‌كند و از پيغمبر(ص) نيز می‌خواهد كه از جانب خدا به حضرت خديجه‌(س) سلام كند، يك سرّ و نكته‌ای دارد چون خداوند در قرآن آيه‌ای دارد و در آن آيه از پيغمبر می‌خواهد كه دو كار انجام دهد. خداوند در آيه 59 سوره نمل می‌فرمايد «قُلِ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَسَلَامٌ عَلَی عِبَادِهِ الَّذِينَ اصْطَفَی آللَّهُ خَیْرٌ أَمَّا یُشْرِكُونَ»، خداوند در اين آيه به پيامبر دو دستور می‌دهد، اول اينكه الحمد‌ لله بگويد و شكر خدا را بجا آورد و دوم اينكه بر بنده‌های مصطفای خدا سلام بگويد.
آيت‌اللهی اظهار كرد: روزی پيغمبر(ص) بعد از ازدواج با حضرت خديجه(س) به مسجد‌الحرام رفت و اين در حالی بود كه مشركين به پيامبر(ص) طعنه می‌زدند و به او يتيم ابوطالب می‌گفتند. پيامبر(ص) ‌در كودكی پدر از دست داده بود و تحت تكفل حضرت عبدالمطلب بود. عبدالمطلب در هشت سالگی پيامبر(ص) از دنيا رفت و پيامبر(ص) از آن به بعد در خانه ابوطالب بود و از مال دنيا چيزی دست پيامبر(ص) نبود لذا مردان مكه به پيامبر(ص) طعنه می‌زدند و او را يتيم ابوطالب می‌ناميدند و می‌گفتند يتيم ابوطالب برای مال و منال رفته و با خديجه(س) ازدواج كرده است. يكی از خدمتكاران حضرت خديجه(س) كه در مسجد بود اين خبر را به حضرت خديجه(س) رسانيد. خديجه(س) به عمويش، ورقة بن‌نوفل گفت كه عموجان به مسجد برو و اين مطالب را اعلان بكن. عمويش كنار چاه زمزم ايستاد و با صدای بلند صدا زد ای همه مردم عرب! بدانيد اين را خديجه گفته است كه هرچه كه خديجه داشت، از شتر زير بار، از باری كه در دست مردم است، حتی سرمايه‌های منقول و غير منقول، همه را هديه به پيامبر(ص) كرده است. ای مردم بدانيد كه پسرزاده عبدالمطلب آمده است و يك زن بی‌چيز و فقير را گرفته است. اين بود كه پيغمبر(ص) فرمود كه من مديون خديجه(س) هستم.
وی در ادامه تصريح كرد: امروز كه روز وفات حضرت خديجه(س) است، حق خديجه كبراست كه نام، عصمت و آوازه او در مقابل چشم همه حسودان و دشمنان اهل بيت عصمت و طهارت(ع) بلند باشد. ما نه تنها شكر پيامبر(ص) را نمی‌توانيم بجا بياوريم بلكه شكر كسی كه پيغمبر(ص) مديون اوست را نيز نمی‌توانيم بجا بياوريم. مقام دوم حضرت خديجه‌(س) كه هزاران مريم عيسی آور بايد حسرت اين مقام را بخورند اين است كه خداوند در آيه 58 سوره اعراف فرمود « وَالْبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَالَّذِی خَبُثَ لَا یَخْرُجُ إِلَّا نَكِدًا ... ». خداوند می‌فرمايد ای مردم من يك مثال برای شما می‌زنم آيا زمين شوره‌زار ميوه شيرين می‌دهد؟ زمين تا استعداد نداشته باشد در آن ميوه شيرين توليد نمی‌شود بعد می‌فرمايد اين را عاقلان می‌فهمند.
آيت‌اللهی گفت: خدا به پيامبرش(ص) چه داد؟ خداوند فرمود «انا اعطيناك الكوثر». فرمود ای حبيبم خدا می‌خواهد به تو هديه بدهد‌. چه هديه‌ای؟ كوثر. خداوند برای اينكه به پيامبرش كوثر بدهد، چه تشريفاتی برای پيامبرش قرار داد؟ پيامبر را به معراج برد. وقتی پيامبر(ص) به زمين بازگشت خداوند به او فرمود بايد چهل شب رياضت بكشد. اين خيلی عجيب است كه به حبيبش چنين دستوری داد. فرمود بايد چهل روز روزه برود و شب ها از زن و همسرش دور باشد . بعد از چهل شب در شب چهلم وقتی پيامبر (ص) می‌خواست در خانه ابوطالب افطار بكند جبرئيل در حالی كه طبقی از غذای بهشتی بر دست داشت آمد و گفت يا رسول‌الله خداوند فرموده كه اين را بايد ميل كنی. وقتی پيامبر(ص) غذا را ميل كرد، جبرئيل دست پيامبر(ص) را با آب و دستمال بهشتی شست و به پيامبر(ص) فرمود ای پيامبر! امشب نزد خديجه برو كه خداوند می‌خواهد به تو فاطمه(س) بدهد.
وی افزود: چرا پيامبر(ص) اينگونه رياضت می‌كشد؟ زيرا خداوند می‌‌خواهد به او فاطمه بدهد. فاطمه كيست؟ فاطمه، بضعة‌الرسول است. فاطمه عصمة‌الله‌الكبری است. فاطمه كسی است كه وقتی جبرئيل به خدا عرض كرد «يا ربّ و من تحت الكسا» خدايا اين‌ها چه كسانی هستند كه زير عبای پيامبر(ص) هستند و می‌گويی كه زمين و آسمان را برای اين‌ها خلق كرده‌ام؟ خداوند فرمود «قال الله عزّوجل هم اهل بيت النبوّة و موضع الرّسالة هم فاطمه و ابوها و بعلها و بنوها»، ای جبرئيل! اين فاطمه است. فاطمه هست و پدرش، فاطمه هست و شوهرش، فاطمه هست و پسرانش». خداوند به جبرئيل و همه فرشتگانش تشَر زد كه آيا نمی‌دانيد كه او كيست؟ اين فاطمه است كه عطيه و كوثر خداست. حال بايد ببينيم كه خداوند اين كوثرش را در جان چه مادری به جهان داده است. پدرش كه حبيب خداست مادرش چه كسی است؟ فاطمه (س) از پوست، گوشت و خون چه مادری زائيده شد؟ مادرش حضرت خديجه‌(س) است. وَالْبَلَدُ الطَّیِّبُ یَخْرُجُ نَبَاتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ. مادری كه می‌خواهد كوثر بزايد، خودش چه خير كثيری هست؟ آيا اين مادر با مشركی قبلاً ازدواج كرده است؟ آيا بدن اين مادر، كه می‌خواهد فاطمه را بزايد، قبلاً با كسی كه بت‌پرست بوده است تماس گرفته است؟.
آيت‌اللهی اظهار كرد: حضرت خديجه(س) باعث افتخار اهل بيت(ع) بود. امام سحاد(ع) وقتی جلوی يزيد در مسجد شام خطبه خواند فرمود «انا ابن مكّة و منا. انا ابن زمزم و صفا. انا ابن فاطمة الزهراء. انا ابن خديجة‌الكبری». امام سجاد(ع) وقتی خود را معرفی می‌كرد فرمود افتخار می‌كنم كه نه تنها پسر فاطمه(س) هستم بلكه پسر خديجه(س) هم هستم لذا اهل بيت(ع) هميشه به حضرت خديجه(س) افتخار می‌كردند. در زيارت امام حسين(ع) هم هست كه «السلام عليك يابن خديجة‌الكبری»، سلام بر تو ای سيدالشهدا كه افتخارت اين است كه از نسل خديجه كبری(س) هستی. حضرت خديجه(س) بانوی عصمت، طهارت و پاكی است. بانويی است كه عصمة‌الله را به جهان عرضه كرد‌. حضرت خديجه‌(س) چنين بانويی بود لذا ام سلمه می‌گويد هر بار كه ما نام خديجه‌(س) را می‌برديم، پيامبر(ص) گريه می‌كرد.