صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۲۵۹۴۱۵۲
تاریخ انتشار : ۰۲ مهر ۱۳۹۲ - ۰۸:۵۸

گروه هنر: به باور برخی هنرمندان خوزستان، كليشه‌ای شدن موضوع دفاع مقدس چه به حق و چه غيرحق، نگاه مناسبتی مسئولان و رسانه‌ها به هفته دفاع مقدس و تلقی تخريب از نقد هنر و هنرمند از سوی هنرمندان باعث شده كه خروجی توليدات هنري دفاع مقدس در حد مطلوبی نباشد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) شعبه خوزستان، همزمان با گرامی‌داشت هفته دفاع مقدس ميزگردی با عنوان بازبينی هنر دفاع مقدس در تحريريه خبرگزاري ايكناي خوزستان برگزار شد كه بخش اول آن روز گذشته، دوم مهرماه بر خروجي ايكنا قرار گرفت. در بخش دوم اين ميزگرد نيز بر مواردي همچون حذف نگاه كليشه‌اي و مناسبتي به دفاع مقدس تأكيد شد.
در ادامه ميزگرد مرتضی مطوری فيلم‌ساز، كارگردان تئاتر و مدرس بازيگری به بررسی دلايل مختلف فاصله گرفتن هنرمندان از حوزه دفاع مقدس پرداخت و اظهار کرد: اينكه 30 سال پيش در تئاتر و سينما ژانری خاص مورد توجه قرار می‌گيرد به مقتضيات زمان برمی‌گردد، سينمای انقلاب و دفاع مقدس ژانری است كه پس از انقلاب مورد توجه قرار می‌گيرد. در آن زمان يك رويداد جديد رخ داده و بديهی است هنرمندان بدان روی آورند. كمااينكه هم‌اكنون نيز هر شرايط خاص اجتماعی، فرهنگی، سياسی رخ دهد، هنرمندان عرصه‌های مختلف گرايش بدان موضوع پيدا می‌كنند؛ لیكن از آنجا كه هنرمند ايرانی احساس ويژه‌ای به ژانر دفاع مقدس دارد، پس از گذشت 25 سال از پايان جنگ هنوز علاقه‌مند است آن را حفظ كرده و اين ژانر را رها نكند.
وی با بيان اينكه اين گونه سينمايی در خارج از ايران به‌عنوان ژانر جنگ شناخته می‌شود؛ لیكن در ايران نگاهی متفاوت وجود دارد، گفت: شهيد آوينی جمله‌ای به اين مضمون دارد؛ من اگر فكر مي‌كردم جنگ ما همچون ساير جنگ‌های قرن اخير است قطعاً فيلم‌های ضد جنگ می‌ساختم، پس دفاع مقدس ويژگی‌ای دارد كه آن را نسبت به ساير جنگ‌ها منحصر می‌كند؛ اين جنگی است كه با دين، اعتقاد، احساس، نگاه، تاريخ و ولايت ما گره خورده است.
مطوری با بيان اينكه آنچه اتفاق می‌افتد هنرمندان را جلب می‌كند، گفت: رفته رفته و با فاصله گرفتن از آن واقعه، فعاليت هنری در آن موضوع شكل تازه‌ای به خود می‌گيرد، در اين شرايط پرداختن به آن موضوع حرفه‌ای‌تر می‌شود و ديگر هر كسی نمی‌تواند به سراغ آن برود. پس در شرايطی كه از جنگ فاصله گرفته‌ايم و در زمينه‌های ديگر هنر، نيز فعاليت صورت گرفته است، اكنون به مرحله‌ای رسيده‌ايم كه تنها حرفه‌ای‌ها می‌توانند در آن قدم بگذارند؛ چرا كه نياز به ورود فكر جديد برای جذب مخاطب است. اين می‌تواند يكی از دلايل فاصله هنرمندان از اين مقوله در بخش حرفه‌ای امر باشد.
اين كارگردان تئاتر ادامه داد: توليدات دفاع مقدس به‌ویژه در سينما از هر لحاظ امری هزينه‌بر است (گريم، طراحی صحنه، تداركات و ...)؛ لذا مسئولان بايد بپذيرند در ابتدا نگاه ويژه به اين موضوع داشته باشند. ديگر اينكه چشم‌انداز حرفه‌ای برای اين موضوع در سينما و تئاتر وجود ندارد، با عوض شدن دولت، مديريت فرهنگی و نگاه‌ها تغيير می‌كنند. در زمانی سينمای دفاع مقدس تبديل به سينمای جنگ و ضدجنگ می‌شود و يا ... . به هر حال نمی‌توان منكر عوارض جنگ شد، جنگ همراه خود همه چيز دارد لكن نوع نگاه ما به اين سينما نگاهی است كه تقدس دارد. از اين رو است كه فعاليت در حوزه دفاع مقدس علاوه بر موارد مذكور قدری سخت شده چون هنرمند بايد انرژی مضاعفی برای حضور در اين عرصه بگذارد. ورود به اين عرصه نيازمند تحقيقات گسترده و تلاش فراوان است و برای موفقيت در اين مسير احتياج به علاقه و عشق به موضوع دفاع مقدس است.
در ادامه باوی‌ساجد، بزرگترين كمك دولت و مديران و تصميم‌گيران فرهنگی به بالندگی اين امر را دخالت نكردن در كار هنرمند عنوان و اظهار كرد: مديران فرهنگی بايد شرايط را مهيا كنند اما دخالت نكنند، سم هنر زمانی است كه در آن دخالت‌های بيرونی صورت گيرد؛ برخی دخالت‌ها برای اثر هنرمند، به مثابه سم مهلك است.
وی در خصوص اطلاق سينمای جنگ يا دفاع مقدس تصريح كرد: بايد مشخص شود سينمای دفاع مقدس به لحاظ اعتقادی است يا به لحاظ ميزانسن(توصیف چیدمان صحنه)؛ اگر به لحاظ ميزانسن است كه جنگ است اما اگر به لحاظ اعتقادی است بايد گفت كه در سينما موفق نشده‌ايم به جز دو، سه اثر انگشت‌شمار، فيلم به مفهوم مطلق دفاع مقدس بسازيم. آثاری همچون ديده‌بان و سفر به چذابه را می‌توان فيلم‌های دفاع مقدس عنوان كرد. لكن فيلم دوئل احمدرضا درويش در تعريف جهانی سينمای جنگ قرار می‌گيرد پس لازم است اين تفكيك صورت گيرد كه به لحاظ اعتقادی گفته می‌شود سينمای دفاع مقدس يا به لحاظ اجرايی.
باوی‌ساجد ادامه داد: لزوم حمايت دولت از نگاه‌های تازه و نو هنرمندانه به‌منظور حضور فعال در عرصه دفاع مقدس برای حفاظت و استمرار اين جريان امری انكارناپذير است، از اين رو جشنواره‌های مختلف می‌توانند كاركرد مهمی در اين موضوع داشته باشند. ايجاد انگيزه در هنرمند از مهم‌ترين موارد مورد انتظار از يك جشنواره است كه متأسفانه اين كاركرد مهم را در جشنواره‌های داخلی و به‌ویژه در جشنواره‌های دفاع مقدس شاهد نيستيم.
در ادامه نشست ميهمانان به بررسی عملكرد جشنواره‌ها در ايجاد انگيزه برای حضور هنرمند و نقش آن‌ها در جريان‌سازی هنری دفاع مقدس پرداختند.
باوی‌ساجد در اين خصوص گفت: متأسفانه مديران فرهنگی ما فاقد خط‌ دهی فستيوالی هستند؛ چراكه بسياری از مديران عرصه فرهنگ و هنر فاقد انديشه مرتبط با موضوع هستند، پس تأكيد می‌كنم بزرگترين حمايت دولت اين است كه دخالتش را كمتر كند و شرايط اجرای يك اثر را به شكل معمول برای هنرمند راحت‌تر كند. مطلقاً با فرمايش، هيچ اثر هنری ماندگاری خلق نخواهد شد در نتيجه دولت اگر نقش حمايتی معمول و فاقد خط ‌‌دهی را ايفا كند می‌تواند مؤثر باشد.
وي با اشاره به صحبت‌های محمود زهرتی در خصوص فعاليت افراد غيرحرفه‌ای در خاطره‌نويسی دفاع مقدس اظهار كرد: انتخاب افراد غيرحرفه‌ای برای حضور در چنين ميدان‌هايی بيانگر اين است كه مسئولان اين امر كارشناس و دلسوز نيستند، در صدا و سيمای خوزستان كه خود را ابررسانه جهان می‌داند افرادی حضور دارند كه كارنابلد هستند. در لايه‌های مديريتی فرهنگی استان نيز هستند افرادی كه حتی هنرمندان استان را به نام نمی‌شناسند. اينها فاقد انديشه جريان‌ساز هستند و در نتيجه اين امر شاهد ظهور و بروز فيلم‌سازانی خواهيم بود كه در واقع در روايت در شناخت مطالب و روايت آن نابلد هستند. بنابراين از اين رو است كه كمتر فيلم‌سازان و هنرمندان آگاه را در رسانه خواهيم ديد. بايد گفت كه گردانندگان امور هنری در خوزستان كارشناس نيستند و كسی كه بايد ناقد و ناظر امر باشد نقش كمرنگی ايفا می‌كند، پس هر چه پيش می‌رويم ريزش مخاطب را شاهد هستيم.
زهرتی در خصوص نقش برگزاری جشنواره‌ها گفت: دو اشكال جدی در بحث جشنواره‌ها مشاهده می‌شود؛ اول اينكه جشنواره‌ها پايان يك حركت فرهنگی هستند و اين بزرگترين اشتباه است. جشنواره بايد آغاز حركت و موتور محرك پيش برنده موج شكل گرفته باشد. آنچه انتظار می‌رود به‌عنوان بازخورد فرهنگی از اين حركت فرهنگی ديده نمی‌شود. جشنواره‌ها بايد متولیِ انتشار آثار هنری باشد لكن متأسفانه امروز جشنواره‌ها تبديل به نقطه پايانی شده‌اند، اين اتفاق تمامی تلاش‌ها را ابتر و تبديل به يك خاطره كرده است.
وی افزود: اشكال اساسی ديگر وجود گرايش‌ها در جشنواره است. استفاده از پيشكسوتان در داوری آثار ارائه شده در جشنواره‌ها امری لازم است اما نبايد به سمتی رفت كه داوری همه جشنواره‌ها را تنها افراد خاص و مشخص به دست داشته باشند؛ اين آسيب بزرگی است كه مانع كشف استعدادهای نو می‌شود و چه بسا به سركوبی استعدادها بينجامد.
اين نويسنده آثار دفاع مقدس آسيب بزرگ ديگر در اين عرصه را نبود «نقد» عنوان كرد و گفت: در جشنواره‌ها جای نقد تعريف و تمجيد و يا غرض‌ورزی‌های ناشی از هزار و يك عامل شخصی يا غيرشخصی است. بايد نقد شكل بگيرد، نقدی كه نقاط ضعف و قوت اثر را بررسی كند در اين صورت است كه هنرمند رشد می‌كند.
اين مدرس داستان‌نويسی تصريح كرد: بايد گفت كه در نقد بسيار ضعيف هستيم، لازم است در حوزه نقد و نقادی توجه داشت كه يك نويسنده خوب لزوماً نقاد خوبی نيست، نقد در قديم به زرگرها گفته می‌شد كه محك می‌زدند به طلا و جواهرات و اصل را از بدل تميز می‌دادند. پس نقاد بايد با محك تجربه سره را از ناسره تشخيص داده، با دليل اعلام كند.
زهرتی با بين اينكه رگه‌هايی از نقد ديده می‌شود، اشكال در حوزه نقادی را از دو جهت قابل بررسی دانست و افزود: ابتدا اينكه هنرمندان از نقد وحشت دارند برای مثال در كشوری نظير فرانسه كه ادبيات فاخر دارد نويسنده خود را تنها در وسط يك چهارراه می‌بيند كه خودروها با سرعت در رفت و آمدند، به عبارت ديگر نوشتن يك رمان در اين دست كشورها مثل خودكشی است؛ چرا كه نقد به‌صورت جدی در آنجا انجام می‌شود لكن نويسنده‌های ايرانی پذيرای نقد نيستند. از جهت ديگر مسئولان بايد حوزه نقد را رشد می‌دادند كه نكردند.
مطوری در ادامه اين بحث نقد را يكی از پايه‌های شكل‌دهنده هنر دانست و گفت: جای تأسف است كه در كشور ما نقد به بيراهه رفته و تأثيرگذاری خود را از دست داده است. ترس هنرمند از نقد بدين جهت است كه نقد را تخريب خود و اثر می‌داند؛ اين طرز تلقی شكل گرفته از نقد در ميان هنرمندان است و آسيب‌های جدی را به اين حوزه وارد آورده است. من معتقدم ترس و استرس از نقد بايد هميشه همراه خالق اثر باشد. خالق هر اثر اگر اهميت برای مخاطب خود قائل است بايد نقد را بپذيرد؛ نقد بازخورد و نتيجه‌ای است كه هنرمند نسبت به اثر خود از جامعه دريافت می‌كند و اميدوارم نقد هر اثر هنری كه در تئاتر و سينما ارائه می‌شود جزو مصوبات شود.
وی اضافه كرد: از سوی ديگر شاهد هستيم كه مديران فرهنگی نقد را جدی نمی‌گيرند. احساس می‌كنم بسيار مفيد خواهد بود كه پرورش نقاد هم به‌عنوان يكی از اهداف برگزاری جشنواره‌ها مورد توجه قرار گيرد. در جشنواره‌ها به‌ويژه جشنواره‌های تئاتر دفاع مقدس و خصوصاً جشنواره فتح خرمشهر تنها يك منتقد حضور دارد كه اين جای پرسش است، مطمئناً اگر يك اثر از چند نگاه مورد نقد قرار گيرد آثار بسيار مفيدی در پی خواهد داشت.
اين مدرس بازيگری در ادامه به بررسی نقش جشنواره‌ها پرداخت و گفت: هر جشنواره با رويكرد جهت‌دهی به فكر هنرمند در راستای اهداف خود برگزار می‌شود. ظاهراً در حوزه دفاع مقدس هم اين اتفاق افتاده است اما در حقيقت تنها يك ويترين داريم و جشنواره‌های دفاع مقدس تبديل به بيلان كار برخی مسئولان شده‌اند. با مروری بر جشنواره‌ها خواهيد ديد كه هيچ‌گاه اين جشنواره‌ها رسوب در جامعه نداشته‌اند و خروجی نمی‌دهند؛ متأسفانه جشنواره‌ها به سمتی حركت می‌كنند كه گفته شود «جشنواره دفاع مقدس برگزار شد» و تا زمانی كه اين فكر باشد مطمئناً خروجی و رسوب در مخاطب نخواهد داشت.
مطوری با بيان اينكه تا زمانی كه اهداف اصلی جشنواره‌ها مشخص و تدوين نشود و در يك چارچوب حرفه‌ای كه به‌واسطه مشاركت با افكار هنرمندان زائيده شده باشد شكل نگيرد اقبال و تأثير نخواهند داشت، تصريح كرد: هنرمند برای دغدغه‌های خود و اجتماع اثر خلق می‌كند و جشنواره قاعدتاً بايد محلی برای محك و نقد باشد والا هنرمند برای جشنواره اثری خلق نمی‌كند. هنرمند جشنواره را محلی برای تبادل افكار و مواجه با نگاه و ايده‌های نو می‌داند، اختتاميه برای هنرمند مهم نيست در صورتی كه جشنواره‌ها به سمتی می‌روند كه تنها اختتاميه را مورد توجه قرار می‌دهند.
باوی‌ساجد با بيان اينكه مطلقاً جشنواره برگزار نمی‌شود و آنچه هست شبه جشن است كه از تعاريف جهانی جشنواره دور مانده است، اظهار كرد: اين‌ها جشن‌هايی هستند كه برای خوشامد مديران برگزار می‌شود. جشنواره‌های ما تبديل به جو زدگی كاذبی شده‌اند كه روی سطح حركت می‌كنند و عمق ندارند پس تنها كاركرد كوتاه‌مدت دارند. در خصوص حضور هنرمند در جشنواره‌ها بايد گفت كه جشنواره‌ها كاركرد انگيزشی برای اين حضور ندارند.
وی با بيان اينكه بايد توجه شود اين هنرمند است كه به يك جشنواره اعتبار می‌دهد، گفت: در جهان اين جشنواره‌ها هستند كه به هنرمند بها می‌دهند برای مثال دروازه‌های جهانی يكی پس از ديگری پس از نخل طلا بر روی كيارستمی باز می‌شود لكن در ايران مطلقاً اين اتفاق را نداريم.
اين نويسنده خوزستانی با بيان اينكه هنرمند شعر و داستانش را در تنهايی خود می‌گويد، به اشكالات حوزه نقد اشاره و عنوان كرد: نقد خوب نداريم؛ چراكه منتقد نمی‌تواند به جهان داستان يك نويسنده وارد شود؛ نقاد كه تنها از لحاظ تكنيك داستانی اثر را نقد نمی‌كند او بايد به جهان هنرمند فيملساز، عكاس، نويسنده رسوخ كند معناها و استعاره‌ها را بشناسد و حتی فراتر از اينها خارج از متن را نيز بشناسد و بداند كه اثر حاضر حاصل چه فرآيندی بوده است. لكن چون اغلب منتقدان ما اينها را نمی‌دانند در نتيجه شاهد نقد اثرگذار نيستيم.
زهرتی در خصوص آموزش جوانان برای حضور در عرصه فعاليت هنریِ دفاع مقدس گفت: در بحث هنری پرورش نيست، بايد آموزش انجام شود، اگر بنا بر آموزش و جذب باشد، لازم است مراكزی برای اين امر فعال باشد. مسئولان بايد بنای خود را بر جذب هنرمند بگذارند و علاقه‌مندان را حمايت كنند. اگر استعداد داشت باقی راه را خود می‌رود و در غير اين صورت خودش كنار می‌كشد. بايد نقد و آموزش و حمايت باشد و به هنرمند جوان فرصت داده شود كه خود را در اين عرصه محك بزند متأسفانه اين محل و فرصت فراهم نشده است.
باوی‌ساجد در اين خصوص با بيان اينكه مراكز آموزشی فاقد اساتيد و مربيان دلسوز شده‌اند و افرادی كه در آن‌ها هستند خود را ملزم به كشف استعداد نمی‌دانند، تصريح كرد: بزرگترين آموزگار هنرمند زندگی اوست، بزرگترين تجربه هنرمند در زندگی او شكل می‌گيرد و چگونه پياده كردن آن در اثر هنری مرحله بعد می‌شود كه توسط اساتيد و مربيان كارشناس بايد مشخص و آموزش داده شود. اما مشكل اصلی اين است كه تصميم‌گيرندگان كارهای فرهنگی هنری به‌ویژه در خوزستان مطلقاً كارشناس نيستند. اولين آموزگار يك هنرمند زندگی اوست و چگونگی روايت آن بايد توسط كارشناس حاذق آموزش داده شود.
مطوری در خصوص جايگاه آموزش گفت: آموزش را نمی‌شود نفی كرد، لكن هنر مقوله خاصی است و هر كسی نمی‌تواند وارد آن شود؛ آنچه هنرمند را در اين عرصه حفظ می‌كند عشق است و از مهم‌ترين كاركردهای كلاس‌های آموزشی نيز غربال كردن ناخالصی‌ها است. در خصوص جذب و ترغيب هنرمندان برای حضور در وادی دفاع مقدس مهم‌ترين مسئله در اين امر اعتقاد هنرمند ناشی از ديدگاه و پشتوانه فرهنگی وی است. مسئولان بايد تلاش كنند افرادی كه به اين وادی اعتقاد دارند را به ميدان بكشانند. لكن نگاه موجود در مسئولان اين است كه هنرمند نيازمند آن‌هاست در صورتی كه آن‌ها برای مدتی تصدی امر را بر عهده دارند و هنرمند تا زمانی كه بميرد هنرمند است؛ بنابراين كشف هنرمندان معتقد به حوزه دفاع مقدس، هنرمند دارای دانش و كارشناس بايد محقق شود.
وی ادامه داد: متأسفانه گاهی با افراد معتقدی روبه‌رو هستيم كه وارد عرصه هنر دفاع مقدس می‌شوند كه از سواد هنری كافی بهره‌مند نيستند و آنچه لازم است در اين ميان شكل گيرد اين است كه افراد مستعد برای حضور در عرصه دفاع مقدس كشف و شناسايی شوند و در مرحله بعد اگر نياز به آموزش باشد تدبيری برای مجهزكردن آن‌ها به سواد روز انديشيده شود و سپس آن‌ها را وارد ميدان كرد.
مطوری در خصوص اينكه برای حفظ مخاطب روز چه بايد كرد گفت: موضوع دفاع مقدس چه به حق و چه غيرحق كليشه‌ای شده است. ديالوگ‌ها، ميزانس‌ها، گريم‌ها، طراحی لباس و ... همه كليشه است. اين بزرگترين آسيبی است كه عامل از دست دادن مخاطب شده است؛ بنابراين نياز داريم كه كليشه‌ها را كنار بگذاريم و از محتواها و تكنيك‌های به روز بهره ببريم. با روايت داستان 25 سال پيش از نگاه، تفكر و انديشه جديد می‌توان اين كار را كرد. ذائقه مخاطب امروز با ربع قرن گذشته فرق می‌كند ريتم و نگاه مخاطب امروز بايد مورد توجه قرار گيرد در غير اين صورت طبيعی است كه مخاطب را از دست بدهيم.
باوی‌ساجد موضوع مواجه هنرمند و مخاطب روز را اينگونه بررسی كرد و گفت: به همان اندازه كه مخاطب به سرعت پيش می‌رود مسئولان فرهنگی عقب هستند؛ چرا كه مسئول فرهنگی زمان كتاب خواندن و فيلم ديدن ندارد. مديری كه به الفبای سينما آشنا نيست، رمان نمی‌خواند، موسيقی گوش نمی‌دهد و ... چگونه می‌تواند آثار هنرمند را مورد بررسی قرار می‌دهد؟! سينما را بايد در سالن ديد اما زمانی كه مسئول اين كاربردها و اثر را نداند نتيجه اين می‌شود كه هست.
به گفته وی، قاضی اصلی هنرمند، مخاطب است كه همه ابعاد زيبايی‌شناسی هنر را به روز می‌شناسد. اين مشكلاتی است كه هنرمند خوزستانی با آن روبه‌روست اما به كار خود ادامه می‌دهد، جشنواره‌ای در كشور به‌ویژه در حوزه سينما و مستند نيست كه هنرمند خوزستانی در آن حضور نداشته باشد و بعضاً هم از رتبه‌های برتر هستند اما مشكل اصلی هنرمند مسئولانی هستند كه اجازه رسيدن اثر به دست مخاطب را نمی‌دهند در نتيجه مخاطب ذهنش انباشته از كليشه‌های جنگ شده و در مواجه با اثری كه بناست دريچه‌ای نو به روی او باز كنند يا جبهه می‌گيرد يا با ديالوگ‌های متداول مسئولان از قبيل سياه‌نمايی، ضد جنگ و ... با آن اثر مواجه می‌شود.
در ادامه مطوری به نقش و اثر هنرمند خوزستانی با توجه به اينكه خوزستان محور جنگ تحميلی عراق عليه ايران بوده است اشاره كرد و در پاسخ به اينكه دليل اصلی‌اش از ساخت فيلم دفاع مقدس چه هست، گفت: بچه اين خاك، نخل، كارون و شرجی‌ام. نمی‌توانم به چيز ديگری فكر كنم، اين اتفاقی است كه ناخودآگاه در وجودم رخ می‌دهد.
وی با بيان اينكه ورود سينما به كشور از خوزستان بوده است و از گذشته تاكنون بزرگان سينما و تئاتر از خوزستان بوده‌اند و نقش بسيار مهمی در سينما و تئاتر كشور داشته‌اند، افزود: هر هنرمند هر كجا باشد ناخودآگاه به سمت شرايط و پديده‌های اطراف خود جذب می‌شود. هنوز خيابان‌ها و ديوارهای خرمشهر زخمی‌اند، هنوز تركش در تن ديوارهاست. نخل‌های بی‌سر را می‌بينم. مگر می‌شود كه تأثير نگيريم؟ متأثر از كودك هفت ساله‌ای‌ هستم كه در جنگ پايش را از دست داد و تاكنون با اين مشكل همراه بوده است. اين كودك كه اكنون مردی شده هنوز هست و من هنوز از او می‌گويم. بايد بدانيم سوژه‌های دفاع مقدس تمام نشده و هرچه پيش برويم باز هم كم است. منتها كسی نيست دست هنرمند را بگيرد، مشكل اينجاست.
وی افزود: متأسفانه از مسئول تا رسانه و ... همه مناسبتی شده‌ايم، هفته دفاع مقدس را گرامی می‌داريم و بعد از آن همه چيز به فراموشی سپرده می‌شود. مناسبت‌ها تبديل به ويترين مديران فرهنگی شده‌اند. هنرمند زمينه و دغدغه فعاليت را در اين عرصه دارد منتها مدير كارشناس كه اين دغدغه را درك و حمايت كند نيست و اين به غير كارشناس بودن مدير فرهنگی مربوط می‌شود.
در پايان باوی‌ساجد آسيب جدی سينمای جنگ و همچنين سينمای دينی را توجه به ظواهر عنوان كرد و گفت: فيلمی مقبول سينمای دينی است كه در آن نماز خوانده شود در حالی كه مطلقاً تعريف سينمای دينی اين نيست. همين كليشه‌ها به سينمای دينی و دفاع مقدس آسيب زده است و تا زمانی كه مديران نتوانند اينها را تميز دهند راه درست نمی‌شود؛ لذا مدير بايد دغدغه‌مند و آگاه به حيطه هنر شود.