صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۲۵۹۷۰۳۴
تاریخ انتشار : ۰۸ مهر ۱۳۹۲ - ۰۹:۱۴

گروه ادب: نويسنده «آه با شين» در جلسه نقد «گرگ‌سالی» اظهار كرد: اگر كسی بخواهد رمان انقلابی بنويسد، بايد از نظر ادبيات سياسی و پيچيدگی‌ها‌ی آن با نظريه قدرت و مبانی جامعه‌شناسی آشنا باشد، اما فردی روستايی و ساده می‌نوشت و تكليفش با خودش معلوم بود.

به گزارش خبرگزاری بين‌‌المللی قرآن(ايكنا)، جلسه نقد و بررسی رمان «گرگ‌‌سالی» آخرين رمان مرحوم اميرحسين فردی، عصر روز گذشته، هفتم مهرماه در سالن مهر حوزه هنری به همت كارگاه قصه و رمان مركز آفرينش‌های ادبی حوزه هنری با حضور عليرضا قزوه، رئيس مركز آفرينش‌های ادبی حوزه هنری، صادق كرميار، مسئول كارگاه قصه‌ و رمان، محمدكاظم مزينانی، ابراهيم زاهدی‌مطلق، راضيه تجار و محمد ناصری و دختران و پسر مرحوم اميرحسين فردی برگزار شد.
در آغاز اين مراسم، كليپی از مرحوم فردی پخش شد. محمدكاظم مزينانی، نويسنده «شاه بی‌شين» با بيان اينكه 18 ساله بودم كه به تهران آمدم و برای اولين بار اميرحسين فردی را در كيهان‌بچه‌ها ديدم، اظهار كرد: ما با هم به خانه باز می‌گشتيم. او هميشه از يك پل مشخص عبور می‌كرد. در طبقه دوم اتوبوس می‌نشست و مسير ثابتی داشت و من بعضاً به اين تكرار اعتراض می‌كردم، اما او هميشه از مسيرهای امتحان شده استفاده می‌كرد و در رمان نيز همين طور بود.
وی ادامه داد: او احساساتش را همانند گله گوسفندی به چراگاه مشخصی می‌برد و در زمان مشخصی اين كار را می‌كرد و برمی‌گرداند، نه مثل من كه نمی‌دانستم گله‌ گوسفندانم كجا می‌چرند، چه كسی آنها را می‌دوشد و چه زمانی برمی‌گردد.
مزينانی با بيان اينكه فردی، تركی فكر می‌كرد و فارسی می‌نوشت، اظهار كرد: او در زبان و نثر به شدت فارسی را خوب و تميز می‌نوشت كه نمونه‌ آن را در ميان معاصران كمتر می‌توان مشاهده كرد. نوعی محافظه‌كاری كه از رفتار او سرچشمه می‌گرفت در آثارش به چشم می‌خورد و ويژگی ديگر او نجابت روستايی، دوری از هر گونه پيچيدگی و تغيير بود تا جايی كه بعضاً حوصله را سر می‌برد و حتی دچار بی‌عملی می‌شد كه نمونه‌ای آن را در رمان گرگ‌سالی به خوبی می‌توان مشاهده كرد. در بخش‌هايی از رمان اسماعيل هيچ كاری انجام نمی‌دهد و تنها نظاره‌گر است.
وی ادامه داد: جالب است كه او در همه آثارش يك خط مستقيم را گرفته و به جلو می‌برد. تشابه كار و شخصيت آنقدر زياد است كه انسان حيران می‌ماند. اگر كسی بخواهد رمان انقلاب را بنويسد، بايد از نظر ادبيات سياسی و پيچيدگی‌ها‌ی آن با نظريه قدرت و مبانی جامعه‌شناسی آشنا باشد، اما فردی روستايی و ساده می‌نويسد و تكليفش با خودش معلوم است.
صاحب رمان «آه باشين» با بيان اينكه آثار فردی حس نوستالژيك را در خوانده زنده می‌كند، اظهار كرد: او از منظر يك شهرنشين به روستا نگاه نمی‌كند انگار هنوز گاو و گوسفندش را نفروخته و گاه گاه به آنها سر می‌زند. او در بند كشف و شهود نيست و نمی‌خواهد شكل جديدی از زندگی را كشف كند. بنا به تعريفی، داستان حركت از ظاهر واقعيت به باطن آن است. اما فردی با اين مبانی كاری ندارد. او حالت عابدانه‌ای در حوزه داستان‌نويسی دارد، با فضای مدرن و پست‌مدرن كاری ندارد و حاضر نيست آنها را تجربه كند؛ در يك كلام او به واقعيت‌های ذهنی و فردی نان قرض نمی‌دهد.
مزينانی با بيان اينكه فردی خود را مديون غول‌های داستان‌نويسی قرن نوزدهم و تا اندازه‌ای ادبيات دوره سوسياليسی می‌داند، اظهار كرد: او با ادبيات مدرن كاری ندارد. فردی پاسخ اصلی را پيدا كرده و می‌خواهد خواننده را به آن رهنمون شود. انگار پاسخ همه‌ پرسش‌های فلسفی را می‌داند و دغدغه بودن ندارد. در طول داستان به هيچ وجه به حوزه اجتماع و مشكلات آن نزديك نمی‌شود و حتی به عمق آن نمی‌رود.
وی در حوزه انقلاب به نگرش گرگ و ميش اعتقاد دارد و با ساده‌سازی مقوله‌ها درصدد پاسخگويی به آن برآمده است. او با نگاه دينی حرف می‌زند و می‌داند اگر فرديت را محور قرار دهد به بيراهه می‌رود. اگر قرار است نجابت روستايی خود را در اين جهان كه گناه از سر و رويش می‌رويد از دست بدهد و نمازش را به بعد از نوشتن رمان موكول كند، همان بهتر كه روستايی بماند، وگرنه دچار شيدايی، فرديت و رسانه‌زدگی می‌شود.
صادق كرميار، مسئول كارگاه قصه و رمان مركز آفرينش‌های ادبی در سخنانی اظهار كرد: ارتباط زيادی با شخص اميرحسين فردی نداشتم، اما احساس دوستی ديرينه‌ای ميان خودم و او می‌كردم و اين احساس را در جلسه‌ جايزه شهيد حبيب غنی‌پور با وی در ميان گذاشتم؛ در آن لحظه متوجه شدم مرحوم فردی هم همين احساس را داشته است.
وی در ادامه به رفت‌ و آمدهايش به مسجد جوادالائمه(ع) اشاره كرد و درباره مديريت فرهنگی اميرحسين فردی اظهار كرد: مديريت فرهنگی فردی را در روش و منش او می‌توان ديد. رفتار او در كيهان‌بچه‌ها، حوزه هنری و مسجد جوادالائمه(ع) بدون جنجال، آرام و پيوسته بود و از آنجا كه تأثير كار فرهنگی در بلندمدت خودنمايی می‌كند، بايد به مرور منتظر بركات فعاليت‌های او در مقاطع گوناگون باشيم.
كاميار گفت: بخشی از شخصيت بسياری از دوستانی كه می‌نويسند، تحت تأثير مديريت فرهنگی مرحوم فردی است. در حالی كه بسياری از مديران حوزه فرهنگ به ارائه آمار در دوره مديريت خود می‌انديشند، او هيچ‌گاه به دنبال آمار و ارقام نبود، اما پيوسته كار می‌كرد و توانست تأثير خوبی بر جوانان نسل خود بگذارد.
در ادامه اين مراسم، محمد ناصری با بيان اينكه اميرحسين فردی به آن دليل كه برخی خصوصيات خاص را دارا بود، برخی ديگر از ابعاد شخصيتی او مغفول مانده است، افزود: برای نمونه می‌توان به تأسيس و بنيانگذاری حركت‌های بلند فرهنگی كه نياز به ثبات قدم دارد يا ايده‌های او نظير داستان انقلاب و جايزه شهيد غنی‌پور، اشاره كرد.
اين نويسنده در ادامه به بيان كلياتی از رمان گرگ‌‌سالی(اسماعيل 2) پرداخت و گفت: اين رمان در چهارصد صفحه و 9 فصل نوشته شده و موضوع اصلی آن داستان انقلاب اسلامی است. البته فردی پيش از نوشتن رمان اسماعيل نيز به عنوان نويسنده انقلاب شناخته می‌شد و «سياه چمن» اولين رمان انقلابی او است.
راضيه تجار، نويسنده، مهمان ديگر اين مراسم بود كه راجع به شخصيت‌پرداری در رمان گرگ‌‌سالی به صحبت نشست و اظهار كرد: رمان گرگ‌سالی در حيطه رمان‌های واقعيت‌گرا قرار دارد با رگه‌هايی از «نماد». رويداد به علاوه شخصيت در كنار هم به كمك نويسنده می‌آيد تا شخصيت را برای خواننده بارز كند و عنصر قالب در اين رمان‌ها طرح داستان است. شخصيت اصلی اين رمان، اسماعيل است كه در طول داستان از الف تا ی، با او آشنا می‌شويم. او كه جوانی 23 ساله است، از نظر ظاهر مشخصه بارزی دارد و آن ريش اوست.
وی ادامه داد: همين مشخصه باعث می‌شود به او مشكوك شوند. همچنين از نظر درونی نيز فردی مهربان و دوستدار طبيعت است و گرايش‌های مذهبی دارد، به موقع نمازش را می‌خواند و به افرادی كه دارای نشانه‌های مذهبی هستند گرايش دارد. مثل ملای ده و مداح مسجد.
تجار با بيان اينكه نويسنده زاويه ديد را محدود به همين شخص كرده و ما نيز از نگاه او با ديگر شخصيت‌های داستان ارتباط برقرار می‌كنيم، اظهار كرد: اسماعيل محافظه‌كارانه برخورد می‌كند، هر چند آرمان‌گرا است، اما هدف خود را خيلی بيان نمی‌كند. خيلی جاها نويسنده، از ديد اين شخصيت به خواننده اجازه دريافت و نقب به محيط اطراف را می‌دهد. نظير روبرويی با گرگ.
وی با بيان اينكه جايی كه اسماعيل به دختری دل می‌بندد، نگاه او بسيار پاك است و اين موقعيت گذرا است، گفت: شخصيت ديگر اين رمان مادربزرگ است(آنا) و با مشخصه‌هايی كه دارد برای خوانده بسيار ملموس شده است، حجاب، متكی به خود بودن، رسيدگی به حيوانات و تكه كلام‌های جانانه و زيبای پيرزن محسوسی را مقابل ديدگان خوانده قرار می‌دهد.
اين نويسنده ادامه داد: هر چند مادربزرگ به نوعی پير ده محسوب می‌شود، اما مثل ديگر زن‌های روستا، مظلوم است و احترامش تا جايی نگه داشته می‌شود و حتی برخی مردان روستا به رويش دست بلند می‌كنند و در عين حال كه محكم‌تر از ديگر زن‌های روستا است، مظلوميت زنان آن دوره را به خواننده القاء می‌كند.
وی عنوان كرد: در قسمتی از داستان مادربزرگ می‌گويد كه در كودكی آرزوی پرواز و رفتن از اينجا را داشتم. ميل به گريز و رهايی و متفاوت بودن از سيكل مشخص را به خوبی در زنان اين داستان مشاهده می‌كنيم. در مجموع می‌توان گفت اين روستا نماد هستی از جامعه است كه در جمود فكری و عقب‌افتادگی قرار دارد.