صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۲۵۹۸۱۸۵
تاریخ انتشار : ۰۹ مهر ۱۳۹۲ - ۲۲:۰۵

گروه حوزه‎های علميه: حجت‎الاسلام والمسلمين مسترحمی يافتن تعارض بين دين و علم را از جمله مهمترين اهداف تلاش مستشرقان در زمينه قرآن دانست و تاكيد كرد: با وجود چنين تلاش‌هايی چون تعارض علم و دين به تعارض عقل و دين بر می‌گردد اين نوع تعارض محال است.

حجت‌الاسلام والمسلمين عليرضا مسترحمی، عضو هيئت علمی جامعه‎المصطفی(ص) در گفت‌وگو با خبرگزاری بين‎المللی قرآن(ايكنا) گفت: موضوع تعارض علم و دين از جمله مباحث مهم در كلام جديد است كه رشد و شكوفايی علوم جديد در قرون اخير، زمينه را برای طرح آن به وجود آورده است؛ علم تجربی به عنوان يك منبع معرفتی جديد و نيز تفسيرهايی كه گاهی از آن صورت می‎گرفت، كشمكش شديد و دامنه‌داری را بين عالمان دين و علوم تجربی به وجود آورد.
وی افزود: برخی از مستشرقان طی تحقيقات خود در‌باره دين اسلام، به وجود تعارض‎هايی بين آيات قرآن و كشفيات جديد علمی اشاره كرده‎اند؛ تعارض در اصطلاح منطق به معنای اختلاف دو حكم يا دو قضیّه در صدق و كذب است؛ اختلاف دو استدلال كه هر يك به نتيجه‌ای نقيض نتيجه استدلال ديگری منجر گردد، مانند حكم عقل و وهم كه در برخی از موارد با هم متعارض می‎شوند.
عضو هيئت علمی جامعه‎المصطفی(ص) اظهار كرد: ديدگاه‎های مستشرقان در زمينه تعارض قرآن با علوم طبيعی به صورت غيرصريح و با اشاراتی مبهم همراه است؛ با تتبّع در اقوال مستشرقان به وجود برخی تعارضات ادعايی ايشان در‌باره قرآن و كيهان‎شناسی برخورد می‌كنيم كه يكی از آنها، مسئله هفت آسمان است.
وی افزود: آنجليكا نويورث (Angelika Neuwirth) در مدخل «كيهان­شناسی» به تشابه ميان اظهارات قرآنی و مدل ارسطويی ـ بطلميوسی درباره جهان معتقد است؛ وی با مرموز دانستن عبارات قرآن به تفسير طبری تمسك می‌جويد و تنها اظهار نظر وی را مطابق با اسناد و مدارك قرآنی می‎داند سپس با اشاره به فراگيری عرش خداوند (بقره/255) و اينكه مفسران اوليه تلاش كرده‌اند دو طراحی مختلف را برای تصوير عرش در درون يك قالب منسجم و فراگير جای دهند تا عرش به شكل تخت در آيد و كرسیِ چهارپايه مانندی، زير آن واقع شود، دريای لبريز (طور/6) را پديده‌ای آسمانی تلقی‌شده می‌داند و مدعی است اجزای مشابه نظريه‌ كيهان‌شناختی كهن موافق‌اند كه فضای ميان كرسيی زير پايی با كلِّ عرش و زمين با آب پر شده است.
مسترحمی يادآور شد: وی بعد از اندكی در ادعای خود دچار ترديد شده و احتمال رسيدن هرگونه پژواك اين نظريه­ يونانی به مرز دانش عربستان قرن هفتم را رد می‎كند؛ او با بررسی گزارش قرآن، ناهم‎خوانی اين گزارش را با مدل يونانی اظهار می‎دارد.
وی گفت: قرآن كريم به صراحت در هفت مورد كه در پنج آيه با عبارت «سَبْعَ سَمَاوَاتٍ»(بقره/29؛ فصلت/12؛ ملك/3؛ نوح/15؛ طلاق/12) و در دو آيه به صورت «سَّماوَاتُ السَّبْعُ» (اسراء/44؛ مؤمنون/86) از آسمان‌های هفتگانه سخن گفته است؛ در دو مورد نيز به كنايه سخن گفته است كه برخی از مفسران (طبرسی، مجمع‌البيان، 7/161؛ طباطبايی، الميزان، 15/22؛ ابن‌كثير، تفسير القرآن العظيم، 5/409) عبارات «سَبْعَ طَرَائِقَ»(مومنون/17) و «وَجَعَلْنَا سِرَاجاً وَهَّاجا» (نبأ/13) را نيز اشاره به آسمان‌های هفتگانه می‎دانند.
اين مدرس حوزه علميه قم اظهار كرد: قرآن كريم هفت آسمان را از كلام نوح(ع) (نوح/15) نقل مى‏كند؛ در كتاب مقدس بارها از آسمان سخن گفته شده است؛ گاهى آسمان مادى و گاهى آسمان روحانى كه خارج از اين دنياست و در آنجا قداست و سعادت بر قرار است و محل مخصوص حضرت اقدس الهى است و حضرت مسيح يا پسر انسان از آنجا نزول مى‏كند؛ علمای يهود بر اين عقيده‏اند كه هفت آسمان وجود دارد؛ سه تا از آن جسمانى و چهار تا روحانى است كه ملائكه و مقدسان در آنجا ساكن هستند؛ دانشمندان مسلمان در پى توجيه و انطباق يافته‏هاى علمى زمان خود با آيات آسمان‌های هفتگانه، چند نظريه در اين مورد ارايه كردند.
وی تصريح كرد: لفظ «سماء» در قرآن، علم و لغت در معانى و مصاديق مختلف به كار رفته است؛ به عبارت ديگر، مشترك لفظى است؛ هر چند ممكن است برخى از اين معانى و مصاديق را در يك مفهوم واحد جمع كرد؛ بنابراين، ادعای تعارض قرآن با يافته‎های علمی جديد معنا ندارد؛ زيرا علوم تجربی «قطع مطابق واقع» به ما نمی‎دهد و چنين ادعايی هم ندارد، بلكه خطاپذير است و به قول برخی از دانشمندان افسانه‌های مفيد است؛ بنابراين عقل به ما حكم می‌كند كه دليل قطعی (ظاهر قرآن) را بر دليل ظنی (قانون علمی) ترجيح دهيم.
مسترحمی يادآور شد: در برخی از موارد، مراد از آسمان در قرآن امور معنوی است؛ لذا يكی از شرايط تعارض يعنی زبان واحد داشتن محقق نمی‎شود؛ در مورد آسمان‎های هفتگانه، اگر يك دليل علمی قطعی (استقرای تجربی با ضميمه دليل عقلی) پيدا كرديم كه صدها آسمان داريم يا يك آسمان بيشتر نداريم، تعارض دليل عقلی و دليل شرعی حاصل شده است؛ از اين‌رو، با كمك قرينه‌ عقلی در ظاهر دليل شرعی تصرف كرده، می‌گوييم: مراد از هفت، در آيات شريفه تعيين عدد آسمان‎ها نيست، بلكه بيان كثرت مورد نظر است؛ چنانكه مردم هم در محاورات عرفه عدد هفت، صد، هزار و... را برای بيان كثرت به كار می‎برند و اين بر مبانی روش تفسير عقلی است.
وی افزود: به عبارت ديگر، تعارض علم و دين به تعارض عقل و دين بر می‌گردد كه اين نوع تعارض محال است؛ در مواردی نيز كه مراد آسمان دنيايی باشد، به نظر می‌رسد آنچه از ستارگان كه در آسمان ديده می‌شود، همگی متعلّق به آسمان اول‌ است؛ شاهد اين ادعا، آياتی‌ است كه ستارگان را زينتی برای آسمان دنيا (نزديك‌تر) می‌داند؛ ماهيت آسمان‌های ديگر نيز برای ما معلوم نيست؛ به علاوه، ممكن است عدد هفت در اين آيات، عددی كنايی و گويای كثرت آسمان‌ها باشد.
ادامه دارد....