صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۲۶۰۰۳۶۲
تاریخ انتشار : ۱۵ مهر ۱۳۹۲ - ۱۷:۰۷

دهه اول ذی‌الحجه از ايام مهم سال است كه عمل خير و عبادت در آن بسيار مهم است. بيش از 10 صفحه در مفاتيح‌الجنان درباره اهميت و اعمال عبادی اين ايام است.

در مفاتيح‌الجنان خواندن دو ركعت نماز مابين مغرب و عشا در تمام شب‌های اين دهه در هر ركعت بعد از حمد يك مرتبه توحيد و آيه شريفه «وَ واعَدْنا مُوسى‏ ثَلاثِينَ لَیْلَةً وَ أَتْمَمْناها بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَیْلَةً وَ قالَ مُوسى‏ لِأَخِيهِ هارُونَ اخْلُفْنِی فِی قَوْمِی وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدين» سفارش شده است.
در حقيقت، شيخ عباس قمی اين نماز را از كتاب «اقبال الأعمال» نوشته سيد‌بن طاووس نقل كرده‌ كه در آن بعد از يك سلسله سند طولانی امام صادق(ع) از پدر خود امام باقر(ع) اينگونه نقل كرده‌اند «پسر عزيزم، هيچگاه نشود كه در ميان نمازهای مغرب و عشا در شب‌های 10 گانه ذی‌الحجه، اين دو ركعت را نخوانی كه در هر ركعت آن سوره فاتحه الكتاب و (قل هو الله احد) يك مرتبه و سپس آيه (وَ واعَدْنا مُوسى‏...) باشد. هرگاه چنين كردی در ثواب حجاج شريك خواهی بود هرچند حج نكرده باشی».
خداوند از باطن مردم خبر دارد و بر حسب آن پاداش می‌دهد، در دهه اول ذی‌الحجه حاجيان در سرزمين وحی به سر می‌برند، كسانی هم كه به شرافت حج نائل نشده‌اند، اگر در نيت‌های خود صادق باشند، می‌توانند با ثواب آنها شريك باشند. سبب اين امر آن است كه خدا به نيت‌ها آگاه است و فريب ظاهر مردم را نمی‌خورد.
كسانی كه ايمان خود را از شك محفوظ نگه می‌دارند، تا آخر گوش به فرمان ولی الهی زمان خود می‌مانند و بقيه به بهانه‌های مختلف از راه حق خارج می‌شوند. به طور مثال عده‌ای می‌گويند لابد اتفاق بدی افتاده كه موسی دير كرده است و يا می‌گفتند ما كه بدون خدا نمی‌توانيم باشيم، حالا كه موسی تأخير كرده بگذار فعلاً گوساله پرستی كنيم تا او برگردد.
آيه‌ای كه در نماز بالا خوانده می‌شود، آيه 142 سوره اعراف است «و با موسى 30 شب وعده گذاشتيم و آن را با افزودن‏ 10 شب كامل كرديم، پس ميعادگاه پروردگارش به 40 شب پايان گرفت» و موسى هنگامى كه به ميعادگاه ميرفت‏ به برادرش هارون گفت «در ميان قومم جانشين من باش و به اصلاح برخيز و از راه و روش مفسدان پيروى مكن».
خلاصه آنكه حضرت موسی(ع) برای عبادت ويژه و دريافت تورات به مدت 30 روز با خدا وعده داشت و به كوه طور رفت و با خدا مناجات می‌كرد. در مدت غياب خود، هارون را جانشين خود در ميان آنها قرار داد، از انتهای اين آيه معلوم می‌شود كه عده‌ای مفسد هم در ميان مردم قوم او وجود داشته‌اند كه موسی(ع) درباره آنها به جانشين خود تذكر داده بود.
در روايات مختلف می‌خوانيم كه پيامبر(ص) زمانی كه برای جنگ تبوك – در فاصله‌ای دور از مدينه – حركت كردند، علی(ع) را جانشين خود ساختند. ايشان كه همواره در راه خدا و پيامبر(ص) دلاوری كرده بود، از اينكه در جنگ شركت نمی‌كند ناراحت شد، پيامبر در جواب ايشان فرمودند «راضی نيستی كه تو نسبت به من به منزله هارون به موسی باشی بجز آنكه بعد من پيغمبری نخواهد آمد؟»
اين سخن پيامبر(ص) به حديث منزلت معروف است كه حاوی يكی از فضائل مهم اميرالمؤمنين(ع) است، يعنی داشتن همه مقامات هارون(ع) نسبت به موسی(ع) مانند برادری، وصايت و جانشينی و عصمت و اولی بودن نسبت به بقيه امت. تنها بايد توجه داشته باشيم كه حضرت علی (ع) جزو انبياء نيست بلكه جزو اوصياء انبياء است.
پيامبر گرامی(ص) فرموده‌اند كه «هر آنچه در بنی‌اسرائيل اتفاق افتاد در اين امت هم – مو به مو - اتفاق خواهد افتاد»، «یَكُونُ فِی هَذِهِ الْأُمَّةِ كُلُّ مَا كَانَ فِی بَنِی إِسْرَائِيلَ حَذْوَ النَّعْلِ بِالنَّعْلِ وَ حَذْوَ الْقُذَّةِ بِالْقُذَّةِ (من لا يحضره الفقيه، ج1، ص 203»(من لا يحضره الفقيه، ج1، ص 203)، قرآن به ما می‌گويد امت موسی(ع) در زمانی كه ايشان در جامعه حاضر نبود و هارون را به جانشينی نصب فرموده بود، دچار تفرقه و بت‌پرستی شدند و اكثر آنها گمراه شدند.(سوره اعراف، آيات 143 به بعد) با توجه به اينكه علی(ع) همان نقش هارون را در امت پيامبر دارد و همه اتفاقات بنی‌اسرائيل در اسلام تكرار خواهد شد، می‌توانيم بفهميم كه بعد از پيامبر(ص) مردم درباره جانشينی علی(ع) دچار گمراهی شدند و اكثرشان راه درست را انتخاب نكردند.
موسی(ع) در وعده‌گاه مشغول عبادت بود و آنقدر در عبادت خود غرق و متمركز بود كه توصيف آن در روايات سبب حيرت است. حكمت خدا اقتضا كرد كه زمان بازگشت موسی(ع) از 30 روز به 40 روز تبديل شود. در اين 10 روز سامری فعاليت‌های گمراه كننده خود را انجام داد و هر چند هارون توطئه‌های او را خنثی می‌كرد، باز عده زيادی از مردم در گمراهی فرو رفتند. اهميت پيروی از امام حق در اينجا معلوم می‌شود.
رشدهای يك جانبه مثلاً فقط در مسائل اخلاقی، عبادی، فكری يا سياسی، رشد مورد پسند اهل بيت(ع) نيست؛ بلكه رشد همه خوبی‌ها– هر چند به اندازه كم– اما به صورت متعادل و همه جانبه برای ايشان اهميت دارد.
كسانی كه ايمان خود را از شك محفوظ نگه می‌دارند، تا آخر گوش به فرمان ولی الهی زمان خود می‌مانند و بقيه به بهانه‌های مختلف از راه حق خارج می‌شوند. مثلاً عده‌ای می‌گويند لابد اتفاق بدی افتاده كه موسی دير كرده است و يا می‌گفتند ما كه بدون خدا نمی‌توانيم باشيم، حالا كه موسی تأخير كرده بگذار فعلاً گوساله‌پرستی كنيم تا او برگردد.
همه كارها و حرف‌های اهل بيت(ع) به يكديگر مربوط است و هرگز پراكنده و بی‌ربط نيست؛ بنابراين می‌آموزيم كه ميان حج و مسأله خلافت و جانشينی پيامبر(ص) بايد رابطه‌ای وجود داشته باشد.
با مراجعه به بقيه اعمال اين دهه متوجه می‌شويم كه به جز مسأله پيروی از امام حق، حقايقی مثل توحيد، يكتا ديدن خدا در دلبر بودن و تسبيح خدا و دعا كردن از او و توجه به او در همه چيز هم در مضمون دعاهای اين ايام آمده است.
علت، آن است كه دين همه جانبه است. به عبارت ديگر هر قدر كه از جهت محبت و پيروی پيشروی كنيم، توجه به خدا و انجام اعمال عبادی و توجه به اخلاق هم در ما رشد خواهد كرد.
*به نقل از پايگاه اطلاع‌رسانی راديو قرآن