صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۲۶۰۶۰۶۸
تاریخ انتشار : ۲۹ مهر ۱۳۹۲ - ۰۴:۲۱

امام جمعه نيك‌شهر در جلسه گفتمان دينی «شرح و تفسير قسمت دوم از خطبه دوم نهج‌البلاغه» كه در شهرستان نيك‌شهر برگزار شد، اظهار كرد: شخصی كه با تمام وجود می‌گويد «الحمدالله رب‌العالمين» تأثير بيشتری دارد، زيرا كه كانون زيبايی‌ها او است و از رهگذر حمد، ابراز عشق به ذات مقدس ربوبی كرده و شكر به جا می‌آورد.

به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری بين‌المللی قرآن(ايكنا)، حجت‌الاسلام والمسلمين احمد لطفيان سرگزی، امام جمعه نيك‌شهر در جلسه گفتمان دينی «شرح و تفسير قسمت دوم از خطبه دوم نهج‌البلاغه» ضمن تبريك عيد سعيد غدير با تأكيد بر اينكه فرهنگ غدير محور حركت به سوی كمال و تمدن حقيقی است و جهان اسلام از نبود ولی فقيه ضربه‌های سنگينی خورده است، افزود: «فإنّه أرجح ماوزن و أفضل ما خزن؛ همانا آن در ترازوی سنجش از همه چيز سنگين‌تر و برای ذخيره كردن از هر گنجی، برتر است».
وی ادامه داد: سه احتمال برای ضمير (فإنه) وجود دارد، احتمال اول اينكه، برگردد به حمد(حمد ذات مقدس ربوبی، سبب پر وزن شدن عمل انسان می‌شود و گنجينه‌ای است برای آن جهان انسان)، احتمال دوم آنكه، اين ضمير برگردد به استعانت(استعانت از خداوند، وزن عمل انسان را در اين دنيا سنگين می‌كند و ذخيره قيامت نيز خواهد بود).
حجت‌الاسلام لطفيان‌سرگزی بيان كرد: اينكه مرجع ضمير را الله جل شأنه بگيريم به نظر می‌رسد كه احتمال اول، ارجح است. بدين معنی كه ذات مقدس ربوبی، سبب می‌شود كه عمل انسان، سنگين بشود و همچنين سبب می‌شود كه گنجينه‌ای برای آينده داشته باشيم. با توجه به اينكه (وُزن- خُزن) فعل است، لكن الله جل شأنه، ذات است و (وُزن) به فعل نسبت داده می‌شود، لذا اينكه حمد را مرجع ضمير بگيريم بهتر است و واقعاً حمد ذات مقدس ربوبی سبب با وزن شدن عمل انسان، می‌شود.
وی ادامه داد: آن هم حمدی كه شعاری نباشد بلكه با تمام وجود انسان باشد و شخصی كه با تمام وجود می‌گويد «الحمدالله رب‌العالمين» تأثير بيشتری دارد. زيرا كه كانون زيبايی‌ها، او است و از رهگذر حمد، ابراز عشق به ذات مقدس ربوبی كرده و شكر به جا می‌آورد و گنجينه‌ای فراهم می‌شود برای آن سوی جهانش، يعنی قبر و قيامت.
اين استاد دانشگاه عنوان كرد: بنابراين در ابتدا مولا علی(ع) اعتقادشان را به توحيد بيان می‌كند و بعد، نقش توحيد را ادامه می‌فرمايد، همچنين ايشان سخن از نبوت به معنای خاص به ميان می‌آورد(زيرا يك نبوت عامه و يك نبوت خاصه داريم). «و أشهد أن لاإله الاالله وحده لاشريك له»، شهادت به وحدانيت ذات مقدس ربوبی و بدون شريك بودن حضرتش می‌دهم. مولا علی(ع) شهادت خود را با دو وصف بيان می‌فرمايد به اين صورت كه، «شهادهً ممتحناً إخلاص‌ها»، شهادتی كه اخلاص اين شهادت امتحان داده شده است.
وی بيان كرد: معتقداً مصاص‌ها، (در شهادت من جزء خدا نيست) و ويژگی دوم آنكه من به اين شهادت از صميم جان معتقد هستم به طوری كه عصاره توحيد را باور دارم(مصاص، به معنای خلوص است. و از ريشه مَص است و به معنای چشيدن و مكيدن است. به خالص و عصاره چيزی، مصاص می‌گويند، زيرا وقتی كه انسان آن را می‌مكد، عصاره آن می‌آيد). در جملات مذكور، نكاتی وجود دارد و بيانگر اين است كه اخلاصی را كه مولا علی(ع) آن را بيان می‌فرمايد اين اخلاص و شهادت چگونه اخلاص و شهادتی است.
خطيب جمعه نيك‌شهر به تشريح انواع شهادت پرداخت و بيان كرد: ما دارای چند نوع شهادت هستيم نوع اول، شهادتی كه از راه تحصيل به دست می‌آيد. هر گياهی كه از زمين رويد/ وحده لا شريك له گويد. نوع دوم، شهادت تقليدی است يعنی آنكه من شهادت می‌دهم زيرا (پدرم، پدرانم و مادرم) به اين باور، معتقد بودند و نوع سوم شهادتی كه مايه سازندگی جان آدمی است، شهادت عارفانه است. يعنی شهادتی كه با تمام وجود، آن را لمس كرده و يافته است و شهادت مولا كه آن را بيان می‌فرمايد، نظر به اين شهادت دارد وگرنه شهادت‌های لفظی را ديگران نيز دارند.
وی ادامه داد: همچنين شهادت‌های برهانی را ديگران دارا هستند، اما خداباوری در اوج، مخصوص علی(ع) است كه به روح و جان توحيد معتقد است و در جهان هستی، برای كس ديگری حساب قائل نيست و هرچه هست تنها اوست كه «إنّالله إنّا إليه راجعون».
اين استاد دانشگاه يادآور شد: مطلب دوم اينكه مولا، خودش را با زور و بازوی خويش معرفی نمی‌كند، بلكه به توحيد معرفی می‌كند و در قبل گفته شد كه مسئله، تعريفِ از خود نيست بلكه مسئله تبيين ارزش‌ها است كه اگر كسی قرار است به چيزی ببالد، آن چيز، عشق به خدا و توحيد است و مولا چنين بود. در واقع اين از واقعيات تاريخ است كه در جنگ اُحد، به پای مولا علی(ع) تيری اصابت كرد و ديگران ديدند بهترين وقتی كه می‌توان آن تير را از پای مولا بيرون كشيد، وقت نماز است.
وی ادامه داد: همچنين در جنگ احزاب، «عمربن عبدود» به مولا علی(ع) اهانت كرد و به مادر مولا دشنام داد و نيز آب دهان نحسش را به صورت مولا انداخت. او خدو انداخت بر وجه علی/ افتخار هر نبّی و هر وصّی، لكن مولا، رهايش كرد و بعد آمد سر نحسش را جدا كرد و فرمود «چرا كه ترسيدم به خاطر آن باشد كه انتقام بگيرم لذا او را رها كردم تا خشمم فرو ريخت، پس او را برای خدا كشتم» كه اين يعنی «ممتحنا اخلاصها، معتقداً مصاصها».
حجت‌الاسلام لطفيان سرگزی بيان كرد: «نتمسّك بها أبداً ماأبقانا وندّخرها لأهاويل مايلقانا»، شهادتی را كه خداوند ما را به آن تا وقتی كه زنده‌ايم ثابت قدم بدارد و آن را برای صحنه‌های هولناك زندگيمان ذخيره كرديم(اهاويل، جمع اهوال كه جمع هول است و به معنای ترس و وحشت) و (ندّخر، از ريشه دَخَر است و احتمال دارد كه از ذَخَر باشد كه هر دو درست است)؛ لذا اين جمله، گويای اين نكته است كه اعتقاد به خداوند، بهترين پشتوانه در بحران‌ها است و تعبير بسيار گويايی است كه مولا فرمودند «اينكه زندگی، بدون بحران نيست و آنچه كه در بحران‌های زندگی به كمك انسان می‌رسد، اعتقاد حق است».
وی بيان كرد: مثلاً مبانی اعتقادی در حادثه عاشورا، كه اصلاً حادثه عاشورا را بدون مبانی اعتقادی، نمی‌توان ترسيم كرد. چراكه سيد الشهدا در عصر عاشورا در آن لحظات سخت، آن فداكاری‌ها و از خودگذشتگی‌ها را انجام دادند و حتی رجزهای عاشورايی داشتند كه تمامی آنها بيانگر اعتقاد به خدا، ولايت و معاد است كه حتی سيد الشهدا در شب عاشورا، آيه امتحان را می‌خواند و اين بدان معنی است كه آنچه اتفاق می‌افتد، يك امتحان الهی است.
حجت‌الاسلام لطفيان عنوان كرد: اين جمله را ارباب مقاتل دارند كه، سيدالشهدا به هنگام شهادت حضرت علی اصغر(ع) فرمود «آن چيزی كه اين مصيبت را برای من آسان می‌كند اين است كه در محضر خدا است» «و قس علی ذلك» و اين فرمايش مولا علی(ع) نيز يك واقعيت است كه در عرصه فردی، اجتماعی، سياسی و ... به همين صورت است و اصلاً زندگی منهای خدا، وحشتناك است كه هر لحظه انسان، احساس بحران می‌كند ليكن زندگی با خدا، هر لحظه آرامش است. چراكه «إلاّ بذكرالله تطمئن القلوب»، به معنی بحران‌زدايی و آرامش است و بعد مولا علی(ع)، نقش توحيد را در چهار جمله بيان می‌فرمايد كه توحيد، چهار نقش دارد. «فإنّها عزيمه الإيمان»، توحيد نشانه عزم و لوازم ايمان است و لازمه آن است كه منهای توحيد، ايمان وجود ندارد و در واقع توحيد، ستون فقرات است.
همچنين «و فاتحه الإحسان»، كليد احسان است؛ لذا احسان، فضيلتی است كه آن را همه باور دارند و برترين احسان نيز، توحيد بوده كه كانال ورودی توحيد، «اشهدان لاالله الاّ الله» است.
اين استاد دانشگاه عنوان كرد: يك احتمال هم اين است كه جمله مولا بدين معنی باشد كه احسان منهای توحيد، احسان نيست چرا كه ارزش‌های اخلاقی در سايه توحيد معنا پيدا می‌كند. مهمترين تفاوت‌های اخلاق اسلامی با اخلاق مادّی، نيز اخلاق اسلامی است كه با توحيد گره خورده لكن اخلاق مادی، منهای توحيد است.
وی با اشاره به اين جمله كه «و مرضاه الرّحمان؛ و محل رضايت ذات ربوبی، توحيد است»، ادامه داد: شهادت به توحيدِ حق است كه ذات مقدس ربوبی را خشنود خواهد كرد، «و مَدحره الشّيطان»، مدحره، از ريشه دحر و به معنای منع است. «ملاّ حبيب الله خوئی» می‌گويد كه مُدحره است لكن در اين نسخه‌ها آنچه است، مَدحره. كه هر دو درست است. مُدحره الشيطان، يعنی دور كننده شيطان و مَدحره يعنی آن بستری كه شيطان از آن دفع می‌شود كه توحيد ذات مقدس ربوبی است.
اين استاد دانشگاه ادامه داد: و اما ادامه كلام مولا كه در رابطه با شهادت به نبوت نبی اكرم(ص) است، «وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ أَرْسَلَهُ بِالدِّينِ اَلْمَشْهُورِ وَ اَلْعَلَمِ اَلْمَأْثُورِ وَ اَلْكِتَابِ اَلْمَسْطُورِ وَ اَلنُّورِ اَلسَّاطِعِ وَ اَلضِّیَاءِ اَللاَّمِعِ وَ اَلْأَمْرِ اَلصَّادِعِ إِزَاحَةً لِلشُّبُهَاتِ وَ اِحْتِجَاجاً بِالْبَیِّنَاتِ وَ تَحْذِيراً بِالْآیَاتِ وَ تَخْوِيفاً بِالْمَثُلاَتِ» و أشهدأنّ محمّدأً عبده و رسوله، شهادت می‌دهم كه پيامبر(ص)، عبد و رسول او نيز است. اين كه مولا علی(ع) در ابتدا، ويژگی عبوديت پيامبراكرم(ص) را مطرح می‌كند به دو دليل است. دليل اول آن است كه، رسالت نبی اكرم(ص) در بستر عبوديت است. لذا تا پيامبر(ص) در مقام عبوديت، به اوج قله نمی‌رسيد اين موهبت نيز نسيبش نمی‌شد.
وی عنوان كرد: روايتی است از وجود مقدس امام صادق(ع)، «زيد شهّام» كه از ياران خوب امام صادق(ع) هست می‌گويد از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمودند «خداوند، ابراهيم خليل الرحمن را قبل از آنكه به عنوان نبی، گزينش كند به عنوان عَبد برگزيد»(شاهد بيان ما هم همين قسمت حديث است كه يعنی تا عبوديت نباشد، نه نبوتی است و نه رسالتی) و پيامبر(ص) ما، قبل از آنكه رسول(ص) باشد نبی بود(مقام رسالت بالاتر از مقام نبوت است).
وی ادامه داد: پيامبر(ص) بزرگ الهی حضرت ابراهيم(ع) نيز قبل از آنكه خليل خدا بشود، رسول خدا بود.(معلوم باد كه مقام خُلَّت، بالاتر از مقام رسالت است) و خداوند، ابراهيم را قبل از آنكه امام بشود به عنوان خليل برگزيد و زمانی كه تمام اين مقام‌ها جمع شد(عبوديت، نبوت، رسالت و خُلَّت) آنگاه فرمود «إنّی جاعلك للناس اماماً». بنابراين اختلاف تشيع با اهل سنت در مسأله امامت، ابتدا در تعريف امام است؛ لذا منظور تشيع از امامت، جايگاه رفيع‌ای است كه مقام امامت را مقام حلقه وصل بندگان با خداوند متعال می‌داند و امام را بزرگی می‌داند كه باذن الله دارای ولايت تكوينی است همچنين بزرگی می‌داند كه بإذن الله، دارای علم غيب نيز است.
خطيب جمعه نيك‌شهر بيان كرد: اما در نگاه اهل سنت، امامت را می‌توان حداكثر، در حدّ رياست جمهوری دانست و تنها در حد خلافت ظاهری می‌دانند، لذا سخت‌گيری زيادی نيز ندارند و در كتاب‌های اهل سنت كه امام اگر تنها به اندازه يك قاضی علم داشته باشد، كافی است در حاليكه ما می‌گوييم، امام بايد اعلم الناس باشد و در زمان خودش نيز هيچ‌كس از او افضل نباشد. لكن آنها می‌گويند (با اختلاف نظرهايی كه در بينشان وجود دارد) همين كه عملاً گناه نمی‌كند، كفايت می‌كند و اگر هم در خانه‌اش شراب بخورد، می‌تواند خليفه باشد كه اگر علنی خورد، يك مسأله ديگر پيدا می‌كند لكن ما معتقديم كه امام، معصوم باشد از ابتدای عُمرش إلی آخر عُمرش. «ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا» كه اين دو بينش، دو نتيجه بسيار متفاوت دارد.
اين استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به كلام مولا علی(ع) كه واجب است در داستان معراج، با عبوديت شروع شود و به عبوديت نيز ختم شود، عنوان كرد: اين است كه مولا علی(ع) از وصف عبوديت، آغاز می‌فرمايد و نكته ديگر اينكه در قرآن، تنها پيامبری كه عبوديت(وصف كلقب) لقب او است، فقط پيامبر اسلام(ص) است.
وی ادامه داد: نكته قابل توجه ديگر در عبوديت اينكه، تجليل‌ها و تكريم‌ها نبايد از مرز اعتدال بگذرد؛ لذا جايگاه نبی اكرم، جايگاه والايی است اما والايی‌اش به خاطر عبوديت او است نه به خاطر «إله» بودنش زيرا كه «إله» ديدن نبی اكرم(ص)، غلّو و شرك است، آنچنان كه «إله» ديدن اميرالمؤمنين علی(ع) نيز غلّو و شرك است كه حتماً در مقايسه‌ها و تعابير، بايد دقت شود. اينكه گفته می‌شود حضرت علی(ع) از خدا جز خدايی كم ندارد و ...، همه اين بيان‌ها دارای ايراد است و نبايد اصلاً چنين مقايسه‌هايی كرد كه خداوند متعال را يك طرف قياس قرار داد. چراكه افتخار اميرالمؤمنين علی(ع) نيز در همان عبوديت خداوند است. ز احمد تا احد يك ميم فرق است/ جهانی اندرين يك ميم غرق است. مقايسه ائمه(ع) و پيامبر(ص) نيز با خداوند، حتی مورد رضايت خودشان نيست بلكه آنها عبدِ به معنای واقعی هستند.
خطيب جمعه نيك‌شهر عنوان كرد: در اين قسمت، مولا علی(ع) به معرفی دين پيامبر(ص) می‌پردازد. «أرسله بالدّين المشهور؛ خداوند پيامبر را با دين مشهور فرستاد» او را با دينی فرستاد كه مشهور بود و همه آن دين را می‌شناختند و اين بدين معنی است كه دين همه انبيای الهی، اسلام بوده است لكن شرايع، مختلف بوده است كه اين شرايع، بر اساس زمان‌ها شكل گرفته كه هر زمانی، دارای مقتضياتی بوده و قابل ذكر است كه منظور، يهود، صابعين و نصارای زمان پيامبر(ص) نيست زيرا كه آن‌ها بايد مسلمان می‌شدند لكن اشاره دارد به نصاری، يهود و صابعين زمان خودشان كه پايبند به دينشان بودند و متدين نيز بودند لذا مأجور خواهند بود بنابراين پيامبر(ص) را با دينی فرستاد كه مشهور بود. «والعَلَم المأثور»،(عَلَم، به معنای چيزی است كه با آن هدايت می‌شوند) و (مأثور، اثر علم و نشانه‌ای است كه از چيزی باقی می‌ماند).
حجت‌الاسلام لطفيان در پايان يادآور شد: دو احتمال برای اين جمله مولا وجود دارد. يك احتمال آنكه عَلم مأثور، را قرآن بدانيم منتهی با جمله بعد چه كنيم (والكتاب المسطور). البته ترادف، بی‌اشكال است و می‌شود كه هر دو را به معنی قرآن بگيريم لكن فصيح و بليغی همچون مولا علی(ع) هر كلامش دارای معنايی است؛ لذا احتمال دوم اين است كه به معجزات ديگر، معنا كنيم زيرا پيامبر اكرم(ص) دارای معجزات فراوانی بود كه عَلَم بودند و می‌شد آنهايی كه جويای حق هستند، حق را دريابند.