به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) به نقل از پايگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيتالله العظمی خامنهای، رهبر انقلاب اسلامی در ديدار اخيرشان در دانشگاه شهيد ستاری، با تاكيد بر بدبينی و بیاعتمادى جمهوری اسلامی به دولت ايالات متحده آمريكا، اين دولت را دولتى غيرقابل اعتماد، خودبرتربين، غيرمنطقى و عهدشكن و دولتى سخت در پنجه تصرّف و اقتدار شبكه صهيونيسم بينالمللى دانسته بودند.
به مناسبت اين سخنان، اين پايگاه اطلاعرسانی مستند پنج قسمتی «تجربه مذاكره» را منتشر كرد. اين مستند، بازخوانی تجربه مذاكره جمهوری اسلامی ايران و آمريكا در سال ۸۶ در موضوع عراق به روايت اعضای هيئت ديپلماتيك ايرانی مذاكرهكننده با آمريكاست.
در قسمت دوم اين مستند از بيانات حضرت آيتالله خامنهای درباره مسئلهی مذاكره با آمريكا در موضوع عراق و بخشهايی از مصاحبه با آقايان كاظمی قمی، اميریفر و اميرعبداللهيان، سه عضو هيئت ديپلماتيك ايرانی مذاكرهكننده با آمريكا استفاده شده است.
آقای حسن كاظمی قمی، رئيس هيئت ايرانی مذاكرهكننده با آمريكا و سفير وقت ايران در عراق: حالا پس ببينيد، آمريكا شورای امنيت نرفته، پيروزی نظامی هم شده، میگويد ديكتاتور را هم من كنار زدم، پيامش به دنيا اين بود: كشورهايی كه در جنگ با ما نبودند حق ورود به عراق ندارند. اين پيامش به اروپايیهای مخالف جنگ بود.
مخاطب پيام دوم، كشورهای همسايه و از همه مهمتر جمهوری اسلامی ايران بود: عراق اشغال شده است و هيچ امنيتی ندارد. پس ما مسئوليتی در قبال جان سفيران ديگر كشورها بر عهده نمیگيريم. اما
آقای حسن كاظمی قمی: به معارضين واقعی اين پيام را دادند كه اينها اگر بدون هماهنگی وارد عراق بشوند، با اينها مثل تروريزم برخورد خواهد شد. خب، شما میدانيد كه معارضين واقعی اينهايی نبودند كه در آمريكا و اروپا بودند، آنهايی بودند كه در دوره صدام و در دوره معارضه و جنگ تحميلی اينها عمدتاً در ارتباط با ايران بودند؛ چون ايران ميزبان دو ميليون عراقی بود و عمدتاً معارضين واقعی اين جا بودند. در نتيجه آمريكا اين پيام را داشت.
آقای رضا اميری مقدم، عضو هيئت ايرانی مذاكرهكننده با آمريكا: آخرين اخطاری كه آمريكايیها به مجلس اعلا كردند، به مجلس اعلا گفتند كه اگر هر بدری غير از سوار تانكهای آمريكايی بشود و وارد عراق بشود ما میزنيم؛ حق ندارند و رسماً گفتند بدر حق ورود به عراق ندارد. رسماً به كردها اعلام كردند پيشمرگهای كرد حق ورود به بغداد ندارند اما جالب اين است كه قبل از موقعی كه آمريكايیها وارد بغداد شدند، جمهوری اسلامی به اينها گفت برويد در بغداد.
آقای حسن كاظمی قمی: و تصور آمريكا اين بود كه الآن مردم را از ديكتاتور نجات دادند. مردم میآيند برايش كوچه وجد باز میكنند، استقبال میكنند؛ در حالی كه باور مردم عراق اين نبود. بله يك جاهايی تبليغات هم میشد، يك جاهايی هم در برخی از مناطق يك شادیهای زودگذری شكل گرفت. آن هم به اين دليل بود كه برخی نمیدانستند كه ماهيت آمريكا به چه گونه است اما اين زود روشن شد.
آقای رضا اميری مقدم: آمريكايیها به معارضه عراقی گفتند شما در حد مشاور با ما هستيد. معارضه عراقی آمدند گفتند: اينها اين جور میگويند. جمهوری اسلامی به آنها گفت: بیخود كردند، شما صاحب عراق هستيد، شما پايگاه مردمی داريد، شما پيشمرگ كرد داريد، شما نيروی بدر داريد، آنها چه دارند؟
جمهوری اسلامی پشت سر معارضه ايستاد. آمريكايیها انكار مردم عراق و معارضه، جمهوری اسلامی درصدد اثبات مردم عراق كه شما صاحب عراق هستيد، بیخود كردند آنها. ايران شد محل رايزنی معارضه عراقی.
آقای حسن كاظمی قمی: يعنی آمريكا برخلاف اين كه قرار بود كه معارضين وارد عمل بشوند و آمريكا حمايت كند، خودش آمد وارد عمل شد. آمد يك حكومتی تشكيل داد. يك آمريكايی بازنشسته نظامی را گذاشت و به عراقیها گفت به عنوان مشاور، شما هستيد در حالی كه قرار بود عراقیها بيايند حاكم بشوند.
شما اگر نگاه كنيد آمريكا بعد از يك فتح دو ماهه مجبور شد كه آن حاكم نظامی را عوض كند و اصطلاحاً يك حاكم مدنی را بياورد.
آقای رضا اميری مقدم: دو تا جبهه از همان زمان كنار هم شكل گرفت. يك جبهه، جبهه غربی بود، آمريكايیها بودند كه آمدند يك سری از تحصيلكردههای غربی عراقی را آوردند و يك قانون اساسی نوشتند؛ يك جبهه هم جمهوری اسلامی بود كه پشت سر معارضه قرار گرفت. معارضه يعنی چی؟ معارضه يعنی مجلس اعلا، معارضه يعنی بارزانی، معارضه يعنی طالبانی، معارضه يعنی چلبی؛ اينها را در ايران مفصل جلسه میگذاشت، هدايت میكرد كه اجازه ندهد آنچه آمريكا میخواهد در عراق اتفاق بيفتد.
آقای حسن كاظمی قمی: آمريكا در همين فاصله دو ماه متوجه شد كه هزينههای سياسیاش و امنيتیاش و اقتصادیاش به شدت بسيار بالاست؛ به دليل اين كه مردم و رهبران و مراجع دينی تمكين نكردند. اين است كه مجبور شد به سرعت آمد رجوع كرد به شورای امنيت سازمان ملل. يعنی شما بعد از دو ماه است كه میبينيد كه میرود و با همكاری انگليسیها و متحدينش اين قطعنامه ۱۴۸۳ را كه در آن قطعنامه تصريح میشود بر اين كه عراق يك كشور اشغالشده است و توسط اشغالگر بايد اداره بشود. از اين جاست كه بحث حاكم مدنی پيش میآيد و اولين عقبنشينی آمريكا را شما در صحنه عراق میبينيد.
هرچه میگذشت معادله عراق پيچيدهتر میشد و آمريكا به اين واقعيت پی میبرد كه عراق گرهی نيست كه به تنهايی از عهده باز كردن آن بربيايد.
آقای حسن كاظمی قمی: آمريكايیها وقتی كه آمدند منطقه خضرا را درست كردند. وزير اين كشور را توسط يك سرباز از ماشين پياده كردند، كف خيابان خواباندند. شما ببينيد كه با روحيه و شخصيت يك جامعه اين گونه بازی میشود. طبيعی است كه اين واكنش دارد.
آقای رضا اميری مقدم: آمريكايیها اين جوری با عراقیها داشتند برخورد میكردند كه آقای حكيم وارد شد و اصلاً نتوانستند جمع كنند و آن استقبال آن چنانی برايش طراحی شد و اصلاً آمريكايیها و انگليسیها متعجب ماندند كه اين چه وضعی است كه در آن جا اتفاق افتاده.
رهبران مردمی عراق كه سالها ميهمان ايران بودند، با استقبال مردم وارد عراق شدند.
كار از دست نيروهای خارجی مستقر در عراق خارج شده بود. شمشير دو لبه ناامنی كه بهانه حضور پررنگ سربازان ايالات متحده در عراق بود، داشت دست آنها را میبريد.
آقای حسن كاظمی قمی: تروريزم جان گرفت. مقاومتهای مردمی در برابر اشغالگر شكل گرفت. رفتار و سياستهای آمريكا كه عرض كردم آمريكا دنبال اين بود يك نظام سياسی با مدل آمريكا شكل بگيرد و شعار دمكراسی هم بدهد. خب، اين با خواسته مردم همخوانی نداشت. خب اين يك اعتراضاتی داشت.
آقای رضا اميری مقدم: و موقعی كه بحران عراق عميق شد، ديگر مردم عراق با انگيزه خودشان دست به اسلحه بردند عليه آمريكا و آمريكايیها رفتند در يك ناامنی، آمريكايیها در سياستشان تجديد نظر كردند.
آقای حسن كاظمی قمی: به شرايطی رسيد كه ديد ابزارهای نظامی و فشارها و تهديد و تطميعها هيچ كدام ديگر جواب نداده.
آقای رضا اميری مقدم: آمدند دو تا سناتور از كنگره؛ آقايان بيكر و هميلتون را گذاشتند آمدند تحقيق كردند. در تحقيقاتشان به اين نتيجه رسيدند كه تنها راه اين است كه ما بايد با سوريه و جمهوری اسلامی راجع به عراق مذاكره كنيم. در عراق آمدند يك پروندهای را باز كردند كه به وسيله عراق جمهوری اسلامی را از پا دربياورند. جمهوری اسلامی ايران آمد از اشتباهات آمريكا استفاده كرد. به دليل سرمايه سی سال گذشتهاش با معارضه كرد و شيعه، به دليل اين كه آمريكا معارضه را انكار میكرد، جمهوری اسلامی اثباتش میكرد، كار به جايی رسيد كه نه تنها عراق نشد الگويی كه مردم ايران و مردم مصر و مردم سعودی از او الگو بگيرند، شد بلای جان آمريكايیها و آمريكايیها در يك باتلاقی در آن جا فرو رفتند كه برای خروج از اين بحران راهی جز مذاكره با ايران ندارند.
نه تنها آنهادرخواست مذاكره میكردند، تمام رهبران شيعه عراق و كرد آمدند از ايران درخواست كردند. مرحوم آقای عبدالعزيز حكيم، بارها از مقام معظم رهبری درخواست كردند. آقای جعفری، آقای مالكی، آقای طالبانی، آقای بارزانی. همه به ما میگفتند میدانيم شما و آمريكا اصلاً با هم رابطه نداريد؛ برای نجات عراق بياييد با آمريكايیها مذاكره كنيد. خب، بر اساس اين مقام معظم رهبری اجازه داد كه ما راجع به عراق با آمريكايیها مذاكره كنيم. و ما وارد مذاكره شديم.
حضرت آيتالله خامنهای؛ اول فروردين ماه هشتاد و پنج: آنچه كه اين روزها مطرح شد كه درباره مسئله امنيت عراق مسئولين آمريكايی چه در عراق، چه در بيرون عراق، از مسئولين ما درخواستهای مكرری كردند، پی در پی؛ اينها هم اول اعتنايی نكردند. بعد برای اين كه شايد برای جلوگيری از ناامنیهای فاجعهبار ملت مظلوم عراق اين لازم باشد گفتند در اين مسئله ما حرفی نداريم كه نظرات خودمان را به طرف آمريكايی منتقل كنيم. آن نظرات چی است؟ آن نظرات تفهيم اين نكته است به آمريكايیها كه آنها دست از سر عراق بايد بردارند تا ملت عراق كشورشان را خودشان اداره كنند.