صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۲۶۱۰۱۹۰
تاریخ انتشار : ۰۷ آبان ۱۳۹۲ - ۲۳:۴۸
فقاهت و تمدن‌سازی اسلامی/ 5

گروه حوزه‌های علميه: مدير بنياد فقهی مديريت اسلامی با بيان اين كه فقه مجموعه دانش احكام با متدولوژی اجتهاد است عنوان كرد: تنها راهی كه می‎توان از آن به تمدن نوين اسلامی رسيد، از مجرای اجتهاد است و هر راهی به جز اجتهاد ما را به بيراهه می‎برد.

حجت‎الاسلام والمسلمين سيدصمصام‎الدين قوامی، مدير بنياد فقهی مديريت اسلامی در گفت‌وگو با خبرگزاری بين‎المللی قرآن(ايكنا) در رابطه با بحث تمدن‌سازی اسلامی گفت: پيامبر(ص) پس از تثبيت دين و حكومت، اقدام به تشكيل مدينه كردند كه اين كار را ده ساله انجام دادند؛ تمدن دينی دارای تشكيلاتی بنا شده از سنت‏‎ها، بينش‌ها،عقايد و احكام است كه بنيان آن با توحيد و معاد و انسان كامل و نبوت كامل می‎شود.
وی افزود: در حقيقت نگاه دينی دارای چند بسته مهم است كه يكی از آنها بسته ارزشی است؛ در حقيقت پس از بسته بينش‎ها بسته ارزش‎ها از سوی خداوند به مردم عرضه شده است و در آخر سر يك بسته پيشنهادی نظام احكامی و روشی نيز عرضه شده است كه در آن سبك زندگی و مقررات زندگی بيان شده است؛ گفتنی است كه اين سه بسته بر هم استوار است كه ارزش و اخلاق پايه اصلی و بعد از آنها روش و قانون است كه از سوی خدا برای انسان فرو فرستاده شده است؛ اگر همين سه را درست در نظر بگيريم می‎توانيم تمدن اسلامی خود را معماری و مهندسی كنيم؛ در حقيقت تمدنی كه از اين سه بسته پديد می‎آيد در هزاره سوم نيز قابل اعتقاد است.
قوامی تصريح كرد: پيامبر(ص) از يثرب مدينه ساخت قوانين يثرب را دور نريخت بلكه برخی از آنها را اصلاح و امضا كرد و نكات منفی را رد كرد و دقيقا در همان منطقه مدينه را ايجاد كرد؛ همان منطقه‎ای كه جاهليت اولی بود با همان مردم و همان جمع توانست آن بذرها و ريشه‎های اوليه را درست كند ما هم نسبت به تمدن غرب بايد مثل يثرب برخورد كنيم كه جاهليت دوم است.
وی بيان كرد: در جاهليت دوم و مدرن اگر بخواهيم تمدن درست كنيم بايد آناليز كنيم و مفتون و مجذوب و خود باخته نشويم؛ بلكه بايد دست بالا داشته باشيم و پالايش كنيم آنچه كه مثبت است را نگه داريم و منفی‎ها را كنار بگذاريم، به مشی رسول خدا(ص) برگرديم الان اين فرصت در جمهوری اسلامی فراهم است ولی با تنازعی كه وجود دارد و اختلاف سلايقی كه وجود دارد هنوز نتوانستيم آن گونه كه بايد تمدن اسلامی را حاكم كنيم؛ متاسفانه تا كنون بيشتر سختی‎های اسلام از جمله بخش تكاليف را بيشتر بيان كرده‎ايم ولی كمتر به حقوق حقه اسلامی كه مردم دارند توجه كرده‎‏ايم و امروزه دانشمندان و نخبگان جامعه اسلامی بايد از اين پتانسيل به خوبی استفاده كنند و مردم را با اين وجه آشنا كنند.
مدير بنياد فقهی مديريت اسلامی اظهار كرد: رهبر ما از تمدن نوين اسلامی نام بردند كه قيد بسيار زيبايی است؛ اين همان تمدن ناب علوی است زيرا نگذاشتند كه تمدن علوی شكل بگيرد؛ بايد اين نوين بودن را با مولفه‏های مشی نبوی در هزاره سوم ايجاد كنيم؛ هم اكنون 1434سال از هجرت گذشته است و هجرت آغاز تمدن اسلامی است و هم اكنون نيز آغاز دولت اسلامی است و بايد اين روند با به كاربردن تجربيات ارزشمند بشر در حوزه‎های مختلف به ثمر برسد تا قيد نوين بودن آن رعايت شود.
قوامی يادآورشد: اجتهاد موتور فقه است؛ فقه دانش است و اجتهاد روش آن است؛ روش اجتهاد روش حفاری است كه می‎تواند حفاری كند و تمدن پيامبر(ص) را استخراج كند؛ مثل استخراج نفت و فقه حاصل اجتهاد است فقه مجموعه دانش احكام با متدولوژی اجتهاد است، اجتهاد يك لوازمی دارد كه بايد از كتاب و سنت آنها را بگيريم و نظر معصوم(ع) را در عصر جديد بدست بياوريم و بعد فقه تشكيل می‏‎شود فقه مجموع احكام است و احكام متوقف بر اخلاق هستند و اخلاق متوقف بر عقايد است.
مدير بنياد فقهی مديريت اسلامی افزود: اجتهاد منحصر به فرد است؛ در بيداری اسلامی نيز رهبر انقلاب گفتند كه با رويكرد اجتهادی به علوم اسلامی بايد به تمدن اسلامی نوين رسيد؛ در اين زمينه بايد ابتدا رويكرد اجتهادی به علوم انسانی داشت تا هر سه مرحله مذكور طی شود.
وی ادامه داد: فلسفه اجتهاد اين است كه انرژی معارف كه در صدر اسلام بوده است را اقتضايی و به روز می‌كند، سيقل می‌دهد و در هزاره سوم رويش می‌دهد و تمدن را می‌سازد؛ فقه هم فقه اكبر است فقه اكبر هم شامل عقايد و اخلاق می‌شود، فقه ما از حكومت قبل از ظهور نااميد بوده؛ لذا فقهی حكومتی نبوده است بخش عباداتش فربه شده است مثل نماز و روزه و... بخش مديريت و حكومت لاغر شده است كه بايد اين بخش‌ها هم فعال شود.
قوامی تصريح كرد: تنها راهی كه می‎توان از آن به تمدن نوين اسلامی رسيد، از مجرای اجتهاد است و هر راهی به جز اجتهاد ما را به بيراهه می‎برد؛ اين پروسه نيز صرفا بايد به حوزه واگذار شود و هيچ نهادی به جز حوزه نمی‎تواند اين كار را انجام دهد؛ در حقيقت برای رسيدن به تمدن اسلامی نوين بايد رابطه بين حوزه و مركزيت نظام اصلاح شود؛ اگر اين دو به هم اعتماد كامل كنند و كارها را با هم تقسيم كنند قطعا رسيدن به اين تمدن به سادگی ميسر خواهد بود؛ اين دو بايد همديگر را همپوشانی كنند.
وی گفت: نكته دوم آن است كه حوزه علميه قم نيز از نظر نرم‎افزاری بايد خود را مهيای اين تمدن سازی كند؛ اگر اين رويكرد اجتهادی در حوزه علوم انسانی در حوزه شكل نگيرد و نهضت اسلامی شدن علوم انسانی انجام نشود نمی‎توانيم انتظار اصلاحی در خيابان‎ها و كوچه‎ها و ظاهر مردم و رفتارهای اجتماعی داشته باشيم.
قوامی تمدن اسلامی را فرامذهبی دانست و بيان كرد: تمدن اسلامی ويژه همه مردم و مسلمانان است و مختص شيعه و سنی نيست؛ بلكه همه مردم را شامل می‌شود؛ دشمن از انقلاب اسلامی متوجه شد كه اين انقلاب به بيداری و تمدن نوين اسلامی خواهد انجاميد و لذا در مرحله اول سعی كرد كه با جنگ اين قدرت را ضعيف كند و سپس پس از شكست در پروژه‎های مختلف و حتی وقوع انقلاب در كشورهای منطقه با مصادره آنها و نقش موثر اسراييل با به راه انداختن جريان‎های سلفی و تكفيری سعی كرد مسلمانان را به دست خود ضعيف كند تا شكل‌گيری اين تمدن را به تاخير بياندازد در حالی كه آنها يك تلاش مذبوحانه‎ای دارند؛ فرعون خانه به خانه برای كشتن موسی(ع) تلاش كرد ولی موسی(ع) كار خود را كرد و او را نابود كرد؛ مطمئنا در نهايت اين اسراييل است كه شكست خورده نهايی خواهد بود و تمدن اسلامی نيز شكل خواهد گرفت.