در پوست خود نمیگنجم، شهدای گمنام مدفون شده در پارك پرواز تهران مادر شهيدی را حاجت روا كردهاند. درود بر همت والای شما ای مردگان زنده كه قلب مادری را زنده میكنيد، قلب مادر شهيد مجيد ابوطالبی، شهيدی كه در سال 61 در عمليات مسلمبن عقيل به شهادت رسيده است و به صورت گمنام در كهفالشهدای تهران مدفون بوده است.
وقتی چهره مادر شهيد مفقودالاثر مهدی جابری را در پارك پرواز به ياد میآورم بند بند وجودم به لرزه میافتد. خدا میداند كه آن روز زبان دعايم تنها برای مادران شهيد باز میشد.
مادران شهيدی كه داغ بر دل دارند، داغ گمنامی و ديدار پايانی با ميوه دل. تمام لحظاتی را كه در آنجا حضور داشتم تلاش میكردم خود را جای مادری قرار دهم كه با هزار اميد و آرزو فرزندی را از خدا طلب میكند و نذرها برای سلامتیاش میكند، با جهد و كوشش فراوان او را در دامان معنوی خود پرورش میدهد و بعد اين دسته گل بهشتی را به صحنه مبارزه با نفس، صحنه شهادت و جان بركفی میفرستد.
خدای من، تمام تلاشم من برای درك اين موضوع بیفايده است. سخن نغز و شيرين حافظ در گوشم زمزمه میكند: گر چه وصالش نه به كوشش دهند، هر قدر ای دل كه توانی بكوش، لطف خدا بيشتر از جرم ماست، نكته سربسته چه دانی خموش، گوش من و حلقه گيسوی يار، روی من و خاك در می فروش.
تنها زبان دعا اينجا كارساز است، دعا میكنم كه همچو عصای موسی كه بر دريا زد و يارانش را از ميان مهلكه نجات داد، همچون يونس كه از دهان ماهی نجات يافت، همچون گلستانی كه بر ابراهيم حرام شد، مادران شهدای گمنام با معجزه الهی به وصل برسند.
كمی آرام میشوم، چون دعا كردهام و خدايی كه شنوا به نجوای ماهيان در دل اقيانوسهاس صدايم را میشنود و به آن پاسخی شايسته از سر رحمت و مغفرتش میدهد.
شب چهارشنبه، 8 آبانماه است، شب مباهله پيغمبر اكرم(ص) با نصارای نجران و نزول آيه تطهير، آيه 33 سوره مباركه احزاب كه برای اثبات حقانيت خاندان وحی به سمت بندگان غافل و مجادله كننده نازل شده است.
پيامبر از ميان بستگان خود فقط چهار نفر را انتخاب كرد تا در اين حادثه تاريخی شركت كنند و اين چهار تن جز حضرت علی(ع) و دخترش فاطمه(س) و حسن و حسين(ع) نبودند. زيرا در ميان تمام مسلمانان نفوسی پاك تر و ايماتی استوارتر از نفوس و ايمان اين چهار تن وجود نداشت.
كسانی در آنجا حاضرند كه خداوند در حديث قدسی به پيغبرش میگويد «يا احمد، لولاك لما خلقت الافلاك و لولا علی لما خلقتك و لولا فاطمه لما خلقتكما؛ ای احمد، اگر تو نبودی، افلاك را خلق نمیكردم، و اگر علی نبود، تو را خلق نمیكردم و اگر فاطمه نبود، شما را خلق نمیكردم»، كسانی كه جان پيغمبر و فلسفه وجودی آفرينش هستند.
پيامبر(ص) فاصله منزل و محلی را كه بنا بود مراسم مباهله در آنجا انجام بگيرد با وضع خاصی طی كرد. او در حالی كه حضرت حسين(ع) را در آغوش داشت و دست حسن(ع) را در دست گرفته بود و فاطمه(س) و حضرت علی(ع) پشت سر آن حضرت حركت میكردند قدم به محل مباهله نهاد و پيش از ورود به محوطه به همراهان خود گفت: من هر موقع دعا كردم شما دعای مرا با گفتن آمين بدرقه كنيد.
چهرههای نورانی پيامبر(ص) و چهار تن ديگر كه سه تن ايشان شاخههای شجره وجود مقدس او بودند چنان ولولهای در مسيحيان نجران افكند كه اسقف اعظم آنان گفت «چهرههايی را مشاهده میكنم كه اگر برای مباهله رو به درگاه الهی كنند اين بيابان به جهنمی سوزان مبدل میشود و دامنه عذاب به سرزمين نجران نيز كشيده خواهد شد. از اين رو، از مباهله منصرف شدند و حاضر به پرداخت جزيه شدند.
اين را گفتم چون ذكر اهل بيت(ع) هميشه شفا بخش و كاهنده غمهاست، توصيف جهاد و جهدی كه خاندان وحی در راه به ثمر نشستن اسلام و حكم خدا در زمين كردهاند وصف ناپذير است، كه هركه آگاهتر است مسئولتر است واين میتواند آبی بر آتش وجود مادران شهيد گمنام باشد، چه آنكه آنان خود پيرو زينب(س) هستند و ترويج كننده روحيه صبر و استقامت در بين ملت.
شهيد مجيد ابوطالبی، شهيد يوسف صفتی كه همچون اصحاب كهف خود را به ما شناساندی، سخنی با تو دارم و اينكه دست ما و دست تمامی سوختگان وصل را بگيری و شفيع ما در روز قيامت، روزی كه سود ندهد كسى را نه مال و نه فرزندان مگر آن كس كه دلى پاك به نزد خدا آورد، كيفر نبيند پدرى به جاى فرزندش و نه فرزندى كيفر شود بجاى پدرش شوی.«اللهم الرزقنا الشفاعة«