به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن (ایکنا)، در همه مجامع، آموزش دروس دینی و دروس دیگر در محیط های متفاوتی انجام میشود. در ایران نیز از دیرباز این حوزههای علمیه بودهاند که مسئولیت آموزش دروس دینی را عهدهدار بودهاند. اما با تأسیس دانشگاه که قدمتی کمتر از حوزه دارد، تبلیغاتی از آن سوی مرزها صورت میگرفت که روحانی نباید به دانشگاه نزدیک شود و دانشگاه نیز باید از روحانی دور بماند. لیکن آنچه اتفاق افتاد با تلاش روحانیونی نظیر امام خمینی(ره)، شهید مطهری، شهید مفتح، شهید بهشتی و دیگران برعکس این مطلب بود.
روحانی بدون دانشگاه و دانشگاه بدون روحانی اندیشهای بود که تحقق نیافت؛ اما همواره به لحاظ محتوای این دو نهاد، چالشی است که با آن مواجه هستیم حال باید بیندیشیم که چه باید کرد. در این میان پای صحبت آیتالله تسخیری و محمدرضا امام که دو تن از اندیشمندان و صاحبنظران این دو حوزه هستند، نشستهایم. آنچه در ادامه میآید تحلیل این دو بزرگوار از وضعیت حال حاضر است.
بسیج نیروهای علمی کشور جهت تحقق آینده روشنتر
آیتالله محمدعلی تسخیری، مشاور عالی مقام معظم رهبری در امور جهان اسلام در گفتوگو با خبرنگار ایکنا، در رابطه با روز وحدت حوزه و دانشگاه، اظهار کرد: من معتقد هستم این وحدت میتواند برای بسیج نیروهای علمی کشور جهت تحقق آینده روشنتر کمک کند.
وی افزود: در روش دانشگاهی یک ویژگیهای هست در روش حوزوی هم ویژگیهای هست، این ویژگیها اگر با هم جمع شوند میتوانند نقش بسزایی در تحقق اهداف این وحدت داشته باشند.
آیتالله تسخیری در پاسخ به این سؤال که آیا به آن وحدتی که مدنظر امام خمینی(ره) بود، رسیدهایم، گفت: هدف امام(ره) این بود که نیروهای حوزوی در متن دانشگاهها و نیروهای دانشگاهی در متن حوزه حضور داشته باشند. این الحمدالله محقق شد و هم اینکه در پیروزی انقلاب نقش داشت و هم در حرکتهای بعد از انقلاب نقش داشت.
وی وحدت حوزه و دانشگاه را در سطح مطلوب خود ارزیابی و اظهار کرد: الان حوزه و دانشگاه همان وحدت را دارند و باید به آن اهمیت بیشتری بدهند.
مشاور عالی مقام معظم رهبری در امور جهان اسلام با اشاره به شخصیت شهید مفتح، گفت: آیتالله مفتح یک مرد بزرگی بود که به این وحدت ایمان داشت و همچنین به لزوم گسترش انوار انقلاب اسلامی در کل جهان ایمان داشت، خدا رحمتش کند.
عده بسیار زیادی هنوز معنای وحدت حوزه و دانشگاه را درک نکردهاند
بنا بر این گزارش، حجتالاسلام والمسلمین محمدرضا امام، رئیس دانشکده الهیات دانشگاه تهران نیز در گفتوگو با ایکنا در رابطه با برکات وحدت حوزه و دانشگاه، گفت: برکات آن هنوز خیلی ظاهر نشده است. عده بسیار زیادی معنای وحدت حوزه و دانشگاه را درک نکردهاند یا اگر خودشان هم مسئول بودند در این جهت کم اقدام کرده و گامهای بلندی برنداشتهاند.
وی افزود: فهم از وحدت حوزه و دانشگاه فهم درستی نیست، این است که نیاز است یک بازبینی و درک صحیحتری از این موضوع بسیار مهم در جامعه پیدا شود. چون حوزه و دانشگاه در حقیقت دو رکن تأثیرگذار در روند فکری جامعه هستند؛ از طرفی دانشگاه میتواند خیلی مؤثر باشد و از طرفی حوزه نیز تأثیرگذار است.
امام با بیان اینکه این دو نهاد ممکن است احیاناً از هم فاصله داشته باشند، گفت: طرز تفکر و برداشت ممکن است فرق کند، فضاهایی که بهوجود میآید، احیاناً صحبتهای که میشود بین اینها تفرقههایی ایجاد میشود که مثلاً حوزه یا سایر مردم نسبت به دانشگاه یک تفکر نادرستی دارند که دانشگاه مثلاً کفرستان است و بالعکس نسبت به حوزه هم چیزهای دیگری مطرح میکنند که آنها مثلاً توان اداره جامعه را ندارد، از این قبیل صحبتها میشود و اینها هر دو غلط است. باید یک مقدار روی این بحث بهطور جدی کار شود.
اساس تفکر جدایی حوزه و دانشگاه از خارج مرزها وارد میشود
وی اظهار کرد: مسئولان امر باید کارهایی انجام بدهند که این دو صنف و این دو رکن درک درستتری از هم داشته باشند چون تصور این است که اهداف طرفین یکی است ولی این طرز تفکر و راههایی که میروند و بدبینیهای که بعضیها بهوجود میآورند و خیلی از آنها از خارج مرزها سرایت میکند باعث شده که این جدایی بین این دو صنف و دو رکن وجود داشته باشد و اینها باید کاری کنند که این فاصله کم شود.
امام با اشاره به معنای اتحاد این دو نهاد، اظهار کرد: اتحاد به این معناست که انشاءالله کار درستی به نحو صحیحی انجام بگیرد. من نمیخواهم بگویم هیچ کاری نشده ولی به نظرم یک حرکت کاملی نیست به این شکل کار پیش نمیرود. تصور و برداشت من این است و انشاءالله اشتباه کرده باشم. در مجموع میتوان گفت گامهای بلندی برداشته نشده است.
شکاف در طرز تفکر و راهها
وی عنوان کرد: در اصل تفکر و شالوده حوزه و دانشگاه نسبت به اهداف خیلی فاصله نداریم. در طرز تفکر و راههایی که انتخاب میشود شکاف وجود دارد. در شناخت همدیگر فاصله و زاویه زیادی وجود دارد. جامعه هم تفکر صحیحی نسبت به این دو ندارد. اینها را باید نهادهایی که مسئول هستند این دو نهاد را نزدیک کنند تا انشاءالله وحدت تحقق پیدا کند.
وحدت حوزه و دانشگاه در نگرش به راههای رسیدن به اهداف است
رئیس دانشکده الهیات دانشگاه تهران در پاسخ به این سؤال که در حوزه وحدت به چه مسئلی کمتر پرداخته شده است، گفت: نباید بگوئیم کمتر پرداخته شده است. اصلاً باید بگوئیم تعریف وحدت حوزه دانشگاه چیست. ممکن است بسیاری درک صحیحی داشته باشند ولی خیلی جاها هم آن توجه لازم و آن درک صحیح را ندارند. وحدت حوزه و دانشگاه در نگرش به راههای رسیدن به اهداف است. هر یک از این دو یک راهی را میرود، ممکن است اینها فاصله داشته باشد و اشتباه بروند، اگر با هم رایزنی کنند و کنار هم باشند فکر میکنم خیلی از مشکلات برطرف میشود و خیلی از سلیقههای احیاناً شخصی از بین برود.
وی افزود: وحدت یعنی همین نهادینهشدن راه رسیدن به اهداف. مسیری را طرفین تعیین کنند که از این مسیر حرکت انجام بگیرد نه این مسیرهایی که میخواهند به یک هدف برسند ولی اینها را به هدف نمیرساند. ممکن اشتباهاتی صورت گیرد و انحرافاتی بهوجود بیاید که علیرغم اینکه هدف تقریباً یکی است، هدف حاصل نخواهد شد.
گاهی هدف فراموش میشود
امام با بیان اینکه تعامل بین حوزه و دانشگاه وجود ندارد اگر هم هست خیلی ضعیف است، اظهار کرد: باید نهادهای مسئولی که برای وحدت حوزه و دانشگاه تعیین شدهاند بیشتر در این قضیه احساس مسئولیت کنند و گامهای صحیحی بردارند. کارهایی انجام بدهند که بتوانند اینها را با هم جمع کنند ولی به این صورت هر کسی راه خودش را میرود و شاید حتی با بعضی از شایعات و حرفهای آن طرفی فاصله هم زیاد شود. حتی گاهی هدف فراموش میشود با صراحت عرض میکنم یک جاهایی در راه میمانیم. تعبیر درستی نیست که بگویم در لجنزارهایی که سر راه هست گیر میکنیم. این موانع را باید شناخت و از سر راه برداشت.
وی با اشاره به خصوصیات شهید مفتح، اظهار کرد: یکی از افرادی که منادی وحدت حوزه و دانشگاه بود شهید مفتح است. ایشان خیلی در این زمینه فعالیت میکرد و کارهای بسیار خوبی هم انجام داد منتها اجل اجازه نداد که ایشان به سرمنزل مقصود برسد. خیلی آرزو داشت که این وحدت تحقق پیدا کند و در اصل معروف به منادی وحدت حوزه و دانشگاه است.
شهید مفتح خلأ وحدت را درک کرد
رئیس دانشکده الهیات دانشگاه تهران ادامه داد: ایشان عملاً خودش بهعنوان یک حوزوی که هم در حوزه درس خوانده و مدرس بود و هم در دانشگاه درس خوانده و استاد شده بود، تفکر حوزه و تفکر دانشگاه و بینشها و کارکردها را با هم میسنجید و ارزیابی میکرد. این گمشده را بهش رسیده بود که ما در حقیقت گمشدهای داریم به نام وحدت حوزه و دانشگاه و اگر دانشگاهیان بفمهند در حوزه چه خبر است و حوزویان بفهمند در دانشگاه چه خبر است اینها با هم یکی میشوند و در حقیقت میخواست اینها را به هم برساند که احساس وحدت کنند نه اینکه ما دو تا نهاد هستیم و موازای یکدیگر حرکت میکنیم. ما دنبال یک هدف میرویم مسیرمان هم باید یکی باشد.
وی افزود: ایشان فعالیتهای مختلفی کرد، از طریق تدریس و فعالیتهای اجرایی سعی میکرد دانشجویانی را جذب کند که بیایند در این مسیر خدمت کنند و معرفت و شناختی داشته باشند و برای این کار تربیت شوند. مرحله گزینش برای دانشجویان میگذاشت که در این مسیر افرادی را گزینش شوند که توان داشته باشند. در این زمینه بهعنوان یک شاخص منادی وحدت حوزه و دانشگاه معروف شده بود. با اینکه امام بحث وحدت حوزه و دانشگاه را فرموده بودند ولی ایشان بهعنوان شاخص این موضوع قرار گرفته بود.
امام در پایان گفت: انشاءالله جامعه ما و حداقل جامعه علمی ما که در شکلگیری فکری جامعه اثرگذار است و مردم را بهسوی مبانی، اصول و ارزشها هدایت میکند به چیزهایی که لازم و ضروری است بپردازد و از چیزهایی که حاشیه و انحرافی است، اجتناب کند و انشاءالله این تحقق پیدا کند. مسئولان بیایند، وقت بگذارند و ایثار کنند تا بتوانند این خواسته حضرت امام(ره) را تحقق ببخشند و ادامهدهندگان راه این بزرگان و شهدا و علمای ما باشند. انشاءالله فهم و درک بیشتری بین حوزویان و دانشگاهیان بهوجود بیاید و الفت و وحدت تحقق پیدا کند.