صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۳۴۵۹۷۵۹
تاریخ انتشار : ۱۷ آذر ۱۳۹۴ - ۱۵:۵۰

گروه سلامت: یک سریال طنز که جنبه سرگرمی داشت خشم برخی از پزشکان را برانگیخته بود اما از دیروز تا امروز اتفاقات مختلفی در شهر افتاده که موجب خشم این افراد نمی‌شود، از رها کردن بیمار.... تا باز کردن بخیه کودک چهار ساله.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، به طور حتم وقتی دکتری از اهالی اصفهان دستور بریدن نخ‌های بخیه از صورت کودک چهار ساله را داد، فراموش کرده بود روزگاری نه چندان دور سوگندنامه پزشکان را خوانده و زیر لب زمزمه کرده: «سلامت و بهبود آنان را بر منافع مادی و امیال نفسانی خود مقدم بدارم».

شاید نیز از ابتدا سوگند نامه پزشکان را با تأمل و تفکر نخوانده بود و صرف گرفتن مدرک پزشکی برایش از چنان ارزش و اعتباری برخوردار بود که از شادی رسیدن به چنین موقعیتی بی توجه سوگندنامه را خواند و رفت برای اینکه او را خانم دکتر و یا آقای دکتر صدا بزنند و مشعوف شود از این همه جایگاه وزین اجتماعی.

شاید نیز مشکلات مادی فرصت تفکر و تعقل را از او گرفته بود که نتوانست به درک ضرورت حفظ کرامت انسانی بیمار خود و کمک به هم نوع برسد.

هر چه بود دکتر داستان این روزها انسانیت را زیر پای گذاشت و عبور کرد از اخلاق، نوع‌دوستی، همیاری و دستگیری. عبور کرد از هر آنچه بن مایه پزشکی بود و تصور کرد صرف داشتن مهارت کاری او را برای دکتر بودن بس است.

موارد مختلفی از تخلف پزشکان و بیماران این روزها به گوش می‌رسد که همگی بوی پول می‌دهند، پولی که گاهی انسانیت را خرید و فروش می‌کند.

وقتی دکترها، فقط پزشک می‌شوند و از حکیم بودن فاصله می‌گیرند درمان را منحصر به جسم دیده و روح را فراموش می‌کنند، همچنین درمان را در ازای پول می‌بینند و مریض را صرفا دریافت کننده خدمت در برابر پول و از یاد می‌برند که علم آنها می‌تواند در پروسه درمان هم‌نوعشان مؤثر باشد و یا گاهی با عملکرد غلطشان پایان بخش زندگی یک انسان شوند.

اما امروز دکتر بودن وجه اجتماعی خاصی دارد وجهه‌ای که شما را ملزم می‌کند به جای گفتن نام خانوادگی حتما از لفظ آقای دکتر و یا خانم دکتر استفاده کنید و اگر این مهم را فراموش کنید مسلما رفتار خوشایندی با شما نمی‌شود.

خلاصه کلام اینکه احترام این قشر را باید خیلی نگاه داشت و با آنها شوخی نیز نکرد، چرا که از یاد نبردیم طی یکسال گذشته، پزشکان پس از تماشای چند قسمت از سریال طنز تلویزیونی «در حاشیه» چقدر خشمگین شدند و با تجمع و صدور بیانیه انزجار خود را از ساخت این سریال که به زعم خودشان به قداست حرفه پزشکی و مهارت آنها توهین شده بود اعلام کردند.

یک سریال طنز که جنبه سرگرمی داشت خشم برخی از پزشکان را برانگیخت اما طی این چند روز اتفاقاتی مختلفی در شهر افتاد، ولی چرا موجب خشم این افراد نمی‌شود؟ از رها کردن بیمار.... تا باز کردن بخیه کودک چهار ساله.

هر طور حساب کنیم عملکرد غلط این افراد در دنیای واقعی در قالب نقش پزشک با نادیده گرفتن کرامت انسان‌ها، ارائه خدمات درمانی صرف در برابر پول و درآمدزایی غیرانسانی از حرفه پزشکی بسیار ناپسندتر، دردناکتر و رنج ‌آورتر از بیان آن در یک سریال طنز است.

عملکرد برخی از پزشکان این سوال را در اذهان عمومی ایجاد می‌کند که چرا جامعه پزشکی با دیدن چنین تخلفات فاحشی خشمگین نمی‌شود و قداست حرفه خود را در خطر نمی‌بیند، حال آنکه پخش یک سریال طنز آتش خشم آنها را شعله‌ور می‌کند.

مسلم است که در این نوشتار قصد تخریب نقش پزشکان را نداریم و از یاد نخواهیم برد که همواره بودند افرادی در لباس مقدس پزشکی ارائه خدمت به همنوعان را بر منافع  خود مقدم دانسته و از علم و دانسته‌های خود برای حیات بخشیدن استفاده کرده‌اند.اما در این میان نیز هستند افرادی که قداست حرفه خود را فراموش کرده و وارد معامله‌ای می‌شوند که جز با پول میسر نمی‌شود.

فاطمه بختیاری