حجتالاسلام والمسلمین محمود کرمی، روحانی طرح هجرت در گفتوگو با
کانون خبرنگاران نبأ وابسته به خبرگزاری
ایکنا، در رابطه با راجع به فطرت خداجوی انسان گفت: در میان پدیدههای عالم آفرینش، انسان را باید پیچیدهترین آنان دانست که به همین دلیل ناشناختهترین آنان نیز محسوب می شود، یکی از مجهولات در مورد انسان همین مسأله فطریات انسان است.
وی تصریح کرد: فطرت در لغت به معنای سرشت یا طبیعت و در اصطلاح به معنای غریزه معنوی هر انسان است، آدمی دارای دو نوع غریزه است؛ غریزه مادی که برای تأمین نیازهای مادی نهفته در درون اوست؛ مانند حبّ ذات، تشنگی، گرسنگی، ترس و اما غریزه معنوی در وجود آدمی برای عبور از مرز حیوانیت و رسیدن به کمال انسانی نهاده شده است؛ مانند کمالطلبی، نوع دوستی، ایثار، احسان و... .
تفاوت فطرت و غریزهروحانی طرح هجرت بیان کرد: فطرت با غریزه دو تفاوت عمده دارد؛ در اصل فطرت از غریزه آگاهانهتر است، یعنی انسان یک سلسله فطریات دارد و میداند که چنین فطریاتی را دارد که این برخلاف غریزه است زیرا که در غریزه از امیال خود آگاه است اما به آنها توجهی ندارد؛ دیگر اینکه غریزه در حدود مسائل مادی حیوان است ولی فطریات انسان مربوط میشود به مسائلی که ما آنها را مسائل انسانی و فراحیوانی مینامیم.
فطرت در قرآنکرمی با اشاره به سوره فصلت آیه 53 «سَنُرِیهِمْ آیاتِنا فِى الْآفاقِ وَ فِی أَنْفُسِهِمْ حَتّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ» (به زودى نشانههاى خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آنها نشان میدهیم تا براى آنان آشکار گردد که او حق است) ادامه داد: از نهان و ضمیر انسان یا همان فطرت در قرآن به عنوان یک منبع معرفت ویژه یاد شده است؛ بنای خلقت تمام آیات قرآن و نشانههایی که در این مصحف شریف آمده برای کشف همین حقیقت است، آنچه در جهان خارج انسان است در قرآن آفاق نامیده میشود و آنچه در جهان درون انسان است در قرآن به «انفس» تعبیر میشود؛ فطرت درونی انسان همان جهان درونی و ضمیر انسان است که قرآن با کلمه انفس به آن تعبیر میکند.
وی با اشاره دیگری به آیه 30 سوره روم «فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ» افزود: واژه فطرت برای اولین بار در قرآن به کار برده شده است و درواقع این همان فطرتى است که خداوند، انسانها را برای آن آفریده است.
وی بیان کرد: خداوند علاوه بر آیات ذکر شده در سورههای زیادی از قرآن در مورد فطرت با مسلمانان جهان متذکر شده است، از جمله این آیات مانند آیه 11 سوره ذاریات، آیه21 سوره غاشیه، آیه 54 سوره مدثر - آیات تذکر سوره بقره مانند 138، آیه 25 سوره لقمان ، آیه 177 سوره آلعمران، آیه 53 سوره نحل، آیه 33سوره لقمان وآیه 65 سوره عنکبوت و ... .
فطرت در روایاتحجتالاسلام کرمی افزود: در برخی از روایات از فطرت به اسلام همچنین در برخی دیگر به نبوت و امامت و در بعضی به ولایت تفسیر شده است؛ نکته قابل فهمی که در احادیث به چشم میخورد این است که لغت خاصی که خداوند انسان را بر آن آفرید، همین توحید یا اسلام است یعنی انسان به گونهای آفریده شده است که با این مسائل بیگانه نیست و اگر در شرایط مساعد قرار گیرد و آن فطرت الهی بالفعل شود، این معارف را می یابد.
وی افزود: البته میتوان گفت روایات هر یک مصداقی از مصادیق فطرت را بیان میکنند پس این موارد با یکدیگر منافاتی ندارند؛ به این معنی که همه این موارد در خلقت انسان نهادینه شده است؛ در نتیجه هر انسانی در وجود خود احساس به آفریدگار میکند و این حالتی است که خداوند در وجود انسانها قرار داده است و این مسئلهای است که حتی دانشمندان غیر مسلمان هم به آن اعتراف کردند.
روحانی طرح هجرت برای تکمیل این بحث روایاتی از ائمه اطهار(ع) بیان کرد: قال امام علی(ع): «نظرو النفس للنفس، العنایة بصلاح النفس» کمکی که نفس انسانی میتواند به خود بکند، کوشش برای اصلاح خود است؛ امام رضا (ع) از پدرشان و ایشان از جدشان امام باقر(ع) نقل میکنند: مقصود از فطرة الله نزد مومنان همان لا اله الا الله، محمّدرسول الله و علی امیرالمومنین(ع) است؛ رسول خدا میفرماید: هر نوزادی بر فطرت(توحید واسلام) متولد میشود و این فطرت همچنان باقی است تا پدر و مادرش آن را بر یکی از آیین خدا پرستی بار آورند.
راههای اثبات فطرت خداجوی انسانوی تصریح کرد: انسان درک میکند که نیاز به آب و غذا دارد، همچنین روح ما درک میکند که احتیاج فراوانی به غذای روحی دارد. این احساس عبارت است از دینی که اولین انسان به آن هدایت شد پس اگر بچهایی را از وحشیترین اقوام دنیا بگیریم و هیچ دینی به او تلقین نکنیم و او را رها کنیم تا هرگونه که میخواهد زندگی کند، وقتی بالغ و بزرگ شد مشاهده میکنیم که به دنبال گم شدهایی میگردد و دائماً بنا به اصل غریزهاش به این طرف و آن طرف میزند تا در مغز خود چیزی تصور کند که ما آن عقیده را همان فطرت خداشناسی مینامیم.
کرمی اظهار کرد: علاوه بردلیل نقلی از قرآن و روایات، ادله دیگری مانند دلیل فلسفی و شهودی نیز برای اثبات فطرت خدا آشنای انسان وجود دارد مانند دلیل فلسفی، انسان موجودی مجرد است و هر موجود مجرد، علت و خالق خود را به صورت حضوری درک میکند در نتیجه انسان فطرتاً خداشناس است. مجرد بودن انسان به این معناست که آنچه انسانیت، انسان و هویت واقعی او را تشکیل میدهد و آنچه درک کننده دادههای حسی است، مجرد است؛ یعنی همان که از آن به «روح» تعبیر میکنیم و با«خود» یا «من» به آن اشاره میکنیم؛ انسان موجودی مجرد (غیر مادی) است و از خصوصیات ماده خالی است، هر چند از ابزار مادی مانند چشم و گوش و ... استفاده میکند؛ بر جسم مادی نیز تأثیر میگذارد و از آن اثر میپذیرد؛ منظور از این روح، همان است که شاد یا غمگین میشود و همچنین تفکر، استنتاج و اراده نیز پدیدههای روحی هستند.
این مربی قرآن بیان کرد: البته فطرت خداشناسی انسان مانند بعضی فطریات دیگر بالقوه و ضعیف است و در شرایط خاصی بالفعل و قوی میشود، همانطور که حتی غرایزی مانند غریزه جنسی نیز بالقوه است و در شرایط خاصی بالفعل و قوی میشود و در شرایطی نیز خاموش یا سرکوب میشود؛ در مورد فطرت خداشناسی، تعلقات انسان به دنیا و امور مادی و جسم خودش، حجابهایی است که مانع بالفعل شدن، شکوفایی و رشد این فطرت میشود و این غفلت به حدی است که شخص منکر فطرت میشود اما اگر شخص به اختیار خود یا با زور از این وابستگیها جدا شود، خداوند را به روشنی مییابد.
وی حدیثی را برای تکمیل این بحث ارائه داد و گفت: شخصی به حضرت امام جعفر صادق (ع) عرض کرد؛ بحثها و مجادلهها درباره وجود خداوند مرا متحیر کرده است. مرا به خداوند راهنمایی کنید، حضرت فرمود: آیا هرگز سوار کشتی شدهای؟ پاسخ داد: بله،
فرمود: آیا پیش آمده که کشتی تو بشکند و هیچ راه نجاتی برای تو نباشد؟ پاسخ داد: بله، فرمود: آیا در آن هنگام قلب تو به چیزی که قادر بر نجات تو باشد تعلق نگرفت؟ پاسخ داد: آری، قلبم به موجودی که قادر بر نجاتم باشد، تعلق گرفت. فرمود: همان موجود خداوندی است که وقتی هیچ نجات دهندهای نباشد هم قادر بر نجات تو است (این حدیث، صحنه قطع همه تعلقات دنیائی را تصویر میکند که هر کسی حتی منکر خدا هم در آن لحظه، متوجه فطرت الهیاش میشود و خدا را مییابد).
رابطه فطرت و تربیتحجتالاسلام کرمی بیان کرد: اگر فطرت و فطریات انسان را بپذیریم، آن فطریات باید در تربیت او در نظر گرفته شود، اساساً واژه تربیت به معنی رشد و پرورش دادن است و پرورش دادن وقتی معنی پیدا میکند که وجود یک سلسله استعدادها و ویژگیها را در انسان پذیرفته باشیم؛ معلم و مربی مانند باغبان است نه مانند صنعتگر یا نجار، باغبان گل میدهد اما صنعتگر، مصنوعات خود را میسازد؛ مربی استعداد عقلانی و فکری انسان را رشد و استعداد خداجوی انسان را پرورش و احیاناً هدایت میکند پس فطرت با تربیت ارتباط دارد؛ معلمان، مربیان و مسؤلان تربیت و تبلیغ، از جمله مدیران و برنامهریزان صدا و سیما با مطالعه و آگاهی از عوامل تقویت و تضعیف امور فطری میتوانند برای رسیدن به آرمانهای تربیتی، از ابزار مهم و قوی فطرت استفاده کرده و در طراحی و برنامهریزی برای تربیت افراد با بصیرت بیشتری اقدام کنند.
موانع شکوفایی فطرتوی ادامه داد: یکی از موانع شکوفائی فطرت خداجوی انسان، آلودگی روح به گناهان است؛ اصولاً آلودگی گناهان دل را از خدا دور میکند و پاکی و لطافت نخستین آن را از بین میبرد؛ فطرت چنین انسانی نمیتواند شکوفا شود. همچنین آلوده بودن محیط و غرق شدن جامعه در شهوتپرستی و هوای نفس، تحریک شهوات، تنپروری و حیوان صفتی از عوامل انحراف و یا بیاثر شدن فطرت الهی انسان است.
کرمی با اشاره به نوشتههای استاد مطهری گفت: استاد میگوید؛ اینها با هر گونه احساس تعالی اعم از مذهبی یا اخلاقی یا علمی یا هنری، منافات دارد، آدم شهوتپرست احساس عزت، شرافت، سیادت، شهامت و شجاعت را از دست میدهد و اسیر شهوت میشود همان طور که خداوند میفرماید؛ «انالله لایهدی القوم الفاسقین»
روحانی طرح هجرت افزود: عامل دیگری که ممکن است مانع هدایت فطری انسان شود، محیط نامناسب است؛ در جامعهای که عقیده رسمی، ماتریالیسم است، شنیدن ندای فطرت و پاسخ درست به آن، مانند حرکت برخلاف جهت رودخانه است و ممکن است باعث از دست دادن موقعیتهای اجتماعی شود. همچنین میان دین و سایر فطریات و تمایلات طبیعی بشر نیز از عوامل سرکوبی فطرت مذهبی است. متقابلاً بعضی عوامل، فطرت و امور فطری را تقویت میکنند مانند پاک بودن از گناه، معنوی بودن جامعه و محیط، بیان عالمانه و صحیح مفاهیم دین. با وجود این عوامل، فطرت خداجوی انسان به راحتی انسان را هدایت میکند و او نیز به ندای فطرت پاسخ میدهد؛ ترویج فساد و لهو و لعب بین جوانان و ... از سوی دشمنان به منظور خاموشی و یا انحراف همین فطرت پاک صورت میگیرد.
زینب رحیمی