صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۳۴۸۸۴۹۸
تاریخ انتشار : ۲۵ فروردين ۱۳۹۵ - ۱۷:۱۱

گروه جهاد و حماسه: سیدحسن مجیدی، از شهدای دفاع مقدس است که در طول زندگی گوش به فرمان رهبرخود داشت و پای ثابت محافل قرآنی بود.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)،شهید سیدحسن مجیدی از شهدای دفاع مقدس هست که سال 1347 در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمده است و 12 اردیبهشت سال 65 در عملیات سیدالشهدا(ع) در فکه جام شهادت را نوشیده است و امروز پدر ساده و سالخورده سیدحسن در خانه‌ای قدیمی و آرام، خاطرات پسرش را مرور می‌کند.

در آستانه روز پدر به دیدار پدری صبور آمده‌ام که 30 سال پیش بزرگترین سرمایه زندگی‌اش را نثار اسلام و این آب و خاک کرد، پسرش را! که اگر امروز بود؛ عصای دستش و پای رفتنش بود.

این سید روحانی بیمار و نحیف است با این حال با مهربانی به استقبال می‌آید و مرا به اتاق پذیرایی ساده خانه دعوت می‌کند.

اتاق پذیرایی این خانه مختصر شده به کتابخانه‌ای کوچک، یک جالباسی و طاقچه‌ای که به تصویر امام(ره)، رهبر معظم انقلاب و شهید مزین است.

از او می‌خواهم از پسرش بگوید و او سخن را با بسم‌الله و حدیثی نبوی آغاز می‌کند که بهترین شما کسی است که قرآن را عمل کند و آن را آموزش دهد.

وی ادامه می‌دهد که وقتی انسان با قرآن انس داشته باشد درجات پیدا می‌کند و می‌گوید به فرموده قرآن کسانی که در راه خدا شهید می‌شوند زنده‌اند و نزد خداوند روزی می‌گیرند.

وی آهی می‌کشد و می‌گوید: از ابتدای طفولیت آن طرفی بود. وقتی امام راحل دستور فرمود که جوانان به جبهه بروند با اینکه یک ماه مانده بود دیپلم بگیرد درس را رها کرد و به جبهه رفت. سه چهار بار رفت تا اینکه شهید شد. متأثر شدیم ولی خوشحال بودیم که به مقام شهادت رسیده است. اصرار کردم دیپلم را بگیرد ولی او می‌خواست راه صد ساله را یک شب طی کند و به دانشگاه بهتری برود.

قلب این پدر که سال‌ها شاگرد آیت‌الله جوادی آملی بود، گنجینه‌ای از آیات و احادیث است؛ آیاتی را از قرآن در وصف شهدا تلاوت می‌کند و می‌گوید حسن علاقه زیادی به دعای توسل و کمیل داشت و وقتی مانع جبهه رفتنش شدم، گفت: «چرا خودتان بر منبر، آیات شهادت می‌خوانی ولی مانع شهادت پسرت می‌شوی؟» و با این حرف مرا ساکت کرد.

وی ادامه می‌دهد: حسن پای ثابت جلسه‌های قرائت و حفظ قرآن بود و به نماز اول وقت خیلی اهمیت می‌داد و همه جلسه‌ها را به سمت آموزه‌های قرآنی سوق می‌داد. دیگر سرفه امانش نمی‌دهد و باید با وی خداحافظی کنم که به عنوان آخرین سخن می‌گوید: «هیچ نعمتی بالاتر از قرآن نیست و قرآن نور مبین است.»