به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا)، آیات مربوط به تشریع قصاص مراحلی دارد؛ ابتدا در آیه 178 سوره بقره سخن از عفو است، سپس در آیه بعدی، «وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ: و اى خردمندان شما را در قصاص زندگانى است باشد كه به تقوا گراييد» (بقره: 179 )، «قصاص» را عاملی برای «حیات» و زنده ماندن معرفی میکند. درباره آیه مورد اشاره این سؤال مطرح است که در حکم قصاص جان یک نفر گرفته میشود پس چطور میتوان قصاص را حیات تلقی کرد؟ وجه حیاتبخشی قصاص در چیست؟
حجتالاسلام و المسلمین محمد تقدیری، استاد حوزه علمیه از دو منظر به این سؤال پاسخ داد.توجه به شأن نزول تشریع قصاصتقدیری با اشاره به تصویب قوانین برای بحث «قصاص» در اسلام گفت: در جامعه علیرغم وجود دستورات اخلاقی و قوانین، برخی از انسانها هستند که از مرز انسانی، رفتارها و هنجارهای خودشان تجاوز میکنند و چه بسا که شیطان هم دخالت میکند و اقدام به قتل میکنند.
وی ادامه داد: در جامعه جاهلیت به این صورت بود که اگر قتلی رخ میداد و یک نفر کشته میشد خانواده مقتول چند نفر را در مقابل قتل آن یک نفر میکشتند. با نزول آیه تشریع حکم قصاص که بیانگر آن است که در مقاصه یک نفر در مقابل یک نفر حیات وجود دارد؛ معنایی که برای «حیات» در نظر گرفتهاند با توجه به شأن نزول آیه است وقتی که یک نفر در مقابل یک نفر قصاص میشود آن چند نفر دیگری که در دوران جاهلیت در مقابل کشته شدن یک نفر به قتل میرسیدند آنان نجات پیدا کرده و به حیات خود ادامه میدهند.
تشریع حکم قصاص نقشی بازدارنده داردمعاون امور روحانیون و حوزههای علمیه آستان حضرت عبدالعظیم(ع) در تبیین معنای دوم حیات تصریح کرد: معنای دیگر حیات آن است که وقتی چنین قانونی طراحی میشود دائما حالت بازدارندگی در مخاطبین شکل میگیرد به این معنا که اگر گفته شود که فردی را به قتل برسانید و در مقابل قتل، مدتی را در حبس باشید یا اینکه مبلغی را بهعنوان مجازات پرداخت نمائید چون تهیه کردن چنین مواردی به راحتی قابل تدارک است چنین چیزی آن نقش بازدارندگیاش ضعیف است.
تقدیری ادامه داد: نقش بازدارندگی جزای نقدی و حبس به قدری نیست که حالت ارتداع در انسان به وجود آورد اما وقتی در مقابل قتل، مجازات قصاص قرار داده شود چون انسانها جان خودشان را دوست دارند و دنبال بقا و ماندگاری هستند و لذا از اینکه قصاص شوند میترسند و برای اینکه خودشان کشته نشوند به قتل دیگران نیز اقدام نمیکنند چون میدانند که در واکنش به رفتارشان خودشان قصاص خواهند شد. چنین چیزی نیز موجب یک نوع حیات است به این معنا که این احساس شکل میگیرد که چه بسا اگر شخصی دیگری را به قتل برساند خودش کشته میشود اقدام به قتل نمیکند در نتیجه کسی کشته نمیشود و چون قتلی رخ نداده است زندگی ادامه پیدا میکند.