به گزارش از
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از همدان، آیتالله محمدی قایینی، استاد حوزه علمیه همدان، شنبه، 8 آبان ماه در درس اخلاق حوزه علوم اسلامی دانشگاهیان مرکز همدان، اظهار کرد: همانطور که گفته شد، موضوع علم اخلاق نفس است اما باید درباره روح بحث شود جان و روان که اصطلاحات متفاوتی دارد که ظاهرا یکسان است ولی استعمالات آن متفاوت هر کدام برای مفهومی به کار میرود و با تأمل بر هرکدام میتوان دریافت که هر اصطلاح برای یک تعبیر به کار میرود.
وی با بیان اینکه تعابیری مانند ذهن،قلب، عقل، نفس و روح همه یکی هستند ولی به اعتبارات مختلف، ادامه داد: به این جهت به بخشی از بعد ملکوت انسان ذهن گفته میشود که جنبه حفظ کردن و نگهداری دارد یعنی ذهن آن قسمت از بعد ملکوتی انسان است که هر آنچه را که انسان حفظ میکند را نگه میدارد و دارای مراتب ضعیف و قوی است.
آیتالله محمدی قایینی گفت: قلب به اعتبارات انفعالات بعد ملکوتی انسان گفته میشود لذا شادی، نشاط، انگیزه، اراده و غیره مربوط به قلب انسان است؛روح انسان میتواند چیزهایی را بپذیرد و تغییر کند این بعد مربوط به عواطف و احساسات انسان است لذا به این بعد ملکوتی قلب گفته میشود.
وی با بیان اینکه عقل به اعتبار درک اگفته میشود، اذعان کرد: نفس و روح انسان میتواند عالم شود ولی مادیات مانند اشیاء نمیتوانند؛ حیوانات بسیار کم میتوانند و به دلیل اینکه عقل ندارند به آن غریزه گفته میشود؛ جنبه دراکیت بعد باطنی انسان را عقل میگویند.
وی افزود: نفس به اعتبار سیرورت گفته میشود یعنی روح انسان موجودی است قابل تغییر و تحول و تبدیل شدن مانند اینکه انسان ظالم یبه عادل، جاهل به عالم و بالعکس و قابلیت رشد و کمال و تحول دارد؛ نفس قابلیت رشد و تعالی و تغییر و تحول دارد لذا وقتی انسان میمیرد دیگر نفس ندارد چون مادامی که با بدن در ارتباط است قابلیت تغییر و تحول را دارد.
وی ابراز کرد: روح به اعتبار تجرد گفته میشود و در مقابل جسم به کار میرود و مادی نیست و نمیتوان با حواس پنجگانه آن را حس و درک کرد لذا به ان روح میگویند؛ تعابیر ذهن، نفس، قلب و روح همه یک واقعیت هستند و تفاوت در کارکردهای آنها است یعنی یک دستگاه است که چندین کارکرد دارد و به همین دلیل بر اساس کارکردهای مختلف آن نامهای مختلف دارد.
این استاده حوزههای علمیه عنوان کرد: نکته حائز اهمیت این است که عقل از عقال گرفته شده است و عقال ریسمانی که با آن زانوی شتر را می بندند و به این دلیل به بعد روحانی انسان عقل گفته میشود که عقل برنامهها و دستورالعملهایی دارد که اگر انسان به آن عمل کند دست و پای او نسبت به زشتیها بسته است و دچار ظلمت نمیشود مگر عقل را زیر پا بگذارد.
انسان باید 7 مرحله را بگذراند تا به عروج برسدوی با تأکید بر اینکه روح انسان میتواند تا 7مرحله بالا برود، ادامه داد: نکته دیگر این است که بعد ملکوتی انسان که همان نفس انسان است و با وجود بدن،نفس وجود دارد و این نفس قابل ارتقاء است و تا هفت درجه میتواند بالا رود و این 7مرحله شامل طبع، نفس،عقل، قلب،سر، خفی، اخفاء است و اینها مراتب وجودی بعد ملکوتی انسان هستند.
وی با بیان اینکه طبع، رابطه نفس انسان با بدن است یعنی همان طبیعت انسان است، تشریح کرد: درمرحله نفس، جنبه مدیریت بدن مورد بحث است و مربوط به خواب و کارکرد روح انسان در رابطه با بدن است و خود نفس مراتبی دارد و باید توجه کرد که به معنی نفس که گفته شد نیست.
وی خاطرنشان کرد: عقل در راه دیدن، فهمیدن و کنکاش در ارتباط با مسائل کلی عالم است و در رابطه با بدن نیست؛ اگر نفس در بررسی مسایل و تصور امور کلی و قضایای کل عالم بر آمد و بتواند آنها را بررسی، تجزیه و تحلیل کند در مقام عقل است.
آیتالله محمدی قایینی افزود: مقام قلب علاوه بر فهم، میبیند که همان شهود است به این معنی که انسان در این مقام میبیند که نظام عالم علت و معلول است برای مثال انسان میبیند که باران از سوی خداوند نازل میشود نه بر اساس قانون علیت که در فلسفه آمده است بلکه بر اساس مقامی که به دست آورده است آن را میبیند.
وی اظهار کرد: مرحله سر حکمت اشیاء است که انسان باطن اشیاء را میبیند چراکه هر چیزی اعم از امورات مادی و غیر مادی دارای باطن است و از باطن اشیاء در قرآن کریم حکمت نام برده میشود و هنگامیکه انسان به این مرحله میرسد حقایق عالم را میبیند.
وی با بیان اینکه مرحله خفی یعنی مرحله تعلق علم خدا به نظام عالم و انسان، گفت: در این مرحله انسان میبیند که همه چیز اعم از ظاهر و باطن با اراده خداوند به وجود آمده و فقط خداوند را میبیند؛ گاهی نفس انسان به مرحله اخفاء میرسد یعنی انسان میتواند کار خدایی انجام دهد.
وی تشریح کرد: در مرحله اخفاء، انسان حاق حقیقت عالم را میبیند یعنی میبیند که خداوند واجب صفاتی است که بر حسب آن عالم ایجاد شده است و در این مقام انسان عالم را نمیبیند بلکه خدا را میبیند که صفات او عالم را اداره میکند و باید به این نکته به خوبی توجه کرد.
استاد حوزه علمیه آخوند ملا علی معصومی افزود: برای مثال انسان در مرحله اخفاء، فیاض بودن خدا را میبیند چراکه گاهی انسان فیض را میبیند گاهی فیاض را برای مثال وجود غذا و آشپزی که آن را پخته است، انسان از وجود غدای لذیذ به وجود آشپزی هنرمند پی میبرد که در این مثال، غذا فیض است و آشپز فیاض است و انسان یقین دارد که این غذا بدون وجود آشپز به وجود نمیآید لذا نسان میتواند به مقامی برسد که فیاضیت خدا را ببیند.
انسان از عروج هفتگانه غافل استوی تأکید کرد: این 7 مقام اکتسابی است و انسان میتواند به همه این مقامات برسد ولی متأسفانه انسان به خوبی استفاده نمیکند و چند تا از این مقامات در انسان بدون استفاده میماند درحالیکه انسان میتواند عروج هفتگانه و کمال داشته باشد.
وی با بیان اینکه در قرآن کریم کلمه نفس بسیار به کار رفته است، گفت: 295بار کلمه نفس در قرآن کریم آمده است و واژه قلب که به همان معنا است، 132 بار استفاده شده است که این امر نشان میدهد که این واژه در قرآن کریم بسیار استعمال شده است و دارای اهمیت است.؛قرآن کریم دست بر نفس گذاشته است و مدام سخن از بایدها، نبایدها، پاداش و عقاب برای نفس است یعنی بعد ملکوتی انسان را مورد توجه قرار داده است.
وی اذعان کرد: پرسشی که در حوزه نفس به ذهن میرسد این است که انسان چند تا نفس دارد؟ پاسخ این پرسش بسیار مهم است؛ حقیقت این است که انسان فقط یک نفس دارد چراکه 27 نفس در قرآن کریم وجود دارد و این به این معنی است که 27 کارکرد است نه 27 نوع؛ یعنی یعنی نفس میتواند به 27 شکل دربیاید و 27 مقام، جایگاه و حالت میتواند داشته باشد که به اعتبار هر کارکرد یک نام دارد.
وی با بیان اینکه درباره بدن و جسم هم همینطور است و انسان دارای یک جسم است، عنوان کرد: حقیقت وجود انسان یکی بیشتر نیست و بدن نمود روح است؛ تن ظاهر روح و روح باطن جسم است و در انجا سخن از ظاهر و باطن است.
انسان در علم اخلاق، مسیر دشواری را پیشرو دارد آیتالله محمدی قایینی در ادامه به توضیح آیه 38 سوره مدثر پرداخت و گفت: در قرآن کریم آیهای وجود دارد که نشاندهنده این است که مسئولیت انسان بسیار سنگین است، قرآن میفرماید:«كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ رَهِينَةٌ؛ هر كسى در گرو دستاورد خويش است»(مدثر/38).
وی ادامه داد: مفهوم این آیه این است که تمام اعمال انسان گرو است یعنی انسان مسئول است لذا انسان مسیر سختی در پیش دارد؛ قرآن کریم در جای دیگر میفرماید: «إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا مَا رَحِمَ رَبِّي إِنَّ رَبِّي غَفُورٌ رَحِيمٌ؛ نفس (سركش)، بسيار به بديها امر ميكند مگر آنچه را پروردگارم رحم كند، پروردگارم غفور و رحيم است.»( یوسف/53)
وی با تأکید بر اینکه بر اسس آیه مذکور نفس انسان اینگونه است و بسیار خطرناک است وئ اگر مراقب نباشد و لگام به آن نزد، سرکش میشود، گفت: انسان موجودی مسئول است با ظرفیتهای بالا که هم ظرفیت فوقملک شدن دارد و هم بدتر از حیوان شدن؛ نفس انسان این خصوصیت را دارد که اگر رها شود ار ارتفاع سقوط میکند لذا باید لگام آن را به دست گرفت و به سمت بالا برد.
وی تأکید کرد: برای موفقیت نخست باید نفس را به دست گرفت و بعد محکم را را در دست بگید ودر مرحله سوم نفس را با قدرت بکشد لذا انسان مسیر دشواری پیشرو دارد و طلابی که در کلاس درس اخلاق شرکت میکنند باید متوجه باشند که راه سختی را انتخاب کردهاند ولی نباید بهراسند چراکه علم اخلاق آنها را به سعادت رهنمود میکند.