به گزارش کانون خبرنگاران ایکنا، نبأ ، حجتالاسلام والمسلمین حسین درودی، معاون امور استانهای دبیرخانه ستاد همکاریها در ادامه مباحث گذشته به تفصیل پیرامون مبانی اساسی تربیت در سند تحول بنیادین با استناد به مبانی نظری در صفحه 48 به بررسی واژگان هستیشناختی، انسانشناختی، ارزششناختی و دینشناختی پرداخت و هویت در سند تحول از نظر شهید آوینی را تشریح کرد.
معاون امور استانهای دبیرخانه ستاد همکاریها با بیان تفاوت عقل، عدل و عشق در وصیتنامه شهدا گفت: همواره این سؤال در ذهن متبادر میشود که مبانی نظری شهادت چگونه قابل آموزش است.
وی افزود: از دیگر سؤالاتی که در این خصوص به ذهن میرسد این مسئله است که در وصیتنامه نورانی شهدا تفکر عاقلان نسبت به عاشقان در چه سطحی است.
حجتالاسلام درودی گفت: شهید آوینی در این خصوص نوشتهاند که در چشم عاشق جز معشوق نیست، به عاشق بگو که در کنار عشق انصاف دهد، عشق همواره فراتر از عدل و عقل مینشیند.
معاون امور استانهای دبیرخانه ستاد همکاریها یاد آورشد: سید شهیدان اهل قلم متذکر میشود که عشاق میگویند که جنون برای عدل و عقل است، عاقلان گویند خداوند عادل است و عاشقان میگویند؛ عدل آن است که معشوق میکند.عاشقان چون گرفتار بلا شوند، میگویند شکیبایی ورزیم که این نیز بگذرد اما عاشقان چون در معرکه بلا در آیند، عاشق بلایند.
وی با جمعبندی این بخش از سخنان خود گفت: حال این سؤال پیش میآید، در وصیتنامه شهدا روح برای آبادانی تن است یا تن برای روح؟ یا اینکه دوسویه باید باشد و اساسا هدف از زندگی در وصیتنامه شهدا چیست، شهید آوینی به این سؤالات در وصیتنامه خود پاسخ داده است، «مگر نه آنکه خانه تن راه فرسودگی میپیماید تا خانه روح آباد شود و مگر این عاشق بیقرار را بر این سیاره سرگردان آسمانی که کره زمین باشد برای اسطبل خواب و خور آفریدهاند ؟».
وی با بیان سئوال دیگری در خصوص وصیتنامه غنی شهدای کربلا و اینکه آیا آن وصیتنامههای سراسر نور و سرور فقط متعلق به سال 61 هجری هستند، و نیز از نظر شهیدان چرا همگان مخاطب ندای سالار شهیدان در کربلا نمیشوند، عنوان کرد: شهید آوینی به زیبایی پاسخ این سؤالات را قلمی کرده است، آنجا که گفته است، گوش کن! از ورای حجاب قرنها بار دیگر ندای هل من ناصر حسین(ع) به گوش میرسد، بشتاب برادر بشتاب در فرصت کوتاه زندگی هر کسی اهلیت مخاطب شدن این ندا را ندارد.