هماکنون که وقوع سوانح طبیعی و بحرانهای زیستمحیطی، مشکلات اقتصادی، ناهنجاریهای اجتماعی و ... همچون موجی فضای عمومی ایران اسلامی را متلاطم ساخته است و رگههایی از ناآرامی و نامرادی این مرز پهناور را فراگرفته و چشمان جامعه دیندار و دینمدار بیش از گذشته در انتظار فرارسیدن نصرت الهی است و فریاد استمداد شنیده میشود.
پیدایش این پرسش بنیادین کاملا طبیعی به نظر میرسد که چرا جامعه ایران که جامعهای دینی است و با شعار تحقق اسلام راستین بنیان گذاشته شده است دچار چنین آسیبها و هجمههایی شده است و چنینی ناملایماتی را تجربه میکند. حال و روز این روزهای کشور یادآور فراز نخستین دعای فرج است: «عَظُمَ الْبَلاءُ و وَ بَرِحَ الْخَفآءُ وَ انْكَشَفَ الْغِطآءُ وَ انْقَطَعَ الرَّجآءُ وَ ضاقَتِ الاَْرْضُ وَ مُنِعَتِ السَّمآءُ؛ بلا و مصایب ما بزرگ شد و بیچارگى ما بسى روشن و پرده از روى کار برداشته شد و امیدم ناامید شد و زمین بر ما تنگ آمد و آسمان، رحمتش را از ما منع کرد».
رویارویی با مرارتها و ناکامیها پی در پی یکی از بزنگاههایی است که ایمان آدمی را در معرض ابتلا و امتحان قرار میدهد و از قضا، یکی از سنتهای پروردگار قرار دادن انسان در چنین شرایط ناگوار و مشقتباری است؛ امیرالمومنین(ع) در کتاب شریف نهجالبلاغه میفرمایند: «فِي تَقَلُّبِ الْأَحْوَالِ عِلْمُ جَوَاهِرِ الرِّجَالِ؛ در تغيير و گردش حالات گوهرهاى مردان فهميده شود؛ به راستی که جوهره ایمان افراد در پرتو صبر و استقامت آنان در برابر مشکلات روی مینماید».
با پذیرش سنت ابتلا و امتحان الهی، این پرسش مطرح میشود که این سختی و مشکلات چه زمانی از جامعه رخت بر میبندد و نصرت الهی فرا میرسد. آیه (214) سوره بقره پاسخ این پرسش را داده است: «أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ؛ آيا گمان كردهايد به بهشت مىرويد حال آنكه نظير آنچه بر سر پيشينيان آمد، بر سر شما نيامده است، كه تنگدستى و ناخوشى به آنان رسيد و تكانها خوردند تا آنجا كه پيامبر و كسانى كه همراه او ايمان آورده بودند گفتند پس نصرت الهى كى فرا مىرسد؟ بدانيد كه نصرت الهى نزديك است».
علامه طباطبایی در کتاب «المیزان» این آیه را بیانگر «سنت ابتلا» میداند و تأکید میکند: این آیه دلالت دارد بر اینکه مَثَل و وصف امتهای گذشته عینا تکرار میشود؛ آنچه بر سر امتهای گذشته رفته است بر امت اسلام نیز خواهد رفت و این همان است که نامش را تکرار تاریخ و یا «عود» آن میگذاریم. در بیان شأن نزول این آیه چند قول مشهور وجود دارد. یکی از اقوال چنین است که این آیه در زمان جنگ خندق یا جنگ احزاب نازل شد. در جنگ احزاب، لشکر 10 هزار نفری مشرکین، جامعه کوچک مسلمین را در شهر مدینه محاصره کرد. به استناد تاریخ، جمعیت سپاه اسلام در آن نبرد حداکثر سه هزار نفر بوده است. مشرکین، شهر مدینه را قریب به یک ماه در محاصره خود درآوردند و در تمام این مدت، ترس و دلهره ناشی از مجاورت با سپاه کفر که افراد نامداری چون عمرو بن عبدود در آن حضور داشت و همچنین مشکلات ناشی از محاصره شهر، گریبانگیر مسلمانان شده بود. در آن زمان بود که تحمل این ناگواری بر مسلمانان گران آمد: «حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللَّهِ». در آن زمان بود که وعده نصرت الهی به مومنان داده شد: «أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ».
اگر سنت الهی بر این پایه استوار است که ایمان مومنان را با گرفتار ساختن آنان مورد آزمایش قرار دهد، پس صیانت از ایمان مهمترین اصلی است که باید در هنگام گرفتاری و مصیبت به آن توجه کرد: «وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ، الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ؛ و همواره شما را به نوعى از ترس و گرسنگى و زيان مالى و جانى و كمبود محصول مىآزماييم و صابران را نويد بده، كسانى كه چون مصيبتى به آنان برسد مى گويند ما از آن خدا هستيم و به سوى او باز مى گرديم (بقره، 155 و156).
در آیات فوق، پایداری در برابر بروز مشکلات به عنوان راه رسیدن به مقام صابران معرفی شده است. گروهی که مورد بشارت الهی واقع شدهاند. روشن است که روحیه صبر و پایداری با وظیفه انتقاد از حاکمان منافات ندارد. امام علی(ع) در خطبه (207) نهجالبلاغه بیانات ارزشمندی در اینباره دارند: «فَلَيْسَتْ تَصْلُحُ الرَّعِيَّةُ اِلاّ بِصَلاح ِالْوُلاةِ؛ رعيت اصلاح نشود مگر به صلاح حاكمان». در ادامه میافزایند: «از حقگويى يا مشورت به عدل خوددارى نكنيد، كه من در نظر خود نه بالاتر از آنم كه خطا كنم و نه در كارم از اشتباه ايمنم، مگر اينكه خداوند مرا از نفسم كفايت كند». حضرت در کلامی دیگر از مردم میخواهد بر اعمال حاکمان و نمایندگانش، مانند ابن عباس که شخصیتی علمی و مفسر قرآن بود، نظارت کنند و در صورت دیدن خلاف، آن حضرت را آگاه سازند.
مصطفی شاکری