صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۳۶۸۹۵۳۹
تاریخ انتشار : ۱۸ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۲:۴۷

گروه هنر: «به وقت شام» فیلم جدید ابراهیم حاتمی‌کیا، لذت سینما را به ما نشان می‌دهد چون در بحث فرم، این کار یکی از آثار مثال‌زدنی سینمای ایران است.

 
«به وقت شام» جدیدترین فیلم ابراهیم حاتمی‌کیا، فیلمی تحسین برانگیز در کارنامه این فیلمساز ارزشی سینمای ایران است. حاتمی‌کیا در این فیلم بار دیگر توانایی خود را در خلق صحنه‌های اکشن به تصویر کشیده است. جدا از زیبایی‌های بصری، فیلم توانسته گوشه‌ای از رشادت‌های مبارزینی که برعلیه داعش به جنگ برخاسته‌اند را نشان دهد.

فیلم جدید حاتمی‌کیا جدا از این‌که یک فیلم خوب است به ما یادآور می‌شود امنیت امروزمان در گروه ایثار چه کسانی است؛ بزرگانی که جان خود را فدا کردند تا ما راحت در کشورمان زندگی کنیم، البته شاید این مهم به مذاق عده‌ای که با سینمای حاتمی‌کیا مشکل دارند خوش نیاید! اما نمی‌توان کتمان کرد حاتمی‌کیا در فیلمش توانسته بسیاری از ناگفته‌ها را بیان کنند.

در کنار داشته‌های معنایی فیلم، باید فرم «به وقت شام» را یکی از نقاط درخشان سینمای ایران محسوب کرد، چراکه نشان می‌دهد سینماگران ایرانی اگر امکانات کافی در اختیارشان باشد، قادرند تصاویری خیره‌کننده به روی پرده نقره‌ای خلق کنند. «به وقت شام» در حوزه کارگردانی اگر نگوییم بهترین کار حاتمی‌کیا باید آن را جز سه فیلم برتر این فیلمساز عنوان کرد. حاتمی‌‌‌کیا در بحث دکوپاژ و میزانسن به ویژه ویژوال افکت، گامی بلند در سینمای ایران برداشته است. در زمینه بازیگری هم بازیگران ایرانی و عرب فیلم بسیار با هم هماهنگ هستند. در کنار بازیگری باید از فیلمبرداری خیره‌کننده و همچنین موسیقی زیبای کارن همایونفر به عنوان دیگر شاخص‌های این کار نام برد.
 

نکته دیگری که درباره «به وقت شام» می‌توان به آن اشاره کرد چهره‌پردازی واقعی از داعش است در این فیلم شخصیت‌پردازی درستی از این گروه انحرافی که به اسم دین جنایت می‌کنند شده است. به‌ویژه که نشان داده می‌شود اکثر کسانی که به این گروه جنایتکار پیوستند از پیشنه‌ای شخصیتی خوبی بهره نبرد‌ه‌اند تنها مذهب راه بهانه کردند تا گوشه‌ای از زشتی‌های خود را بپوشاند.

موضوع دیگری که در این فیلم به صورت روشن به آن پرداخته شده، قهرمان‌پروری است. این موضوع سال‌هاست در سینمای ما فراموش شده و حتی می‌توان گفت فیلم‌های ایرانی بار قهرمان شده‌اند در صورتی‌که تجربه نشان داده وجود قهرمان، می‌تواند جامعه را نجات دهند. حال این جامعه می‌خواهد یک کشور باشد یا مسافران یک هواپیما.

در همین رابطه باید اضافه کنم، قهرمان «به وقت شام» شبیه قهرمان‌های هالیوودی نیست که قدرتشان تنها در بازویشان باشد، بلکه ایمان است که از آنها قهرمان می‌سازند. بابک حمیدیان بازیگر اصلی فیلم که نقش خلبان را ایفا می‌کنند در قدم اول وی در مسیر خود مردد است زیرا یعنی تردید دارد راهی که می‌رود درست است یا خیر اما وقتی به نقطه آگاهی می‌رسد، دیگر ترس و دودلی ندارند و برای نجات کسانی که آنها را حتی نمی‌شناسد جان خود را فدا می‌کند.

«به وقت شام» یک نکته را می‌خواهد به ما گوشزد کنند آن هم این‌که لازم نیست که به دنبال قهرمان در جاهای دیگر بگردیم، زیرا اگر ما به ایمان خود تکیه کنیم هر کدام از قادریم یک قهرمان باشیم. در ضمن فیلم یک امتیاز مثبت دیگر نیز دارد آن هم اینکه تماشاگران از ابتدا با فیلم همراه می‌شوند و حتی حاضر نیستند یک لحظه چشم از آن بردارند این ویژگی با تمام شدن فیلم خاتمه نمی‌یابد، بلکه حاتمی‌کیا در تیتراژ انتهایی نیز جلوه‌های بصری و تصویری خوبی را به تماشاگر عرضه می‌کند. این امتیازات را شب نمایش فیلم در سینمای مطبوعات شاهد بودم، چون وقتی تیتراژ پایانی فیلم شروع می‌شود تماشاگران از روی صندلی‌های خود بلند نمی‌شوند.

نکته دیگری که برای «به وقت شام» می‌توان بیان کرد این است که نقد منفی پیرامون این کار نوشتن بسیار سخت است چون اگر قرار باشد نقد منفی انجام شود باید مسائل تکنیکی مد نظر قرار گیرد، اما هر اندازه که در جزئیات دقت می‌کنیم متوجه می‌شویم، حاتمی‌کیا کمترین خطا را در خلق تصاویر مورد نظر خود داشته است. البته عده‌ای سینمای حاتمی‌کیا را بنا به دلایل خاص و عمدتاً سیاسی دوست ندارند، بنابراین آنها سعی می‌کنند چشم خود را روی داشته‌های فنی این فیلم ببندند.
 


در رابطه به مطلب فوق باید اضافه کرد از نقدهایی که برخی‌ها در شب نمایش فیلم بازگو می‌کردند این بود که چرا باید بودجه‌های کلان تنها در اختیار حاتمی‌کیا قرار گیرد؟ این گفته به نظر می‌رسد بی‌انصافی باشد، چون فیلم‌های پُرخرج در سینمای ایران کم نیستند، اما مهم آنجاست که اگر هزینه‌ای شده، خرج مورد نظر در جای شایسته خود باشد. در همین رابطه یک سؤال باید از منتقدان «به وقت شام» پرسید. آیا هالیوود به عنوان سینمای محبوب بسیاری از این دست منتقدان، هر ساله آثاری تولید نمی‌کنند تا در آن سیاست‌های آمریکا تبلیغ شود؟ پس چرا وقتی ما می‌خواهیم از جوانان خود که از جان و مال و خانواده خود گذشتند تا ما آرامش داشته باشیم حرف بزنیم بحث هزینه به میان می‌آید؟ آیا این رویکرد بی‌انصافی نیست؟

مطلب پایانی این‌که حاتمی‌کیا فیلم بد هم در کارنامه دارد. برای مثال «گزارش یک جشن»، «به نام پدر» و چند فیلم دیگر کارهای ضعیف این فیلمساز هستند، اما به جرئت می‌توان گفت که بسیاری از تولیدات مطرح سینمای پس از انقلاب کار این فیلمساز است. پس بیایم در قضاوت‌ها و نقدهای خود تنها شاخصه‌های سینمایی را مد نظر قرار دهیم.