صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۳۶۹۲۳۲۵
تاریخ انتشار : ۲۸ بهمن ۱۳۹۶ - ۱۳:۱۰

حال ناخوش این روزهای اقتصاد کشور به جایی رسیده که بی هیچ مبالغه‌ای می‌توان مدعی شد که مسؤلان کشور در تمامی سخنرانی‌هایشان با هر موضوع و مناسبتی باشد، اشاره‌ای نقادانه به مشکلات اقتصادی دارند و هم‌چنین قریب به اکثریت ایشان بر حل مشکلات و چاره‌اندیشی برای این حال ناخوش تأکید می‌کنند و برخی حتی راه‌کارهایی هم توصیه می‌کنند.‏

به گزارش ایکنا، جهان اقتصاد نوشت: اما یک نقطه ابهام در همه این نقدها، تأکید و توصیه‌ها وجود دارد و آن اینکه مخاطب این سخنان چه کسانی هستند، همه مسؤلان مشکلات را می‌دانند، راه‌کارها را ارائه می‌دهند، اما مخاطب سخنانشان را مشخص نمی‌کنند.‏
براساس روال معمول، مخاطب سخنان مسؤلان مردم هستند، که برمبنی موضوع سخنرانی و جایگاه آن مسؤل یا گزارشی از عملکرد ارائه می‌شود و یا سخنران براساس مسؤلیتش مباحثی را با مردم در میان گذاشته و ایشان را به اموری توصیه از مواردی نفی می‌کند.‏
اما در این مورد خاص موضوع کمی متفاوت است، اینکه مردم باید از همه آنچه در اقتصاد کشور جریان دارد و از مشکلات ریز و درشت آن اطلاع داشته باشند، نشانه صداقت و شفافیت مسؤلان است، اینکه به مردم گفته شود که مشکلات باید حل شود، نشان از نگرانی مسؤلان برای مردم دارد و اینکه راه‌کارهای حل مشکلات با مردم درمیان گذاشته شود، نشانه این است که به مردم اطمینان خاطر داده شود که مشکلات حل شدنی است.‏
به‌رغم قابل تقدیر بودن همه این موارد، اما یک ابهام هم‌چنان باقی است که مخاطب همه این سخنان کیست و آیا مردم باید با جمع‌بندی سخنان مسؤلان طوماری از مشکلات‌ و چکیده‌ای از راه‌حل‌ها تهیه و برای حل آن‌ها آستین بالا بزنند و یا حداقل دستاوردهای مطالعاتی خود را در اختیار مسؤلان قرار دهند تا ایشان با کنار هم گذاشتن دانسته‌های خود و برداشت‌های مردمی، برنامه‌ای مدون برای مخاطب نامعلوم سخنرانی‌هایشان تهیه کنند.‏
آن‌چه مسلم است در ساختار کشوری چون ایران که مسؤلان برمبنای رأی مردم انتخاب می‌شوند و حتی منتصبین آن منتخبان نیز به پشتوانه همان آرا صاحب مسند و منصب می‌شوند، مستمع همه آن سخنان همان متکلمان هستند.‏
از سویی شاید بد نباشد به این مهم اشاره کنیم که هم در آموزه‌های دینی و مذهبی و هم‌چنین در آداب بومی و ملی کشورمان، چندباره افراد به رعایت ادب و احترام به یکدیگر توصیه شدند و یکی از موارد مهم حرف شنوی از بزرگترهاست.‏
بی‌شک داشتن رأی مردم به منتخبین جایگاه رفیعی داده و حرف شنوی از ایشان به عنوان بزرگ‌تر برهمه واجب است.‏
از این رو به نظر می‌رسد که باید به مسؤلان تأکید مؤکد کرد که وقتی به عنوان متکلم سخنرانی می‌کنند باید در مقام مستمع سخنان را شنیده و به توصیه‌ها عمل کنند که غیر از این رفتارشان خارج از ادب خواهدبود.