صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۳۸۸۹۹۲۱
تاریخ انتشار : ۲۱ فروردين ۱۳۹۹ - ۰۸:۴۴

متن زیر در معرفی اجمالی یکی از منابع گرانقدر مهدویت به نام «کمال الدین و تمام النعمه» و گفت‌وگو با دکتر منصور پهلوان، مترجم این اثر درباره ویژگی‌های این ترجمه است.

به گزارش ایکنا از خوزستان، کتاب «کمال الدین و تمام النعمه» اثر شیخ محمد بن علی بن بابویه معروف به شیخ صدوق از آثار گرانقدر و بی نظیر در شناخت حضرت صاحب الامر(عج) و مبانی مهدویت است. این کتاب در قرن چهارم و به فرموده شیخ صدوق در مقدمه‌ای که بر آن می‌نویسد به توصیه امام عصر(عج) به رشته تحریر در آمده است.

این کتاب پس از یک مقدمه‌ در مباحث کلامی امامت، مشتمل بر ۵۸ باب است. باب اول کتاب «انبیاء و حجج الهی که دارای غیبت بوده‌اند»، باب دوم «معمرین تاریخ»، باب سوم «نصوص و اخباری درباره دوازدهمین امام(ص) از خدا و پیغمبر(ص) و ائمه(ع)»، باب چهارم «مولد امام و کسانی که او را مشاهده کردند، نشانه‌ها و توقیعات» نام دارد.

باب هشتم بشارت عیسی(ع) به پیامبر اکرم(ص) نام دارد و ادامه کتاب تا باب ۲۰ به خبر سلمان فارسی، پادشاه یمن، عبدالمطلب و ابوطالب، بحیرای راهب، سطیح کاهن، خبر زیدبن عمربن نفیل و ... در باب پیامبر(ص) و پیش‌بینی رسالت ایشان اختصاص دارد. باب ۲۱ کتاب، باب نیازمندی به امام است. باب ۲۲ اتصال وصیت از آدم و خالی نبودن زمین از حجت تا قیامت نام دارد. 

ادامه کتاب از باب ۲۳ تا ۳۸ به نص خدای تعالی و روایات پیامبر اکرم(ص) و معصومین پس از ایشان درباره امام دوازدهم اختصاص دارد. 

باب ۴۳ کتاب ذکر کسانی است که حضرت را رؤیت کرده و با ایشان سخن گفته‌اند. باب ۴۵ کتاب، علت غیبت نام دارد. توقیعات وارده از امام، احادیثی درباره عمر طولانی، ثواب انتظار فرج و نشانه‌های ظهور از دیگر عناوین باب‌های بعدی کتاب است.

کتاب «کمال الدین و تمام النعمه» نخستین بار توسط آيت‌الله محمد باقر كمره‌اى ترجمه شد و پس از آن در سال 1379 دکتر منصور پهلوان به توصیه و تشویق مرحوم دکتر علی اکبر غفاری بار دیگر آن را ترجمه کرد. متن زیر در دو بخش شامل گزیده‌ای از  مقدمه دکتر منصور پهلوان بر ترجمه خود و سپس گفت‌وگویی با این استاد دانشگاه درباره این ترجمه و ویژگی‌های آن است‌.

«کمال الدین درباره یکی از اصیل‌ترین و درخشان‌ترین آرمان‌ها و وعده‌های انبیا الهی یعنی اعتقاد به مهدی موعود به رشته تحریر در آمده است و در تمامی ادیان الهی به آینده‌ای روشن و منجی عالم بشریت بشارت داده‌اند. نه تنها ادیان آسمانی بلکه مکاتب غیر الهی نیز از ظهور مدینه فاضله و حکومت صالحان و حکیمان و آینده‌ای درخشان سخن گفته‌اند. قرآن کریم نیز در متجاوز از یکصد و بیست آیه این آینده روشن را ترسیم کرده است(رک:المحجه) و به صراحت از وعده به مومنان در خلافت بر زمین و استقرار دینی که از آن خشنود است و تبدیل به خوف و ترس به امنیت و آسایش و پرستش همگانی خدای یکتا(النور 55) و وعده خود که در زبور و تورات نوشته است که زمین را بندگان صالح به ارث خواهند برد(انبیاء، 105) و غلبه دین حق بر تمامی ادیان باطل(التوبه 33) و اینکه خداوند بر مستضعفان منت نهاده و آنان را رهبران و وارثان زمین خواهد ساخت(القصص 5) و فرجام زمین از آن متقین خواهد بود(الاعراف 128) خبر داده است.»
این مترجم پس از آن موضوع جایگاه باور مهدویت را در سنت مطرح می‌کند: «در احادیث پیامبر اکرم و ائمه طاهرین علیهم السلام که معلمان و مبینان قرآن کریم اند به تفصیل و توضیح این آیات پرداخته‌اند و خصوصیات منجی عالم بشریت را به عبارات مختلف و به کرات و مرات بازگو فرموده اند.

این احادیث فراوان را در موضوع مهدویت در اسلام چنین گزارش کرده‌اند: بشارت بر ظهور مهدی علیه السلام۶۵۷ حدیث) و اینکه مهدی از اهل بیت است(۳۸۹ حدیث) و از فرزندان امیرالمومنین علی علیه السلام اشت(۲۱۴ حدیث) و از فرزندان فاطمه زهرا سلام الله علیها است (۱۹۲ حدیث) و از فرزندان حسین علیه السلام است(۱۸۵ حدیث) و فرزند امام حسن عسکری علیه السلام است (۱۴۶ حدیث) و زمین را پر از عدل و داد می‌کند(۱۲۳ حدیث) و غیبتی طولانی دارد(۹۱ حدیث) و عمری طولانی دارد(۳۱۸ حدیث) به گونه‌ای که می‌توان گفت در اسلام پس از موضوع ولایت و امامت علی علیه السلام در یک مبحث کلامی دیگر بدین تفصیل و تاکید سخن نگفته‌اند.»

این مترجم در بخش دیگری از مقدمه‌اش درباره اعتبار کتاب می‌نویسد: «جهت دیگری که در ارزش و اعتبار کتاب کمال الدین دخیل است و منزلت و عدالت و وثاقت و جایگاه ویژه نویسنده آن است به گونه‌ای که شاید هیچ یک از علمای بزرگوار اسلام در این جهات به پایه وی نرسند و همانگونه که پیشتر گفتیم اصحاب امامیه کلام او و پدرش را مانند نصّ منقول و خبر مأثور می‌دانند(بحار 405/5) و وثاقت او را امری ضروری مانند وثاقت ابوذر و سلمان می‌شمارند(مستدرک 525/3) و گروه کثیری از علمای امامیه همچون علامه حلی و شهید اول و محقق‌داماد مراسیل وی را محکوم به صحت می‌دانند و می‌گویند مراسیل صدوق کمتر از مراسیل ابن أبی عمیر نیست(روضات 123/6)با این اوصاف نه تنها احادیث مرسله صدوق بلکه اخباری از او که در سلسله اسناد آنها رجال مجهول و ناشناخته‌ای هم موجود باشد، صحیح و معتبر خواهد بود.

جایگاه کتاب کمال الدین و تمام النعمه

دیگر آنکه بسیاری از محدثان شیعی اعتبار و ارزش خاص برای کمال الدین قائل بوده‌اند و بسیاری از احادیث آن را در کتابهای خود نقل کرده و بدان استناد جسته‌اند. اگر کتاب کمال الدین کتابی نامعتبر بود این چنین مورد اقبال و توجه دانشمندان شیعی قرار نمی‌گرفت. علامه مجلسی در صدر منابع و مآخذ خود در بحارالانوار از کتب شیخ صدوق نام برده و در ضمن آنها از این کتاب نام می‌برد(6/1) نیز بسیاری از روایات کمال الدین را در کتابش نقل کرده است. مولا محسن فیض کاشانی نیز از این کتاب به اجلال یاد می‌کند و روایاتی از آن را در کتاب ارزشمند خود نوادر اخبار نقل کرده است(209 تا 305) شیخ حرّعاملی در اثبات الهداة و میرزای نوری در کشف الاستار و النجم الثاقب و بسیاری دیگر از دانشمندان و محدثان شیعی به دیده احترام به این کتاب می‌نگریستند و به احادیث آن استناد کرده‌اند.

ارزش تاریخی اخبار معمرین و اقوال غیر معصومین

بخش دیگری از کتاب کمال الدین که متضمن اخبار معمرین و حکایات و اقوال غیر معصومین است، از ارزش تاریخی بهره‌مند است، زیرا مخبر صادقی همچون شیخ صدوق در متجاوز از یک هزار سال پیش در شهرهای بزرگ آن روزگار همچون حجاز و عراق و همدان و ری و نیشابور و بخارا و فرغانه به تفحص پرداخته و احادیث و اخباری را که در آن روزگار در جهان اسلام منتشر بوده ضبط کرده و برای ما گزارش کرده است، فی الواقع اگر شیخ صدوق علیه الرحمه بعضی از این احادیث و اخبار را در کتاب خود نقل نمی‌کرد امروزه اهل تحقیق و بررسی از وجود آنها محروم بودند، به عنوان مثال می‌توان به داستان مفصل و آموزنده بِلَوهَر و بوذاسف اشاره کرد که اول بار آنرا شیخ صدوق در کتاب کمال الدین گزارش کرده است(577 تا 638) و پیش از این نویسنده‌ای را نمی‌شناسیم که به نقل آن مبادرت کرده باشد.»

در ادامه متن گفت‌وگوی ایکنای خوزستان با مترجم کتاب «کمال الدین و تمام النعمه» را می‌خوانید:

سوال: ممكن است بفرماييد چرا اين كتاب را براى ترجمه و تصحيح برگزيديد؟

حقيقت اين است كه در ترجمه و تصحيح اين كتاب بيش از چيز مديون زنده ياد مرحوم استاد على اكبر غفارى، محقق و موسس انتشارات صدوق، هستم. ايشان بودند كه ترجمه اين كتاب را به من پيشنهاد كردند و اگر پيگيرى مستمر ايشان نبود مسلما اين كتاب به اين شكل نفيس در اختيار علاقه‌مندان قرار نمى‌گرفت.

سوال: آيا اين كتاب قبلا ترجمه نشده بود؟

كتاب كمال الدين در حدود شصت يا هفتاد سال پيش توسط آيت الله محمد باقر كمره‌اى به فارسى ترجمه شده بود ولى استاد غفارى مى‌فرمودند نثر آن ترجمه براى نسل حاضر قدرى دشوار است و بهتر است ترجمه و تصحيح جديدى از اين كتاب صورت پذيرد.

سوال: شما در ترجمه و تصحيح اين كتاب از چه كتاب‌ها و منابعى استفاده كرده‌ايد؟

ترجمه كتاب بر اساس نسخه عربى مصحح استاد على اكبر غفارى كه در سال ١٣٩٠ق به طبع رسانيده‌اند انجام يافته است. آن كتاب با نسخه‌هاى متعدد خطى مقابله شده است. همچنين چاپ‌هاى ١٣٠١ ق و ١٣٧٨ق دقيقا ملاحظه شده است. احاديث كتاب كمال الدين در ساير كتاب‌هاى روايی همچون بحار الانوار نقل شده است و نقل و توضيح محدثانى همچون علامه مجلسى در موارد دشوار و پيچيده راهگشا بوده است. در اعراب گذارى متن نيز دقت فراوانى به عمل آمده است تا كتاب فاقد اغلاط اعرابى و مطبعى باشد. در ضبط صحيح اسامى راويان به كتاب‌هاى رجال نظير توضيح الاشتباه و ضبط اسامى رجال و ذيل فهرست شيخ طوسى و ساير مآخذ رجوع شده است.

سوال: اگر بخواهيد يك امتياز براى ترجمه خود بگوييد، آن چيست؟

در ترجمه متن كتاب كوشيده‌ام درستى و شيوايي هر دو رعايت شود، معنای عبارتى فروگذار نشود، متاسفانه بعضى از مترجمان مواضع حساس و دشوار متن را ترجمه نمى‌كنند. سعى كرده‌ام ترجمه از روانى و رسايي برخوردار باشد. ممكن است قدرى عبارات از حدود محاورات عاميانه فراتر باشد، اما اعتقاد مترجم بر آن است كه در ترجيح بين ساده نويسى و درست نويسى بايد درستى را برگزيد .

سوال: آيا ترجمه شما امتياز ديگرى هم دارد؟

امتياز كه چه عرض كنم ولى سعى كرده‌ام تا آنجا كه ممكن است شيوايی متن عربى را به زبان فارسى منتقل كنم، مثلا اين كتاب مشتمل بر ده‌ها بيت شعر عربى است، من هم آن اشعار را به نظم و شعر فارسى برگردان كرده‌ام، شايد اين يكى از امتيازات اين ترجمه باشد.

سوال: آيا ممكن است نمونه‌اى از آن اشعار را در اينجا ذكر كنيد؟

بله، مثلا شيخ صدوق اشعار سيد حميرى را كه در آغاز در مذهب كيسانيه بود و بعد به مذهب امامى در آمد را چنين نقل می‌كند:

ألا انّ الأئمه من قریش/والاة الأمر أربعة سواء

علی و الثلاثه من بنیه/همُ اسباطنا و الاوصیاء

فسبط سبط إيمان وبر/وسبط قد حوته كربلاء

وسبط لا یذوق الموتَ حتی/يقود الجیش يقدمه اللواء

یغيب فلا يرى- عنّا زمانا/برضوى عنده عسل وماء

من هم اشعار سید حمیری را چنین ترجمه کرده‌ام:

ائمه چهار و همه از قریش/وُلاتند و هستند با هم سوا

علی و پس از او سه فرزند وی/که هستند اسباط و هم اوصیاء

یکی سبط ایمان و نیکی و حلم/دگر سبط افتاده در کربلا

و سبطی که حی است و قائد شود/به جیشی که بینی به پیشش لوا

به غیبت زمانی به رضوی رود/کنارش مهیا عسل‌ها و ما

اين اشعار دقيقا ترجمه اشعار سيد حميرى است و چيزى اضافه و يا كم ندارد.

نمونه دیگر:

اذا كان هذا الدمع يجري صبابة/علي غير سلمى فهو دمع مضيع

ترجمه: اگر اشك ما غيث هاطل بود/چو بر غير سلمی است باطل بود

انتهای پیام