صفحه نخست

فعالیت قرآنی

سیاست و اقتصاد

بین الملل

معارف

اجتماعی

فرهنگی

شعب استانی

چندرسانه ای

عکس

آذربایجان شرقی

آذربایجان غربی

اردبیل

اصفهان

البرز

ایلام

خراسان جنوبی

بوشهر

چهارمحال و بختیاری

خراسان رضوی

خراسان شمالی

سمنان

خوزستان

زنجان

سیستان و بلوچستان

فارس

قزوین

قم

کردستان

کرمان

کرمانشاه

کهگیلویه و بویر احمد

گلستان

گیلان

لرستان

مازندران

مرکزی

هرمزگان

همدان

یزد

بازار

صفحات داخلی

کد خبر: ۳۸۹۱۷۷۳
تاریخ انتشار : ۲۷ فروردين ۱۳۹۹ - ۱۱:۲۳

کتاب «آیینه‌ها را باور کن» اثری برای درک بهتر ارتباط با خداوند است که به قلم محمدحسن ارجمندی به نگارش درآمده است.

به گزارش ایکنا به نقل از انتشارات کتاب نیستان، مجموعه داستان «آیینه‌ها را باور کن»، نوشته محمد‌حسن ارجمندی است. نویسنده در این مجموعه سعی کرده به بهانه بیان خاطرات خود از بزرگ شدن فرزندش، نکاتی اخلاقی و فرهنگی را در موقعیت‌های گوناگون داستانی روایت کند. همه داستان‌های این کتاب با موضوعی واحد نوشته شده‌اند. در واقع شاید بتوان گفت مقصود اصلی نویسنده از نگارش این خاطرات، تبیین مفاهیمی اخلاقی در مواجهه با موضوعاتی است که همه انسان‌ها در گروه‌های سنی متفاوت با آن دست و پنجه نرم می‌کنند. مراقبت خداوند از انسان‌ها مانند مراقبت پدر و مادر از فرزندانشان است و در این کتاب این رابطه را براساس رابطه خود با فرزندش روایت کرده است.
 
نویسنده معتقد است؛ این حرکت در کتاب «آیینه‌ها را باور کن» از آنجا آغاز شد که با تولد دخترم ریحانه و بزرگ‌ شدنش احساس کردم این ما نیستیم که او را بزرگ می‌کنیم بلکه اوست که چون فرستاده‌ای از جانب خدا، آمده تا ما را بزرگ کند. وقتی به زبان آمد و تفکر و انتخاب، چاشنی رفتارش شد، رابطه من به عنوان پدر، بیشتر و بیشتر به رفتار یک مربی یا مشاور دلسوز تبدیل شد تا آنجا که شباهتی عجیب در رفتار او با خود و رفتار خود با خدا دیدم. خودکامگی‌ها و گردن‌کشی‌های او به عنوان یک بچه که می‌خواست همه چیز را خود به انجام برساند و گردن به اطاعت فرمان ما نمی‌نهاد، با خودکامگی‌ها و گردن‌ کشی‌های من ـ به عنوان یک انسان ـ در برابر خدا شباهت بسیار داشت. به طوری که در بیشتر خاطراتی که از دوران دو تا پنج سالگی ریحانه در این کتاب روایت کردم، این شباهت به طور مشهودی دیده می‌شود و این چنین بود که کتاب «آیینه‌ها را باور کن» جان گرفت و ۲۴ خاطره را شامل شد که در هر بخش پس از روایت خاطره‌ای از کودکی‌های ریحانه، به بیان این شباهت پرداختم.
 
این کتاب که به همت انتشارات کتاب نیستان منتشر شده شامل ۲۴ داستان با عناوینی همچون سرسره بادی، مقصر کیه، فلفل، مراقبت، قرص کاکائویی، بیا! بخشیدمت، دیگه دوستت ندارم، قول‌های بچه‌گانه، آبروداری، خوابگاه امن، می‌گفت‌: می‌تونم، اما، ولی من دوستت دارم، خطاکار عزیز، درد دندان، تخم‌مرغ آب‌پز، ترس از دوری، آخر دنیا، عذر‌خواهی زبانی، قرص نعنایی، مگه نگفتم چیزی از کسی نگیر، حلقه اشک و دوگانگی است.
 
در مقدمه این کتاب آمده است: داستان‌سرایی و تشبیه، از ابزار‌های مؤثر کلامی برای درک بهتر و آسان‌تر مفاهیم است و خداوند کریم بار‌ها در کتاب آسمانی‌اش قرآن از این دو ابزار استفاده کرده و این چنین او به حق توانسته است گوهر معنا را در صدف تشبیه و داستان‌سرایی به دیده فهم خوانندگان این اعجاز مکتوب بنشاند و درک مفاهیمی بلند را با ابزار تشبیه، آسان کند.
 
در این کتاب همچنین سعی شده است تا با بهره‌گیری از داستان‌سرایی و تشبیه، نخست با روایت خاطراتی واقعی، توجه خواننده به موضوع جذب شود تا در ادامه، معانی نهفته در داستان با بیان شباهت‌های رابطه‌ی پدر و فرزند با رابطه پروردگار و بنده هویدا شود. ناگفته پیداست که رابطه پروردگار به بنده به مراتب متعالی‌تر و متفاوت‌تر از رابطه پدر با فرزند است و تشبیه این دو فقط و فقط به منظور درک آسان‌تر و مطلوب‌تر مفاهیم، انجام شده و ساحت حضرت پروردگار ـ از هر تشبیه و همانندی مبراست.
 
بخشی از این کتاب این‌گونه نوشته شده است: «همه ما به اقتضای زندگی و تصمیمی که خداوند برای ما می‌گیرد، در زندگی سهم مشخصی از قرص کاکائویی نعمت‌ها داریم. حال این خداست که تصمیم می‌گیرد قرص‌های کاکائویی را چگونه و به چه مقدار به ما بدهد. براین اساس انسان‌ها به چند گروه تقسیم می‌شوند؛ گروه اول: این گروه سهم قرص کاکائویی خود را یک‌باره دریافت می‌کنند. به نظر می‌رسد خداوند به دو دلیل سهم قرص کاکائویی این گروه را این‌گونه دریافت می‌کند…»
 
در بخشی از داستان «دیگه دوستت ندارم!» نیز می‌خوانیم: خانه ما مثل محل فیلم‌برداری یک فیلم سینمایی شده بود که برداشت اول سکانس مربوطه مورد تأیید کارگردان قرار نگرفته و کار به برداشت‌های مجدد کشیده شده بود. ریحانه هم مثل بازیگری بود که وظیفه داشت بر اساس فیلم‌نامه‌ای که خود نوشته بود، صحنه را به هم بریزد. این چنین بود که او خانه را به هم می‌ریخت و ما مثل عوامل صحنه با تأیید سکانس از سوی کارگردان، صحنه را به حالت نخست بر‌می‌گردانیم. خانه را مرتب می‌گردیم و ریحانه باز آن را به هم می‌ریخت. برداشت‌های مجدد، بار‌ها و بار‌ها تکرار می‌شد و ما هر بار با درجات عصبانیت مختلف، بازسازی صحنه فیلم‌برداری را انجام می‌دادیم…»
 
یادآور می‌شود؛ این مجموعه داستان نوشته محمد‌حسن ارجمندی، به همت انتشارات کتاب نیستان در شمارگان ۲۲۰۰ نسخه و ۱۲۱ صفحه و طرح جلدی از محمدرضا هادوی منتشر شده است.
انتهای پیام